حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تعدد این گونه مراسم و بحث رقابتی بودن کنگرهها، پیامدهایی چون اعتراض به داوری بعد از اعلام اسامی برگزیدگان را نیز دربردارد که این روزها زیاد با آن مواجه هستیم. روال کار یک کنگره معمولا بدین گونه است که پس از اعلام فراخوان و اطلاعرسانی، شاعران از سراسر کشور آثار خود را به دبیرخانه کنگره ارسال میکنند و پس از انتخاب داور یا هیات داوران و بررسی و امتیازدهی به کارها، عده محدودی برای مدت معمولا 3 روز به شهر برگزاری جشنواره دعوت میشوند تا آثار خود را قرائت و جوایز خود را دریافت کنند.
معمولا پس از اعلام نتایج همواره عدهای که کارشان پذیرفته نشده و بعضا هم شاید از شاعران موفق و برگزیدگان کنگرههای متعدد باشند، اعتراضاتی پنهان یا آشکار به مقوله داوری دارند.
این که بحث داوری سلیقهای است و نباید هرگز جشنواره را معیار کاملی برای قوت یا ضعف شعر محسوب کرد، امری است بدیهی. چهبسا که خود عادت به شرکت در جشنواره نیز گاهی شاعر را از مسیر اصلی منحرف کرده و وارد حیطه سفارشی سرودن میکند که بحث آسیبشناسی شاعران جشنوارهای را فعلا پیش نمیکشیم.
بهزعم نگارنده، این که در اکثر چنین جشنوارههایی با اسامی مشخصی از داوران مواجه هستیم، طبعا بحثهایی اینگونه و اعتراضاتی مشابه را نیز در پیش خواهیم داشت. چهبسا که برخی از همین شعرای جوان با نزدیک کردن خود به داوران از طرق مختلف سعی در جلب نظر فلان داور را دارند که البته در بعضی موارد هم فرد را به هدف خود میرساند.
اختلاف بین خود داورها نیز از جمله مسائلی است که در کنگرهها به حد وفور میتوان مشاهده کرد و حتی گاهی دبیر جشنواره نیز بدون در نظر گرفتن امتیازات، خود نیز دستی به اسامی منتخبان میبرد.
داوری با کد و بدون اسم شاعر نیز که چندان توفیری ندارد، چون احیانا اگر نیت داوری بر برگزیده شدن اسم خاصی باشد، یقینا شعر آن شاعر را نیز قبلا دریافت نموده و هماهنگیهای اینچنینی انجام شده است؛ چنانکه میبینیم در برخی کنگرهها با وجود همین روش کدگذاری و حذف نام شاعر، همان نتیجهای بیرون میآید که از قبل قابل پیشبینی بوده است.
جالب است بدانید که یکی از کنگرههای امسال نیز دست به ابتکار و نوآوری خاص و شگرفی زده بود که در نوع خود شاهکار است! و آن هم حضور داوران در سالن و امتیازدهی همراه با شعرخوانی شاعر بود؛ یعنی اگر شاعری، شعر خوب هم داشت و بیان خوبی نداشت، میدیدیم امتیاز پایینی میگرفت و بالعکس.
از بحث داوری که بگذریم، این نکته قابل درنگ است که اصلا هدف نهایی از برگزاری چنین جشنوارههایی با این همه شتاب و تعجیل، سروصدا ، تبلیغات و هزینه برای چیست؟
شاید به دلیل این که اکثریت قریب به اتفاق برگزارکنندگان چنین مراسمی خودشان شاعر نیستند و تنها به برآورد هزینه و بیلان کاری سالانه فکر میکنند، این گونه وقایع اتفاق میافتد.
تا زمانی که نگاهمان به ادبیات و جشنوارهها ریشهای نباشد، متاسفانه همواره چنین مشکلاتی گریبانگیر اوضاع نابسامان ادبیات کشور خواهد بود و گریزی از آن نیست.
رضا نیکوکار
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....