زمان : غروب یازدهم سپتامبر
مکان : کاخ سفید
جرج دبلیو بوش ، روزی پرخطر را پشت سر گذارده است و حالا نوبت آن رسیده که در مقام رئیس جمهور امریکا با پیام خود مردم را دلگرم و به آرامش دعوت کند.
کد خبر: ۲۲۷۴۱
بوش با لحنی عرفانی و
کلامی شمرده پیام تلویزیونی خود را این طور آغاز می کند:
هدف گیری و حمله به امریکا برای آن است که ما درخشان ترین چراغ آزادی و فعال ترین خالق
فرصتهای پر ارزش در جهان هستیم .
ملت ما امروز یکی از پلیدترین صورت ممکن از خطاهای انسانی را شاهد بود و آن را با بهترین
رفتار امریکایی پاسخ گفت : با شهامت و از خودگذشتگی گروههای نجات ، با گذشت و فداکاری
افراد گمنامی که با اهدای خون خود و...
برای شناسایی عاملان این اعمال غیرانسانی ، تحقیقات آغاز شده است . برای دستگیری و
محاکمه مسببان این حادثه ، خواسته ام که تمامی امکانات اطلاعاتی و قضایی بسیج شوند. از نظر
ما هیچ تفاوتی میان عاملان مستقیم این حادثه با کسانی که به نوعی به آنها یاری رسانده اند ،
نیست .
امشب از شما تقاضا دارم تا برای قربانیان و بازماندگان عزادار این حادثه دعا کنید. دعا کنید برای
کودکانی که دنیای آرام آنها از هم پاشیده شده ; دعا کنید برای کسانی که حاشیه امن زندگی آنها
مورد تجاوز قرار گرفته است . امیدوارم آنها با پشت گرمی به حمایت آن که از همه ما قدرتمندتر و
تواناتر است ، آرامش خود را بازیابند. همان طور که در نیایش بیست و سوم از کتاب مقدس آمده
حتی آن زمان که در میان دره ای از مرگ و تاریکی قدم می گذارم ، چون تو مرا هدایت می کنی ، از
هیچ چیز هراسی به دل راه نمی دهم .
اکنون ، تمام مردم امریکا با هر مرام و مذهبی که دارند ، با خواست و تصمیم ما در دفاع از آزادی و
اجرای عدالت با ما همراه و متحدند. ما بارها دشمنان خود را به پای میز محاکمه کشانده ایم و این
بار نیز چنین خواهیم کرد.
ما این روز فراموش نخواهیم کرد ، کمین در دفاع از آزادی تا آنجا که عدل و انصاف اجازه می دهد،
به پیش خواهیم رفت . متشکرم ، شب خوش و خدا امریکا را حفظ کند.
اگر چه محتوای پیام بوش دعوت وحدت و همکاری بود و بیشتر اطرافیان رئیس جمهور ، حول
محور اولین و تنها فرضیه F.B.I مبنی بر گناهکار بودن اسامه بن لادن به توافق رسیده بودند ; لیکن
نسبت به نحوه برخورد با بن لادن و سازمان القاعده ، اختلاف نظرهایی بین دو جناح میانه رو و
تندروی کابینه بوش به وجود آمد.
کالین پاول و هارشلتون رئیس ستاد مشترک سابق از جناح میانه رو براین عقیده
بودند که در برخورد با القاعده و بن لادن همان سیاست برخورد بیل کلینتون (رئیس جمهور
سابق) در سال 1998 را در پیش گیرند. در سال 1998، پس از حمله القاعده به دو پایگاه
امریکایی واقع در دارالسلام و نایروبی ، کلینتون دستور داد پایگاه های آموزشی القاعده در
افغانستان و مجموعه داروسازی الشفا در سودان هدف قرار گیرند .
این اهداف توسط موشک های تاماهاوک و از طریق زیردریایی های مستقر در دریای عمان در هم
کوبیده شدند.
گروههای تندرو در دولت بوش ، پیشنهاد وزیر خارجه را نپذیرفتند ; به نظر آنها حملات محدود
موشکی به پایگاه های القاعده کارساز نبوده و به همین دلیل آنها توانستند بار دیگر علیه ما اقدام
کنند. از نظر این گروه ، تنها راه ممکن ، از میان برداشتن پایگاه های اسامه بن لادن و ورود و استقرار
ارتش امریکا در خاک افغانستان عنوان شد.
افغانستان اشغال شده توسط نیروهای امریکایی ، لقمه ای نبود که اشتهای تندروهای اطراف بوش
را جوابگو باشد. آنها جنگی تمام عیار و طولانی را به بوش پیشنهاد کردند ; جنگی که از طریق آن
نه تنها بن لادن ، بلکه تمامی گروههایی که از نظر امریکا در ردیف القاعده قرار دارند و یا توانایی
شکل دهی گروههایی که از نظر امریکا در ردیف القاعده قرار دارند و یا توانایی شکل دهی
گروههای همردیف القاعده در آنها وجود دارد نیز از میان برداشته شوند.
بلندپروازی گروههای تندروی کابینه بوش ، فراتر از جوابیه ای بود که در مقابل پیشنهاد کالین پاول
عنوان شد ; ولی در نهایت این گروه خواستهای خود را از زبان هنری کسینجر بیان کرد.
کسینجر ، وزیر خارجه اسبق ، پیرکهنه کار سیاست های توسعه طلبانه امریکا و طراح اکثر
عملیات های سری برون مرزی امریکا در سالهای 1969 تا 1979
ساعت 30/8 شب یازدهم سپتامبر 2001 ، چند دقیقه ای از سخنرانی جورج بوش گذشته بود که
واشنگتن پست در ستون اندیشه سایت اینترنتی خود ، پیشنهادهای هنری کسینجر را به نمایش
گذارد. کسینجر با همه تجربه و پختگی سیاسی سخنان بی پرده خود را چنین آغاز می کند:
برای از میان برداشتن عوامل ساختاری این حادثه (یازدهم سپتامبر) دولت موظف به تشکیل
ساختارهایی است که برای همیشه دیگر شاهد حملاتی از نوع پرل هاربر نباشیم .
تشکیلات تروریستی پنهان شده در دل این ساختارها ، مراکز دولتی برخی از کشورها را برای خود
محل امنی یافته اند و ما بدون مواخذه و کیفر دادن ، همچنان به برقراری روابط عادی سیاسی با
آنها ادامه می دهیم ...
اگرچه این حملات شباهت هایی با عملیات اسامه بن لادن دارد ، لیکن بطور قطع و یقین نمی توانیم
بگوییم او در این ماجرا دست داشته است . اما هر دولتی که به گروههایی نظیر القاعده پناه داده
باشد ، هر چند این گروهها در عملیات اخیر (11 سپتامبر) دست داشته و یا نداشته باشند ، آن
کشور باید تاوان سنگین حمایت از تروریست ها را بپردازد . دولت امریکا باید با آرامش ، دقت
و بدون گذشت و ترحم این موضوع را دنبال کند.
روزهای دوازدهم و سیزدهم سپتامبر، پس از سخنرانی جرج بوش و اعلان مواضع تلویحی دولت
امریکا از زبان هری کسینجر ، در حالی که مردم امریکا ناباورانه در سوگ قربانیان بی گناه نشسته
بودند ، دولت و وزارت گرفتار پاسخگویی به سه سوال عمده سفرا و نمایندگان خارجی دیگر
کشورها شدند. - آیا جرج بوش سازمان القاعده را عامل حمله شناخته است؛
- امریکا چه نوع عملیات نظامی را در افغانستان طراحی خواهد کرد؛
- آیا امریکا قصد آن دارد که جنگی درازمدت علیه دشمنان حقیقی و فرضی خود آغاز کند؛
اخبار غیررسمی که از قول مقامات امریکایی به رسانه ها درز پیدا کرده بود ، نشان می داد که
دولتمردان امریکا انگشت اتهام را به سمت بن لادن و سازمان القاعده نشانه رفته اند. در این اخبار ،
بن لادن را مغز متفکر عملیات و القاعده را عامل اجرای عملیات معرفی کردند.
