نیمایوشیج (جوابت رو در شمارههای پیش دادهم-) فرهاد ممیپور- مهشید حسابی- کسی مثل هیچکس- اشکان امامی از اندیمشک (یه خرده بیشتر تمرین کنی، حسامبیگ واسه چاپ نوشتههات التماس هم میکنه-) دیوونه همیشگی- جوجه 5/16 روزه از لونهش- مهسا کوچولو- تنهاترین ساحل (حافظ گفت ازت بپرسم چرا حرفاش رو سانسور میکنی؟ گفت بهت گفته غیر از عاشقی و درد و غصهش، فالگیری هم بهت نیومده!!-) یکی مثل تو- رحیم طاهری از حسنآباد فشافویه (آی گفتی؟ پس اگه دس رو دل من بذاری چی بگم؟! که واسه مزرعه سبز و خپل و من شِویدم تا کی بدوم دنبال دُمم! و بولک و لولک هم تنگ شده و... به قول این پیرسالان!! که میگن جوانی کجایی، هی باس بگم: کودکی کجایی که بقیهش همون حرف پیرا!!-) یمنا 17 ساله از مشهد (پیامهای 30 حرفیت رو دادم به مسئولش، دیگه چاپ شد، نشد، نشدند، نشَوَند، نشوَندندَندیدن!! خودشون همیدانندی!!!-) یامین 16 ساله از مشهد (شعر <تنهای تنها تو> خوب بود اما برای دو تا شعر دیگهت قالب و وزن خوبی رو انتخاب نکرده بودی. هوووممم، انگار میشه یه امیدایی به شعر و شاعری سرکار داشت. بعدیها رو با موضوعات غیر تکراریتری بفرست که متفاوتتر از دیگران باشه، بلکه بشه بفرستیمشون وسط صفحه-) یه آدم تنها از سمیرم (این احساسات مخصوص همین سن و ساله مااااادر. خود منم تجربهش کردهم! از این سن و سال که بگذری یه روزی با یادآوری اونها خندهت میگیره و با خودت میگی: کاش یه خرده تخمه و آجیل هم جمع کرده بودم تا همراه خنده، سرگرم هم بشم! خود منم افسوس خوردهم که چرا یه مقدار آجیل جمع نکردم واسه حالام!! ولی از شوخی گذشته، به جای این حرفها سعی کن خوبیهات رو بیشتر کنی، انتظار هم نداشته باش که دیگران خوبیهات رو ببینن، صبر کن تا وقتی بزرگتر شدی، نتیجهش رو تو زندگی خودت ببینی که اون وقت هیچکس هم متوجه خوبیهات نشه، خودت از منافعش سود میبری-) جعفر دردمندی از سلماس- من، تو، پاییز (قدم نو رسیده براستی مبارک. بهش بگو یه چی بگه که ما هم بتونیم اینجا بگیم وگرنه بهمون میگن اینایی رو که شائبه شخص خاصی رو تو متنشون به ذهن مییارن، اینجا نگیم و ما هی باس بشینیم یه جا و هی باس بگیم: بگیم؟ نگیم؟!!-) ن.ت. از قم- شبزده عاشق- نرگس، عاشقترین ستاره (نگهش داشتم واسه دفعات بعد. هندسه تحلیلیت رو بخون!!-) لام.
الماسیان از کاشان- سید افشین اشرفی از ساری- رحیم طاهری از حسنآباد فشافویه (توصیه مادر محترم به سردبیر یا همون رئیس چاردیواری، عرضه شد. ایشان هم ابلاغیه سلام علیک خود را به ما دادند تا خدمتتان معروض شود... لطفاً اینجا رو امضا کنید!!-) مهدیار دلکش 19 ساله از قم (جای همین اندازه شفافیت هم سخت به دست مییاد! تو الگوی خودت رو پیدا کن اما یادت باشه قبلش ببینی اونی که الگو قرار میدی واقعاً الگوست یا چی پس؟ نری بدون تعمق، از رو یه الگوی خیاطی لباس زندگیت رو بسازی و بعد ببینی ای بابا، دور گردنش تنگه یا دکمهها و جادکمههاش روبروی هم دوخته نشده!!-) سیاوش منصور (نامه حاوی عکست هم رسید. حدس میزدم اما برای تکمیل رفاقت، نامه تو و حرفای خودم رو گذاشتم واسه شماره بعد-) ماهان از سبزوار- دوستدار جوابهای پاسخگو از تهران- ن. رحیمی 25 ساله از تهران- داریوش باهوش- محمد جواد جانفدا (شعرت رو فرستادم واسه کیکاوسبن وشمگیر تا دربارهش نظر بده، میدونی که من سواد چندانی تو این مایهها ندارم، کیکاوس گفت: من الان دیجیتالم رو همرام ندارم بنابراین دیجییییتاااالم کجا بود؟!! گذاشتمش واسه دفعه بعد که حداقل جواب رودکی و ابوالقاسم فردوسی به دستم برسه ببینم تأییدش کردن یا نه-) بهرام برادران (ممنون از الطاف جناب عالی)