ماموران پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات خود را برای شناسایی خانواده فریدون آغاز کردند و سرانجام آنها شناسایی شدند؛ اما هیچ کمکی برای شناسایی قاتل به پلیس نکردند. همسر فریدون به پلیس گفت که هیچ اطلاعی از قتل شوهرش ندارد و حتی نمیداند چه کسی با او دشمنی داشته است. سودابه ادعا کرد: من و شوهرم عاشقانه همدیگر را دوست داشتیم، او مرد بسیار خوبی بود و من برای اینکه زندگی خوشبختمان را حفظ کنم هر کاری میکردم، تا اینکه شب حادثه به من گفت با کسی قرار دارد؛ اما از من خواست منتظرش نباشم چون دیر وقت به خانه برمیگردد. صبح که بیدار شدم دیدم همسرم نیامده است و بعد هم از اداره پلیس خبر دادند جسد شوهرم را پیدا کردهاند.
با توجه به اینکه مدرکی علیه این زن وجود نداشت پلیس او را آزاد کرد، اما از آنجایی که متخصصان پزشکی قانونی اعلام کردند، مقتول ابتدا به خواب رفته و سپس به قتل رسیده است ظن پلیس نسبت به سودابه بیشتر شد، چرا که در این گزارش آمده بود مقتول با قرص خوابآور فراوان به خواب عمیقی فرو رفته بوده است.
بنابراین یکبار دیگر سودابه تحت بازجویی قرار گرفت اما همچنان منکر هرگونه ارتباطی با قتل شوهرش شد. بنابراین پلیس یکبار دیگر سودابه را آزاد کرد اما اینبار زن جوان به طور نامحسوس تحت تعقیب قرار گرفت. در حالیکه چند ماه از قتل فریدون گذشته و زن جوان فکر میکرد که از وی رفع ظن شده است، اولین مدرک را به دست پلیس داد.
ماموران در تعقیب و مراقبتها متوجه شدند، سودابه با مردی به نام هوشنگ ارتباط دارد و دور از چشم خانوادهاش با این مرد دیدار میکند.
همچنین مشخص شد، سودابه قبل از قتل شوهرش با هوشنگ ارتباط داشته است، بنابراین فرضیه خیانت و قتل برای پلیس مطرح شد و سودابه یکبار دیگر به اداره آگاهی احضار شد. در حالی که این زن همچنان ادعا میکرد در قتل شوهرش هیچ نقشی نداشته است ماموران ارتباط وی و هوشنگ را مطرح کردند و تناقضگوییهای سودابه از آن به بعد شروع شد.
حرفهای ضدونقیض این زن باعث شد تا وی تحت بازجوییهای فنی و پلیسی قرار گیرد و سرانجام سودابه مهر سکوت را شکست و راز یکسالهاش را فاش کرد، وی گفت: من و شوهرم فریدون از مدتها قبل با هم اختلاف داشتیم. او مرد بداخلاقی بود و مرا کتک میزد، تا اینکه یک روز با هوشنگ آشنا شدم و به دلیل فاصلهای که از شوهرم داشتم به او نزدیک شدم و با او درددل کردم و برای هوشنگ گفتم که فریدون مرا آزار میدهد و او به من پیشنهاد داد از شوهرم جدا شوم و با او ازدواج کنم، اما فریدون حاضر نبود مرا طلاق دهد و همین باعث شد، نقشه قتل او را طراحی کنیم.
وی ادامه داد: شب حادثه من مقدار زیادی قرص خوابآور داخل غذای شوهرم ریختم و او خوابید، بعد هم هوشنگ وارد خانه شد و با روسری او را خفه کرد. سپس جسد فریدون را پشت ماشین گذاشت و در خیابان رها کرد.
متهم گفت: هوشنگ قصد داشت با این کار نشان دهد که فریدون با ماشینش از خانه خارج شده و قربانی یک قرار مخفیانه شده است.
سپس ماموران هوشنگ را دستگیر کرد. تحقیقات از این متهم همچنان ادامه دارد.