در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روشنفکر کیست؟
در نزاع میان قبول مفهومی به نام «روشنفکر دینی» یا عدم قبول آن، آنچه در ابتدا ضروری به نظر میرسد ارائه تعریفی از مفهوم روشنفکر است. از نگاه شریعتی روشنفکر انسانی است که به وضع انسانی خود و نسبت به زمان و مکانی که در آن قرار دارد خود آگاهی دارد و جبرا و ضرورتا چنین خود آگاهی به دنبال خود مسوولیتی سنگین را به ارمغان میآورد. به تعبیر خود او « روشنفکر خود آگاه مسوول» است. روشنفکر نه در کسوت یک فیلسوف است و نه لباس دانشمند را بر تن دارد. او انسان خودآگاهی است که روح زمان و نیاز جامعهاش را با تمام وجود حس کرده و رسالتی همچون رسالت پیامبران را بر دوش خود احساس میکند. به عبارت دیگر نهضت او دنباله نهضت انبیاء و پیامبران است و نه نهضت فیلسوفان و دانشمندان. در نتیجه روشنفکری نه علم است و نه فلسفه بلکه «علم هدایت» است. شریعتی در بیان تفاوت جایگاه روشنفکر با سایرین چنین مینویسد: «با تقلید صرف، مطالعه کتاب، آشنایی با دانشمندان، فیلسوفان و هنرمندان و تحصیل در یکی از مراکز علمی جهان میتوان دانشمند، هنرمند یا فیلسوف شد اما روشنفکر شدن در نخستین قدم از خودجوشی، سازندگی، قـدرت تـشـخـیـص و اسـتـنـبـاط و قـضـاوت شـخصی در برابر واقعیتهای جدایی ناپذیر است.»
از نگاه شریعتی روشنفکری صفتی معنوی برای انسان محسوب میشود و نه یک ژست اجتماعی و سیاسی و به همین دلیل باید میان روشنفکر و انتلکتوئل یا همان طبقه تحصیلکرده تفاوت قائل شد. شروع کار یک روشنفکر از طریق یک پروتست روحی در درون صورت میگیرد و این بدان معنا است که روشنفکر به دیده نقادانه به همه چیز مینگرد و وحی منزلی برای او وجود ندارد.
روشنفکر بیش از آنکه دغدغه تسخیر افکار عامه را داشته باشد در جهت تصحیح اندیشه آنان گام بـرمـیدارد. هـر چـنـد تـحـقـق چـنین هدفی مستلزم هزینههای بسیاری است حتی اگر به بهای چشمپوشی روشنفکر از حیثیت اجتماعی خویش تمام شود که چنین مرحلهای نشان از اوج فداکاری است. به معنای دقیقتر میتوان چنین گفت که «فدا کردن خود» سرمایه اصلی یک روشنفکر است. روشنفکر با نگاه نقادانه خود به وضع موجود اعتراض کرده و از طرف دیگر در صدد بنای طرحی نو و حصول وضعیت مطلوب است. نقد یک روشنفکر صرفا سلبی نیست و باید در جهت ساختن نیز گام بردارد.
تیپهای نامطلوب روشنفکری
شریعتی در آثار خویش به گونههای نامطلوب روشنفکری اشاره کرده و با بیان آنها میان روشنفکری مدنظر خود و اشکال نامطلوب روشنفکری مرزی آشکار ترسیم میکند. در قاموس شریعتی مفهومی به نام روشنفکر مشهور محلی از اعراب ندارد. روشنفکر شریعتی روشنفکری مسوول است که به مقبولیت عامه نمیاندیشد. از سوی دیگر شریعتی بشدت از روشنفکر لوکس گریزان است. مقصود او از روشنفکر لوکس کسی است که صبح برمیخیزد و صبحانه آماده میل میکند و سوار اتومبیل خود شده و با دوستان و آشنایانی معاشرت میکند که همانند خود اویند. شکافی عمیق میان او و توده وجود دارد و تنها رابطه او با توده از دریچه کتاب است.
شریعتی بشدت از روشنفکر لوکس گریزان است. مقصود او از روشنفکر لوکس کسی است که شکافی عمیق میان او و توده وجود دارد و تنها رابطه او با توده از دریچه کتاب است. اینان تنها در عرصه نظر و به طور شفاهی به اعتراض از وضع موجود میپردازند
اینان به بیماری کتابزدگی و لغت پرستی و ادعاهای دن کیشوتی مبتلا شده و تنها در عرصه نظر و به طور شفاهی به اعتراض از وضع موجود میپردازند. اینان همیشه در حاشیه زندگی کرده و هیچگاه وارد میدان عمل نمیشوند از نشست و برخاست کردن با توده مردم گریزان هستند و این امر را دون شان خود میپندارند.
روشنفکر دینی
اگر به دنبال عاملی برای پیوند دادن طبقه روشنفکر و طبقه توده باشیم مسلما این عامل مذهب است. به عبارتی تنها به وسیله مذهب است که میتوان توده را درک کرد و به آنان در این مسیر، آگاهی صحیح داد. در تاریخ مذهبی ایران سخن گفتن از روشنفکر لائیک اگر نگوییم بی معنا است لااقل میتوان گفت چندان دارای اهمیت نیست و آگاهی دادن خارج از چارچوب مذهب ثمرهای به دنبال نخواهد داشت. به همین دلیل نیاز به روشنفکر دینی در جامعه ایران احساس میشود. شریعتی معتقد است روشنفکری که در جامعه اسلامی زندگی میکند از نظر دینی و ایمانی هر اعتقادی که داشته باشد قطعا و جبرا باید یک اسلام شناس باشد.
شریعتی روشنفکران دینی را کسانی میداند که میکوشند تا در این قرن علیرغم همه شرایط نامساعد، مذهب و ایمان خویش و هر آنچه به عنوان اندوخته سرشار انسانی و الهی دارند و در طول تاریخ به قیمت شهادتها و شکنجهها به دست آمده را حفظ کنند. روشنفکر دینی از نگاه شریعتی در شکل متعالی خویش در شیعه تجلی پیدا میکند و چنین روشنفکری در صدد است که جواب مشکلات خود و جامعه را از دل تشیع بیرون بکشد. او به نقد افرادی همچون کسروی که داعیه روشنفکری دارند و راه پیشرفت را در انقطاع از مذهب جستجو میکنند پرداخته آنان را نه یک روشنفکر بلکه متجدد یک شبه مینامد که اینگونه شدن کار شاقی به حساب نمیآید.
محمد مهدی میرلو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: