نگاهی به فیلم سهم گمشده

یک احساس شرقی

عناصر مشترک فرهنگی و مذهبی بین ایران و کشورهای مسلمان آسیای‌میانه، بهانه‌ای به دست حسن نجفی داد تا در ورود خود به دنیای سینما فراتر از مرزهای جفرافیایی رفته و باورهای مشترک مردمان این سرزمین با کشور خود را مبنای ساخت اثرش قرار دهد و زبان سینما با برای تعامل و گفتگوی فرهنگی برگزیند. او برای این همسویی فرهنگی،آیین عاشورایی و مراسم محرم را به عنوان تبیین عقاید خود برمی‌گزیند.
کد خبر: ۲۲۸۹۱۶

سهم گمشده، داستان زنی به نام زینب است که فرزندخوانده‌اش طرلا‌ن با مشکل نازایی صنم عروس که 6سال بچه‌دار نمی‌شود، دست و پنجه نرم می‌کند.فیلم در واقع از آن جایی شروع می‌شود که بچه دارد به دنیا می‌آید، ولی با مشکل تنفسی. این مشکل موجب می‌شود ترلان در معرض فروپاشی روانی اعتقادی قرار بگیرد، اما مادرش زینب با ایمان و پیشینه اعتقادی ایرانی خودش سعی می‌کند شیرازه خانواده را نگه دارد و در نهایت ریشه‌های اعتقادی و باورهای مادر با محوریت محرم و اعتقاد به امام حسین (ع) و شفاعت است که این خانواده از فروپاشی نجات پیدا می‌کند و باور از دست رفته ترلان را به وی برمی‌گرداند.

ساختار روایی و کارگردانی فیلم از همان ابتدا مشخص می‌سازد که با فیلمساز کم‌تجربه‌ای مواجه هستیم که شبیه به نمایشنامه‌های رادیویی فیلم ساخته است. شخصیت‌پردازی، بازیگری و موقعیت داستانی آن خیلی تجربی و ابتدایی است و خیلی شبیه به فیلم‌هایی است که از کشورهای عربی می‌بینیم. فیلمساز بیشتر تحت تاثیر احساس و عواطف شرقی و تاویل‌های اغراق شده از حوادث و تعلیق‌هایی که خلق می‌کند قصه‌اش را تعریف کرده و تغییر و تحولات روحی و اعتقادی شخصیت‌های داستان بیش از آن که مبتنی بر منطق روانشناختی باشد، بر بیان زبانی و لفظی تکیه دارد، لذا سیر دگرگونی و بازیابی کاراکترهای فیلم چندان باورپذیر نیست و در سطح صوری اثر باقی می‌ماند. یکی از دلایل عمده این مساله به دوبله فیلم بر می‌گردد که موجب شده است فیلم از حالت سینمایی خود خارج شده و شبیه به سریال‌های خارجی تلویزیون شود. همچنین روابط و مناسبات انسانی آنها شکل نمایشی و تصنعی به خود بگیرد، البته این به سطح بازیگری شخصیت‌های فیلم نیز برمی‌گردد که نتوانستد رنج و آلام درونی خود را در قالب رفتارها و کنش‌های انسانی به تصویر بکشند در واقع همه از حالات و تجربه‌های روانی خویش حرف می‌زنند و نه آن‌که آن را بازی کنند. نمی‌دانم شاید این فیلم برای مخاطبان باکو و آذری‌های خودمان به گونه دیگری درک شود به هرحال تماشای فیلم به زبان مادری واجد تجربه‌های قابل‌درک‌تر و ملموس‌تری با مخاطبان خود خواهد بود. به گفته خود کارگردان زبان و باورهای مشترک در این فیلم ابزاری برای نزدیکی دو ملت بود تا به واسطه سینما به تعامل بیشتری با هم دست پیدا کنند. به ویژه تکیه فیلم به اعتقادات مشترک مذهبی برای کارگردان بیش از هر چیز اهمیت داشته است به طوری که می‌گوید: در جلسه نمایش این فیلم در رم وقتی روضه حضرت علی اصغر (ع) خوانده می‌شد مخاطبان حسی عجیب داشتند و این برای من ارزشمند بود. من این فیلم را دلی ساختم و روند حضورهای جهانی آن تا این زمان به مدد این حضرت ادامه داشته است.