مجموعه گزارش های جرج تنت - رئیس سازمان CIA - حاوی شنود و مکالمات القاعده در
یازدهم سپتامبر ، مدارکی بود که کاخ سفید را در مجاب به موضع گیری صریح علیه القاعده کرد. در
مجموعه گزارش های تنت چنین آمده بود که : القاعده از 2 سال پیش در تدارک عملیات در خاک
امریکا بوده که حادثه یازدهم سپتامبر نقطه آغاز آن است و امریکا باید برای عملیات بعدی خود
را آماده کند. بنا به مدارک ارائه شده توسط جرج تنت ، مجالس سنا و کنگره و همچنین مجموعه
کاخ سفید نیز از اهداف تروریست ها بوده و شنود مکالمات نشان می دهد بن لادن به اشتباه از
هدف قرارگرفتن مجالس و کاخ سفید ابراز رضایت کرده و از زحمات دکتر (شاید منظور از دکتر
ایمن ظواهری بوده) قدردانی می نماید.
در این گزارش ها فردی بنام ابوزبیده به عنوان هدایتگر عملیات یازدهم سپتامبر معرفی می شود.
در نوارهای تهیه شده فردی در پیامی رمزگونه به بن لادن از فرارسیدن زمان صفر (Zero hour)
سخن گفته بود ، کارشناسان C.I.A این صدا را به ابوزبیده نسبت دادند.
C.I.A ابوزبیده را به عنوان
طراح احتمالی حمله به ناو امریکایی uss cole در اکتبر سال 2000 متهم کرده بود. در نهایت
پیام مطبوعاتی بوش براساس گزارش های CIA و یا هدایت جرج تنت ، چنین تنظیم و منتشر شد:
براساس آخرین اطلاعات به کمیته امنیت ملی ، من و سایر همکاران کمیته به نتایج جدیدی
دست یافتیم .
عاملان حمله کینه جویانه و کشنده ای که دیروز علیه کشور ما صورت گرفت ، نیتی فراتر از وحشت
و ترور در سر داشته اند. آنها جنگ را علیه ما آغاز کرده اند ; لذا کشور ما باید با آغاز تصمیمی
قاطعانه در مقابل کسانی که آزادی و دمکراسی را مورد حمله قرار داده اند ، متحد شوند.
لازم است مردم امریکا این دشمن را بشناسند ، دشمنی که هیچ گاه با آن مواجه و رودررو قرار
نگرفته اند. این دشمن که خود را از دید ما پنهان نگاه داشته ، هیچ ارزشی برای جان انسان ها قایل نیست . این دشمن با میل و رغبت تمام جان مردم بی گناه را هدف قرار داده و سریع خود را پنهان می کند ; اما او برای همیشه نمی تواند از دید ما پنهان بماند. این دشمن سعی دارد تا چهره خود را
نشان ندهد ، اما چهره او برای همیشه پوشیده نخواهد ماند.
این دشمن چنین می انگارد که از پناهگاه امنی برخوردار است اما این پناهگاه برای همیشه امن
نخواهد ماند.
این دشمن نه تنها مردم امریکا، بلکه تمام مردم دوستدار آزادی در سراسر جهان را مورد حمله
قرار داده است .
ایالات متحده امریکا برای سرکوبی این دشمن تمامی توان و امکانات خود را به کار خواهد
گرفت . جهان در این حرکت با ما همراه خواهد شد ما صبورانه و با چشمان باز مراقب خواهیم
ماند و متحد و یکپارچه تصمیمات را اجرا خواهیم کرد.
این نبرد هر چند طولانی و زمان بر باشد، نتیجه بخش خواهد ماند اما بدون شک ما پیروز خواهیم
شد و اجازه نخواهیم داد تا دشمن با به خطرانداختن آزادی ما پیروزی را از آن خود کند.
صبح امروز با ارائه درخواستی به کنگره برای دریافت اعتبارات و اختیارات وسیع تر به منظور
آمادگی بیشتر برای نجات مصدومان و مردم نیویورک واشنگتن از هیچ اقدامی فروگذار نخواهیم
کرد.
من از نمایندگان کنگره به خاطر وحدت و حمایت آنها تشکر می کنم . امریکا همچنان یکپارچه و
متحد است شیفتگان آزادی نیز همراه ما خواهند بود.
در رویارویی خطیر و به یاد ماندنی که خیر
و نیکی ناچار از مقابله با
شر و بدی خواهد بود ، پیروزی از آن خیر است.
جز انگلیس که به صراحت و به طور رسمی مواضع امریکا را تایید کرد ، سایر سفارتخانه های دیگر
کشور از عکس العمل واشنگتن نسبت به حادثه ناخرسند بودند. طولی نکشید که سرویس های
اطلاعاتی و امنیتی کشورهای آلمان ، مصر ، فرانسه ، اسرائیل و روسیه دریافتند گزارشها و
اطلاعات ارائه شده همتایان آنها در C.I.A بی پایه و اساس و خالی از دلایل کافی بوده و
بهانه ای
است برای فزون خواهی امریکا.
تعجب سرویس های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای فوق از این رو بود که C.I.A مدعی شد
اطلاعات ارزشمندی در رابطه با سازمان القاعده و شخص بن لادن به دست آورده است. از
سوی
دیگر نتیجه گیری سریع سازمان F.B.I و همسویی آن با گزارش های سهل الحصول
C.I.A برای
سازمان های اطلاعاتی و امنیتی غیر امریکایی غیرواقع می نمود.
با این حال هیچ یک از کشورهای اروپایی قدمی در راه افشای سناریوی یازدهم سپتامبر
برنداشتند. توجیه آنها در برابر این اقدام ، ترس از اعتراض شدید افکار عمومی امریکا و متهم
شدن جرج بوش به کشاندن امریکا به جنگی غیرضروری بود.
همان روز و مقارن سخنرانی جرج بوش ، مصوبه شماره 1368 شورای امنیت سازمان ملل متحد
به نفع امریکا به تصویب رسید.
این مصوبه ، پاسخ به حمله یازدهم سپتامبر را حق مسلم امریکا دانسته و به این کشور اجازه داده
بنابر مفاد «قطعنامه سانفرانسیسکو» در قالب ائتلاف کشورهای دوست و یا به تنهایی به دفاع
از
خود برآید.
مصوبه 1368 ، شورای امنیت سازمان ملل ، تمامی کشورها را در عملیات دستگیری و محاکمه
عاملان ، طراحان و یاری دهندگان این حادثه به همکاری دعوت می کند. این مصوبه همچنین هر
گونه همکاری جزیی و کلی با عاملان حادثه را در ردیف کمک به عملیات تروریستی دانسته و
کمک دهندگان را مجرم به حساب می آورد. به عبارت دیگر شورای امنیت سازمان ملل به امریکا
اجازه می دهد حق حاکمیت دیگر کشورها را نادیده گرفته و هر کشوری که به نوعی از نظر امریکا
متهم به حمایت از طراحان حادثه شود و یا از تسلیم عاملان حادثه به دادگاه های بین المللی
خودداری ورزد ، در ردیف مجرمان قرار گیرد.
با توجه به تصریح این مصوبه بر محاکمه عاملان و طراحان حادثه در دادگاه های بین المللی و نه
دادگاه های امریکایی ، امریکا خود راسا اقدام به دستگیری و محاکمه آنچه او زندانیان جنگی
نامید اقدام کرد.
همزمان با کسب امتیازات ویژه امریکا در شورای امنیت ، نمایندگان کشورهای عضو پیمان
آتلانتیک شمالی (ناتو) در مقر این سازمان و پشت درهای بسته گرد هم آمده و تصمیم هایی
برای
کمک به امریکا اتخاذ کردند. این کمکها شامل کمکهای نظامی و شرکت در جنگ علیه کشورهای
پناه دهنده به عاملان حادثه نمی شد.
جلسه آن روز اعضای ناتو مثل همیشه همراه با تشنج بود. برخی از کشورهای شرکت کننده در
جلسه ، عقیده داشتند که این خانگی است و توسط تشکیلات درون مرزی امریکا طراحی و اجرا
شده ; از این رو از درگیر شدن در جنگی بدون دلیل و توجیه کافی با عنوان «جنگ علیه تروریسم»
خودداری کردند.
دبیر کل ناتو لرد جرج رابینسون پس از اتمام جلسه در جمع خبرنگاران گفت : چنانچه
مشخص شود این حملات خارج از امریکا طراحی و علیه عضوی از ناتو به کار گرفته شده ، بنا به
ماده 5 پیمان نامه واشنگتن ، تمامی اعضا موظف به همکاری و پشتیبانی از امریکا خواهند بود.
ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه نگران از عواقب تصمیمات ناتو عازم واشنگتن شد. برنامه این
سفر از مدتها قبل تنظیم شده بود. در این سفر ژاک شیراک از یک سو همچنان بر روابط پایدار
فرانسه و مردم امریکا تاکید کرد و از سوی دیگر در کنفرانس مطبوعاتی با هماهنگی کوفی عنان
دبیرکل سازمان ملل متحد ، امریکا را به اتخاذ مواضع آرامتری دعوت کردند. برخورد
تلافی جویانه امریکا باید محدود به گروه مشخصی از تروریست ها که در این حادثه دست داشته و
یا کشورهایی که کمکهای آنها به این گروهها ثابت شده ، باشد.
برخورد تند و آمرانه جان اشکرافت - دادستان کل امریکا- با رئیس سازمان F.B.I در کنفرانس مطبوعاتی مشترک این دو ، در حضور خبرنگاران و نمایندگان رسانه ها ، نشان داد که ترس مجامع
بین المللی حرکتهای غیرموجه و سریع امریکایی بی دلیل نبوده است .
در این کنفرانس مطبوعاتی رابرت مولر- رئیس سازمان F.B.I و پلیس فدرال ضمن
پاسخ به سوال
یکی از خبرنگاران افزود: فعلا عجله در گردآوری اطلاعات برای اثبات جرم مظنونان این حادثه
نداریم ... هنوز جمله رابرت مولر به اتمام نرسیده بود که جان اشکرافت به نحو
خشن و
توهین آمیزی صحبتهای او را قطع کرد و گفت : فرصت برای ادامه تحقیقات بسیار محدود
است و
ماموران F.B.I باید سریعتر از تروریست ها دست به کار شده و از وقوع جنایتی دیگر
جلوگیری
کنند. فعلا فرصت برای تحقیقات نداریم و اطلاعات و شواهد گردآوری شده کافی به نظر
می رسد.
لحن مقامات رسمی در 13 سپتامبر تندتر از پیش شده و تخلیه مکرر کاخ سفید از پرسنل ، تقریبا به
عادتی روزانه تبدیل شده بود. در آن روز نیز پس از دریافت اطلاعات مبنی بر احتمال وقوع
حملات تروریستی ، کاخ سفید بار دیگر از پرسنل تخلیه شد. دیک چنی - معاون رئیس جمهوری
- نیز به محلی امن و دوردست فرستاده شد. پس از این نمایش نفس گیر، معلوم شد گزارش های
تهدیدکننده دریافتی خالی از حقیقت بوده است .
پل ولفو ویتس (Powl Wolfowitz) ، معاون وزیر دفاع و سخنگوی پنتاگون در
کنفرانس
مطبوعاتی این سازمان به داشتن مواضع محافظه کارانه و حمایت از کارتل های اسلحه سازی
امریکا شهرت دارد. ولفوویتس همچنین سرحلقه رابط کمپانی های اسلحه سازی با دولت
امریکاست . از یک سال قبل از حادثه 11 سپتامبر ، ولفوویتس همواره با دعوت دولتمردان امریکا
به پایان دادن به کارهای کثیف در عراق نسخه های نظامی متنوعی تجویز می کرد و اکنون با غنیمت شمردن فرصت از شرایط آماده 11 سپتامبر ، بیش از هر زمان دیگر بر حمله به عراق و سرنگونی صدام حسین پافشاری می کرد.
ولفوویتس در کنفرانس مطبوعاتی آن روز اشاره ای به کشورهای هدف نکرد. نه اسمی از
افغانستان برده شد و نه نامی از عراق به میان آمد ; اما او بر این نکته تاکید کرد که عملیات نظامی ما محدود به یک کشور نخواهد بود ، ما نه تنها به حساب عاملان این حادثه خواهیم رسید ، بلکه به طور
مستمر با کشورهای حامی این افراد برخورد را ادامه خواهیم داد.
آشکارشدن مواضع دولت بوش در کنفرانس مطبوعاتی ولفوویتس ، زمینه اجرای این گونه مواضع
را فراهم کرد. پس از این اعلام مواضع آشکار وزیر امور خارجه - کولین پاول - از اسامه
بن لادن به عنوان مظنون اصلی یاد کرد و خواستار تحقیقات بیشتر در رابطه با او شد.