اراک - رضوان خاموشی - خبرنگار جامجم: امسال هزار و سیصد و شصت و نهمین محرمی است که صدای «هل من ناصر ینصرنی» حضرت امام حسین(ع) از دل تاریخ شیعه در نوای طبلها و زنجیرها و سنجها شور نشوری به پا میکند گویی کربلایی دیگر در راه است.
کد خبر: ۲۲۸۲۲۶
در و دیوارهای سیاهپوش، دستههای عزاداری و سینهزنی، علم و چلچراغ، روضه و تعزیه و... گریه.
دستها بر دیده و سر میکوبند، اشک بر دیدهها جاری است. هوای محرم که در شهر میپیچد هر دل کربلا میشود، هر خانه تل زینبیه. هر چشم یک فرات. محرم ادای نذری است که یک سال گوشه دل بوده، اشکی است که روح را شستشو میدهد و ضریح دل را به عشق حسین گره میزند.
محرم، رستاخیز زمین است و حسین زنده هماره تاریخ، امام حسین(ع) کانونی است که ارزشها، عاطفهها، خردها، احساسها و ارادهها بر گردش میچرخند. پرگاری است که عشق را ترسیم میکند. محرم تنها قسمتی یا بریدهای از تاریخ نیست. بستر زمانه است، فرهنگ است، اصالت است. تداوم رسالت انسان بر پهنه هستی است. سرگذشت غربت انسان کامل است و بغضی است که در تاریخ شیعه ریشه دارد.
حکایت محرم، مظلومیت انسان حقجو در دنیایی است که بیعدالتی همچنان در آن جاریست.
محرم، انتخاب است. میزان سنجش صداقت آدمی است، چرا که همیشه خط فاصلهای هست میان حق و باطل، مبارزهای میان رذایل و فضایل هست.پیوستن به قافله محرم و زیر بیرق علمدار کربلا ایستادن را آدابی است که بیتشرف به آن اجازه ورود نمییابی، باید احرام خلوص و پاکیزگی و یکدلی ببندی و پیماننامه وفاداری را به خون امضا کنی و ندای حماسی «هل من ناصر» حضرت امام حسین(ع) را لبیک بگویی. تا انتهای کربلا. آنان که رفتند رسالت حسینی بر دوش داشتند و آنان که ماندند باید فریاد روشنگر زینبی برآورند والا یزیدیاند.