نجفی در سهم گمشده خواسته است مرزهای جغرافیایی و تاریخی را به واسطه باورهای مشترک مذهبی بشکند و از شبیه بودن و سنخیت انسان‌ها در جغرافیایی اعتقادی سخن بگوید. همچنین تصویری از وضعیت دینداری مردم باکو در نظر مخاطبان ایرانی ترسیم کند تا آنها را به عناصر مشترک مذهبی فراتر از قومیت و نژاد و مرزهای سیاسی آگاهی دهد.

برای همین است که وی معتقد است فیلم یک اثر چند لایه است که در سطح ظاهری به این هدف پرداخته و در لایه درونی‌تر سنخیت‌ ایدئولوژیکی را برملاء کرده است. در واقع سهم گمشده همان هویت مشترک اعتقادی است که در زندگی ترلان به فراموشی سپرده شده بود و در یک تقدیر الهی در سرزمین ایران به وی اعطا شد. شاید این کودک همان من درونی بود که ترلان در کلاس درس از آن سخن می‌گفت و اینک در شمایل علی‌اصغر و در دل یک فضای عاشورایی به وی بازگردانده شد. نام زینب مادر ترلان نیز نمادی دیگر از واقعه کربلا است. وی همواره با صبر در برابر مصائب و دشواری‌های زندگی و با تکیه بر باورهای خود به امام حسین (ع) و اعتقادات شیعی به نوعی بازنمایی منشی زینب گونه در داستان است.

مفاهیم حکمت، عدالت و ایمان در ذیل هویت مذهبی درونمایه فیلم را تشکیل می‌دهد که فراز و فرود‌های داستان بر اساس آن شکل گرفته است

مفاهیم حکمت، عدالت و ایمان در ذیل هویت مذهبی درونمایه فیلم را تشکیل می‌دهد که فراز و فرود‌های داستان بر اساس آن شکل گرفته است. در سکانسی از فیلم وقتی ترلان به استیصال روحی رسیده است بین او و زینب بر سر یک چالش اعتقادی همیشگی یعنی حکمت و عدالت الهی بحثی در می‌گیرد که در نهایت ترلان مجاب می‌شود که تنها ایمان و توکل به خداست که می‌تواند خلاء میان آن دو را پرکند و آدمی را در یافتن راه درست هدایت کند این باور زمانی به یقین بدل می‌شود که ترلان میان رفتن به مسکو و تکیه بر علم و رفتن به ایران و توسل به ائمه و ایمان، دومی را بر می‌گزیند و فرزندش شفاء می‌یابد. پایان‌بندی فیلم خیلی کلیپ گونه صورت بندی می‌شود و با نمایش تصاویری از مراسم محرم و عزاداری روز عاشورا به پایان می‌رسد در حالی که مخاطب منتظر است تا آثار این سفر را در قهرمان اصلی فیلم ببیند.

سهم گمشده از موسیقی پرحجم و آزاردهنده‌ای برخوردار است و بیش از آنی که متناسب با موقعیت داستان و منطق قصه باشد صرفا برای افزودن بار احساسی فیلم به کار می‌رود و بر اغراق آن می‌افزاید. اساسا سهم گمشده فیلم شعاری و احساسی است که اتفاقا برخلاف نگرش کارگردان تصویری سطحی و ظاهری از مذهب را به تصویر می‌کشد که فاقد عناصر و مفاهیم بلند عرفانی است و حتی در استفاده از مفاهیم عمیقی که در واقعه کربلا نهفته است او به برخی باورهای عامیانه‌تر رجوع می‌کند و در نهایت این‌که فیلم خیلی کند و کشدار پیش می‌رود و ضرباهنگ آن حوصله مخاطب را سر می‌برد.

سید رضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها