، چه احساسی خواهید داشت؛ حالتی را تصور کنید که هنگام گوش دادن به نت خاصی که به وسیله پیانو نواخته می شود ، رنگ آبی جلوی چشمان شما مجسم شود و نتهای دیگر هریک با رنگ دیگری در ارتباط باشند. جالب است بدانید این مساله واقعیت دارد و در معدودی از اشخاص این حالت دیده می شود. این گونه افراد دنیای ما را به روشهایی غیرمعمول و شاید هیجان انگیزتر تجربه می کنند و در واقع چنین به نظر می رسد که در دنیایی میان واقعیت و رویا زندگی می کنند. این حالت اصطلاحا سینستزیا (Synesthesia) نامیده می شود که از ریشه یونانی است و از 2کلمه Syn به معنای باهم و aisthesis به معنای درک مفاهیم تشکیل شده است . در واقع این حالتی است که حواس پنجگانه عملکردی آمیخته باهم دارند و این درست برخلاف مردم عادی است که حواس پنجگانه آنها از هم متمایز است . مدتهای مدیدی این مورد به عنوان موضوعی غیرواقعی تعبیر می شد؛ اما تحقیقات اخیر دانشمندان ، واقعی بودن آن را آشکار کرده است . یک علت احتمالی برای بروز این حالت می تواند وجود ارتباط متقاطع میان نواحی از مغز این گونه اشخاص باشد که در افراد عادی به صورت مجزا فعالیت می کنند. این پدیده از سال 1880 که فرانسیس گالتون برای اولین بار مقاله ای در مورد این بیماری به چاپ رساند به جهانیان معرفی شد. تحقیقات کامل تر در مورد علت بروز این حالت از 4سال پیش آغاز شد. طی این بررسی ها دانشمندان سعی در کشف فرآیندهای مغزی داشته اند که می تواند پیدایش این وضعیت را توجیه کند و در ادامه این تحقیقات توانستند به اطلاعات گرانبهایی در مورد نحوه کارکرد مغز انسان و جنبه های اسرارآمیز و ناشناخته آن مثل تفکر و قدرت تکلم دست یابند. یک نظریه برای توجیه به وجود آمدن این حالت می تواند بیان این نکته باشد که این گونه اشخاص در واقع خاطرات دوران کودکی و گذشته خود را تجربه و یادآوری می کنند. به هر حال این نظریه در پاسخ به این پرسش که چرا تنها گروه اندکی از مردم قادر به یادآوری و تجربه این گونه خاطرات هستند ، جوابی ارائه نمی کند. یک ایده رایج دیگر این است که این افراد وقتی نت خاصی را در موسیقی با رنگ قرمز یا طعم غذای بخصوصی را به صورت تیز و برنده مرتبط می دانند در واقع دچار نوعی ایهام می شوند. همان طور که همه ما ممکن است از چنین استعاراتی برای تفسیر و تعبیر وقایع و اشیای اطرافمان استفاده کنیم . محاورات روزمره ما مملو از چنین استعاراتی است و شاید این قبیل افراد تنها از ذوق و قریحه بیشتری در این زمینه بهره مند باشند. یک راه حل ساده برای یافتن حقیقت انجام این پرسش از این اشخاص است که آیا این پدیده صرفا تخیلی است و یا شما واقعا رنگ مزبور را می بینید؛ زمانی که این پرسش از آنها شد، پاسخها بسیار شبیه به هم بود. اکثرا پاسخ دادند که بله من در هنگام شنیدن نت بخصوصی به وضوح رنگ مربوط به آن را می بینم ، اگرچه می دانم واقعا این طور نیست . محققان نمی دانستند که اگر یک شخصی مبتلا به سینستزیا که هنگام دیدن عدد 5رنگ قرمز و با دیدن عدد 2رنگ سبز را می بیند، اعداد به صورت های دیگری به او نشان داده شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؛ به این منظور چندین عدد 2را به نحوی که یک مثلث را تشکیل دهند کنار هم قرار دادند. اگر این حالت واقعی باشد، افراد مورد بررسی می باید به راحتی مثلث را ببینند؛ زیرا آنها اعداد را رنگی می بینند و بنابراین مثلث مذکور براحتی دیده می شود. هنگامی که این آزمایش به انجام رسید، جواب کاملا واضح بود. برخلاف افراد عادی و سالم این قبیل افراد به طور کامل اشکالی را که به وسیله اعداد مزبور تشکیل شده بود تا 90درصد براحتی دیدند. بنابراین دانشمندان نتیجه گرفتند که این پدیده امری واقعی است نه تخیلی . سایر بررسی ها نشان داد که وضعیت این گونه اشخاص شبیه به یکدیگر نیست . در بعضی از آنها حتی اسم روزهای هفته و یا ماههای مختلف سال تداعی کننده رنگ خاصی بود. مثلا ممکن است دوشنبه سبز، چهارشنبه صورتی و یا آخرین ماه سال زرد رنگ باشند.
استعاره و تمثیل راهی برای بیان احساسات
آگاهی دانشمندان از چگونگی فرآیند عصبی که ایجادکننده سینستزیا است ، می تواند خلاقیت منحصر به فرد هنرمندان ، شعرا و نویسندگان را توضیح داده و روشن کند. براساس یک مطالعه مشخص شد که استفاده از استعاره در این گونه افراد 7برابر مردم عادی است . در واقع استفاده از استعاره و تمثیل مهارتی است که بسیاری از افراد خلاق و هنرمند از آن بهره می جویند. نمونه این مساله متون ادبی است که همواره مملو از استعارات زیبا و دلنشین بوده است . شاید علت این امر توانایی مغز این افراد در برقراری ارتباط میان قلمروهایی است که ظاهرا مستقل و جدای از هم هستند. به عبارت دیگر همان طور که سینستزی شامل ارتباط میان مسائلی است که ظاهرا ارتباطی به هم ندارند (مثل رنگها و اعداد) ، استعاره نیز ارتباط میان قلمرو مفاهیمی است که در نگاه اول ارتباط چندانی با هم ندارند. مفاهیم مذکور احتمالا به نواحی خاصی از مغز مرتبط هستند. مثلا اگر شما به یک عدد خاص توجه کنید، در افراد عادی فقط همان عدد در ناحیه مخصوص آن در مغز تعبیر و تفسیر می شود؛ اما در افراد مورد بحث به علت ارتباطات میان نواحی مختلف مغز که قاعدتا می بایست جدای از هم به فعالیت بپردازند، منجر به 2حالت سینستزیا و یا ارتباط مفاهیم متفاوت به هم می شود. یعنی همان چیزی که خلاقیت نامیده شود. این موضوع می تواند توجیه کننده این واقعیت باشد که چرا ژن ظاهرا بی فایده سینستزیا هنوز در جامعه باقی مانده است . باید توجه داشت که ارتباط میان مفاهیم و احساسات در همه ما دیده می شود؛ اما مساله مورد توجه این است که وقوع این پدیده در بعضی افراد با درجه و شدت بیشتری صورت می گیرد. به عبارت دیگر شاید همه ما تا اندازه ای مبتلا به سینستزیا باشیم . هنگامی که دانشمندان تحقیق در این مورد را آغاز کردند، هرگز تصور نمی کردند به چه عرصه های جدیدی قدم خواهند گذاشت . بررسی این پدیده اسرارآمیز مغز انسان که شاید نوعی کنجکاوی به نظر برسد، افقهای تازه ای را در مورد پی بردن به نحوه عملکرد مغز و تفکر انسان فراروی بشر گشوده است .