فرهاد رستمی

به مناسبت ‌سی امین سالگرد خلع شاه از سلطنت

برای این که در مقابل این همه افترا و تهمت و ... یادی از اعلی‌حضرت کرده باشیم، تصمیم گرفتیم چند جمله تاریخی بدون ذره‌ای کم و زیاد حتی بدون کم و زیاد کردن یک نقطه؛ از فرمایشات! ایشان بیاوریم تا موجب روسیاهی کسانی شود که به مرده لگد می‌زنند و فکر می‌کنند رستم دستان شده‌‌اند و خیلی با حالند و حال آن که این با مرام ما سازگار نیست چرا که نون بری و پوست خربزه زیرپای مرده گذاشتن و پنبه این و آن را زدن بویژه اعلی‌حضرت مملکت که نون و نمکش را خورده‌ایم کار ما نیست و امکان ندارد بعد از سی سال پشت سرشان صفحه بگذاریم. لذا فرازهایی از افاضات خودشان را تقدیم حضور خوانندگان می‌کنیم تا بدانند که بعد از سی سال هنوز به یاد ایشان هستیم!! در خاتمه برای علاقه‌مندان و دوستداران معظم له یادآور می‌شود که این مطالب از کتاب پاسخ به تاریخ نوشته ذات اقدس ملوکانه آورده شده و لاغیر.
کد خبر: ۲۲۷۶۵۹

... در آن زمان، ابتدا مقام نخست‌وزیری ایران را ابراهیم حکیمی به عهده داشت که پیرمردی بود وطن‌پرست ولی بشدت هوادار انگلیسی‌ها!

... پیش از آن‌که نیکسون به ریاست جمهوری برسد در تهران با هم مذاکرات مفصلی داشتیم، و معلوم شد که درباره بسیاری از اصول ساده ژئوپولیتیک با یکدیگر توافق داریم!

... من می‌خواستم مردم را تحت شرایط خودم خوشبخت کنم.

... بیان حقیقت خطرناک است و دفاع از آن حماقت!

... [در ماجرای 17 شهریور] فقط هشتاد و پنج جواز دفن صادر شد...

هر چند که به پلیس و سربازان بهتان می‌زدند، ولی من به خاطر خونسردی که از خود نشان دادند به آنان درود می‌فرستم.

... بختیار را دوستانش نابود کردند [امان از رفیق بد و زغال خوب]

... وقتی از مرگ او (هویدا) آگاه شدم یک روز تمام در را به روی خود بستم و دعا خواندم.

... برای رعایت صداقت در این کتاب، باید بگویم که بی‌تردید بزرگ‌ترین اشتباه من آن بود که سعی کردم ملتی باستانی را به زور به سوی استقلال و سلامت و فرهنگ و سطح زندگی خوب و آسایش پیش ببرم!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها