در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سال است که در زندان هستی و دقیقا به چه جرمی دستگیر شدی؟
بهمن سال 85 بازداشت شدم، در آن زمان 17ساله بودم. مرا به جرم قتل مردی ثروتمند در بالای شهر تهران دستگیر کردند، البته من قصد قتل نداشتم. قصدم سرقت بود، اما چون در حالت غیرعادی بودم مرتکب قتل شدم.
چطور شد که مقتول را کشتی؟
ما برای تفریح و دور هم بودن به خانه او رفته بودیم، من و هم دستم به اتفاق مقتول کمی مشروب خوردیم و این کار مرا از حالت عادی خارج کرد. من میخواستم فقط سرقت کنم، اما متاسفانه او را کشتم.
تو و مقتول چه نسبتی با هم داشتید؟
ما هیچ نسبتی با هم نداشتیم، من در پارک با او آشنا شدم و رفت و آمدم به خانهاش شروع شد. من از خانه او خوشم میآمد، خانهای بسیار شیک با تمام امکانات داشت و من از اینکه در خانهاش باشم لذت میبردم.
تو و مقتول فاصله سنی زیادی داشتید چطور با هم دوست شدید؟
خانواده من بسیار فقیر بودند و من از زمانی که یادم میآید کار میکردم. چند سالی بود که در تهران کارگری میکردم و شبها هم در پارک میخوابیدم، مقتول مرا دیده بود و میدانست که همیشه در پارک هستم. یک شب به سراغم آمد و از آن به بعد من هم او را شناختم، اول بحثی بین ما پیش آمد، اما بعد با هم دوست شدیم.
کامبیز : وقتی که قتل اتفاق افتاد بشدت ترسیده بودم به همین خاطر هم فرار کردم حتی اموال سرقتی را هم برنداشتم و هر آنچه بود همدستم برداشت و فرار کرد. در چند ماهی که فراری بودم شرایط روحی مناسبی نداشتم و شبها از ترس نمیتوانستم بخوابم
چرا در اولین دیدار با هم بحث کردید؟
او به من پیشنهاد نامربوطی داد، من هم عصبانی شدم . دفعه بعد که به سراغم آمد برایم مرغ بریان آورده بود و گفت که منظوری نداشته و شوخی کرده است، بعد هم مرا به خانهاش دعوت کرد. ما با هم به خانه او رفتیم. خیلی خانه زیبایی بود، ماهواره هم داشت. برای من که تا آن زمان حتی یک چاردیواری هم نداشتم آن خانه خیلی شیک به نظر میرسید. برایم مشروب آورد و با هم خوردیم و تا صبح در حالت غیر عادی بودیم.
بعد از آن شب که درخانه مقتول بودی، باز هم رفتی؟
بله، چند روز بعد هم رفتم باز هم به من مشروب داد و من باز از خود بیخود شدم، صبح که بیدار شدم متوجه شدم به من تعرض کرده است و این رفتارش مرا بسیار عصبانی کرد.
مسالهای که برای تو پیش آمده بود، باعث نشد که رفت و آمدت را به آن خانه قطع کنی، چرا دوباره به خانه او میرفتی؟
کاری که مقتول با من کرد تمام غرورم را از بین برد، من به شدت از این مساله ناراحت بودم و به هیچ چیز جز انتقام فکر نمیکردم، بعد از آن روز فقط یک بار دیگر به خانهاش رفتم که منجر به قتل مقتول شد.
اگر قصد انتقامگیری داشتی و گفتههایت همگی درست است، چرا از خانه مقتول سرقت کردی؟
من نمیخواستم او را بکشم، میخواستم اموالش را سرقت کنم و از این طریق به او صدمه بزنم، او مرا زیر پا خرد کرده بود و من هم میخواستم همین کار را با خودش بکنم و بهترین چیزی که به ذهنم رسید سرقت بود، از این راه میتوانستم به او آزار روحی برسانم.
اما آن طور که در پرونده آمده است، تو پیش از این هم سابقه سرقت داشتی پس نمیتوانی ادعا کنی قصد انتقامگیری از مقتول را داشتی؟
2 باری که سرقت کرده بودم مدت کوتاهی در زندان ماندم، بنابراین فکر میکردم این بار هم مدتکوتاهی زندانی میشوم و همه چیز تمام میشود . از طرفی من تنها خلافی که بلد بودم سرقت بود و بیشتر عمرم را کار کرده بودم تا لقمه نانی به دستآورم و چیزی در مورد قتل نمیدانستم و حتی به این مساله فکر نمیکردم.
چرا از مقتول شکایت نکردی تا قانون به خاطر کاری که کرده تنبیهش کند؟
من نمیدانستم به لحاظ قانونی میتوان چنین مسالهای را پیگیری کرد، از طرفی من خیلی ناراحت بودم وچون کسی را هم نداشتم که از من حمایت کند، تصمیم گرفتم که خودم او را تنبیه کنم، کاری که مقتول با من کرد خیلی عذابم میداد.
پس از قتل از محل فرار کردی، چرا این کار را کردی و خودت را به پلیس معرفی نکردی؟
من تا آن زمان جسد ندیده بودم و بشدت ترسیده بودم. به همین خاطر هم فرار کردم. حتی اموال سرقتی را هم برنداشتم و هر آنچه بود همدستم برداشت و فرار کرد. در چند ماهی که فراری بودم شرایط روحی مناسبی نداشتم و شبها از ترس نمیتوانستم بخوابم.
مدعی هستی مقتول به تو تعرض کرده بود، اما نتوانستی این ادعا را ثابت کنی، چه مدرکی داری؟
متاسفانه مرا 10 ماه پس از حادثه به پزشکی قانونی فرستادند، در حالی که من بارها تقاضا کرده بودم که پزشکی قانونی ادعایم را بررسی کند. وقتی به پزشکی قانونی رفتم، آثار تجاوز از بین رفته بود.
برای گرفتن رضایت اقدامی کردهای؟
خانوادهام چندین بار با وکیل اولیای دم تماس گرفتهاند، اما آنها حاضر نیستند که حتی صحبتهای پدر و مادر مرا بشنوند.
چه صحبتی برای نوجوانان مثل خودت داری؟
اولا به حرف هر کسی اعتماد نکنند و اگر آسیبی به آنها رسید از راه قانونی پیگیری کنند. دوم این که به خدا ایمان داشته باشند و بدانند که تنها اوست که انسانها را تنها نمیگذارد و فقط از او کمک بخواهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: