گزارشی از بند زندانیان جرایم غیرعمد زندان اوین

هر یک از ما شاید روزی...

صبح امروز پیش از آمدنم به تحریریه، کلید توی قفل در شکست و دست‌کم یک ساعت در خانه ماندگارم کرد. زندانی شدنم در خانه، گرچه باعث شد با تاخیری چندساعته به اداره برسم؛ اما یادم انداخت از مدت‌ها پیش قصد داشته‌ام چیزی درباره زندانیان جرایم غیرعمد بنویسم و فراموش کرده‌ام.
کد خبر: ۲۲۶۳۳۰

شاید از همان وقت که یکی از 5 زن حاضر در سالن ورزشی زندان اوین شدم و در جلسه ستاد دیه، نشستم روبه‌روی 100 نفر از زندانیان جرایم غیرعمد که یا چک بی‌محل کشیده بودند یا در تصادفی ناخواسته، آدم کشته بودند یا بابت مهریه و نفقه بدهکار بودند.

به گفته اسدالله جولایی، رئیس ستاد دیه کشور، هم‌اکنون حدود  500 زندانی نفقه، 5000 نفر زندانی تصادفات و 6000 زندانی چک و مهریه در زندان‌های کشور به سر می‌برند که همگی زندانیان جرایم غیرعمد به حساب می‌آیند و ستاد دیه برای آزادی آنها دست‌کم به 150 میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد؛ هرچند براساس این آمار، تعداد زندانیان چک و مهریه و تصادفات تفاوت چندانی با هم ندارند؛ اما در زندان که می‌گشتیم، زندانیان مهریه بیشتر از دیگران راهمان را سد می‌کردند و اصرار داشتند درددل‌هایشان را بنویسم.

صحبت از قول و قرارهای سر سفره عقد بود. خیلی از تازه‌دامادها، مردان میانسال و حتی مردهایی که گرد پیری موهایشان را جوگندمی کرده بود، با تنفر به 5 مهمان زن خبرنگار نگاه می‌کردند.

جنسیتمان بزرگ‌ترین گناهمان بود. شاید به این خاطر که از نظر آنها هر کدام از ما می‌توانستیم مهریه‌ای را  اگر مجرد نبودیم  به اجرا بگذاریم و شوهری را  اگر داشتیم  پشت میله‌های زندان بفرستیم یا هریک از ما ممکن بود به عندالمطالبه بودن مهریه معتقد باشیم یا خیال کنیم هدیه‌ای که شریک احتمالی زندگی، سر سفره عقد قولش را می‌دهد، واقعا گرفتنی است یا ممکن بود  حق اختصاصی مردان را برای طلاق دادن زنان بهانه کنیم و روزی برای راضی کردن شوهران احتمالی به طلاق دادنمان، ناچار باشیم به مهریه و نفقه متوسل شویم.

آنها قول داده بودند، قول‌های ناممکنی که خیالش را هم نمی‌کردند، روزی مجبور باشند عملی‌شان کنند. شاید به این خاطر که پیش از زندان‌نشین شدن، بی‌خیال از کنار اخبار زندانیان مهریه گذشته بودند و نمی‌دانستند از میان 10 هزار زندانی جرایم غیرعمد، حدود 1300 نفرشان زندانی مهریه‌اند و بقیه اگر در زندان نیستند، فقط به این دلیل است که بار گناه قول بی‌اساس‌شان روی دوش ستاد دیه و نیکوکاران افتاده است یا خودشان حاضر شده‌اند مهریه را قسطی و با ماهی یک سکه یا کمتر بپردازند. خیلی از آنها حتی نشنیده بودند که رئیس ستاد دیه کشور بارها و بارها تاکید کرده است تعهد مهریه غیرمعقول یک عمل منکر است.

به هم که اعتماد کردیم بعضی از مردها گفتند، اموالشان را به اسم بستگان و رفقا کرده‌اند تا مهریه را نپردازند و همسرانشان از مهر بی‌نصیب بمانند، یکی گفت: شما خیال می‌کنید به من بد می‌گذرد؟ اتفاقا اینجا بد نیست، فکر می‌کنیم تو تعطیلاتیم!

بعضی‌ها هم واقعا پولی نداشتند، مثل حسین که شاگرد مکانیک بود و به عمرش یک سکه طلا هم ندیده بود تا چه رسد به 4000 تا... ما را که دید بغضش ترکید: «اصلا باور نمی‌کردم، من دوستش داشتم،‌ بعد از یک دعوای ساده رفت مهرش را اجرا گذاشت.»

سعید هم هنوز دانشجو بود و تازه‌عروس 19 ساله‌اش، مهریه 200 میلیون تومانی‌اش را به اجرا گذاشته بود؛ اما نمی‌شد یکطرفه به قاضی رفت، گرچه مهریه گاهی فقط وسیله انتقامجویی بچگانه بود یا راهی برای سر به راه کردن شوهران یا حرفه‌ای برای سرکیسه کردن مردان؛ اما گاهی وقت‌ها هم آخرین دستاویز زنانی بود که قانون در حمایت‌شان لنگ می‌زد، برای زن‌هایی که قرار نبود بعد از طلاق  اگر شوهرانشان به طلاق آنها رضایت می‌دادند  حامی داشته باشند و باید سرپرست خانوار می‌شدند.

قصد ما قضاوت نیست و در مسندش هم نیستیم؛ اما چه خوب و چه بد، مردها نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند مهریه‌ها را بپردازند، به زندان عادت کرده بودند، قفس جای چهاردیواری خانه را برای آنها پر کرده بود و شده بودند جزئی از 24 هزار زندانی جرایم غیرعمد که سنگینی بار 400 میلیارد تومان بدهی‌شان روی دوش نیکوکاران و دولت بود و باقی ماندن هر کدامشان در زندان برای سازمان زندان‌ها، دست‌کم روزی 12 هزار تومان خرج می‌تراشید.

بخت بد، پشت فرمان

مهریه‌ای‌ها از دل زیادی خوششان در روزهای اول آشنایی می‌نالیدند و تصادفی‌ها از بخت بد و شب‌های تاریک و عابران گیج، مثل حمید که یک ماه بعد از پیک موتوری شدن و سر و سامان گرفتنش، تصادف کرده بود و تصادفی شدن، تنها بدبیاری‌اش نبود چون به قول خودش، تقویم‌ها ماه حرام را نشان می‌دادند و دیه را از 40 میلیون به 53 میلیون تومان رسانده بودند. حمید می‌گفت تازه‌عروسش قول داده منتظر برگشتش بماند، یکی از زندانی‌ها پرید توی حرفش «شما فکر می‌کنی زنش واسش بمونه؟» رضا سرخ شد.

ستاد دیه برای آزادی بیش از 11 هزار زندانی جرایم غیر عمد به حدود 150 میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد

مرتضی که تاسیساتی بود، دیر از سلول بیرون آمد. تکیه داد به قاب در که پرده‌ای مخملی و سبز آن را پوشانده بود. تعریف کرد که ترمز دیرهنگامش، رهگذری قطع نخاعی روی دستش گذاشته است و 250 میلیون تومان دیه. مرتضی گفت: «لعنت به بخت بد.» و همبندی‌اش به او تشر زد که: «برو خدا را شکر کن اگر راننده اتوبوس بودی و مرگ دسته‌جمعی خورده بود تو پرونده‌ات، الان یک میلیارد تومان دیه داشتی»!

چک‌های بی‌محل

زندانیان چک را در جلسه ستاد کمتر دیدیم؛ اما در بندهای 3 و 4 فراوان بودند یا روی تخت‌ها دراز کشیده بودند یا تلویزیون تماشا می‌کردند یا کتاب می‌خواندند یا... ابوذر گفت: «اینجا دستم به هیچ کاری نمی‌رود،...» ورشکسته بود و یک میلیارد تومان بدهی داشت و بهتر از هرحقوقدانی، از ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب سال 1375 می‌گفت که مثل حبس ابد می‌ماند و زندانی‌ها در دور و تسلسلش سرگردانند؛ آنقدر که براساس آن ناچارند تا پایان پرداخت بدهی، مهمان زندان شوند و از آنجا که هیچ بدهکاری نمی‌تواند از داخل زندان، بدهی‌اش را بپردازد، پس همچنان زندانی باقی می‌ماند و سالی 5/12 درصد، نرخ تورم به خاطر تاخیر در پرداخت، به بدهکاری‌اش اضافه می‌شود.

همه معجزه‌ها قریب‌الوقوع نیستند

صبح امروز کلید توی قفل در شکست و دست‌کم یک ساعت در خانه ماندگارم کرد، شاید به این خاطر که باید یادم می‌آمد قصد داشته‌ام چیزی از زندانیان جرایم غیرعمد بنویسم و به همه آدم‌های آزاد نهیب بزنم که هر کدام از ما شاید روزی فریب رفاقت نارفیقی را بخوریم یا در چشم به‌هم‌زدنی بی‌اعتبار شویم یا بخت، دلرحمی‌اش را در پشت فرمان از ما دریغ کند یا... بالاخره هریک از ما شاید روزی زندانی جرمی ناخواسته شویم و بعد در اوین یا زندانی دیگر که به اندازه اوین خوش‌آب و هوا نیست، روزهای بی‌حوصلگی و شب‌های بی‌خوابی را به امید معجزه‌ای که به آزادی بینجامد، سرکنیم. معجزه‌ای که به اندازه دیگر معجزه‌ها استثنایی و قریب‌الوقوع نیست و به یمن آن، از بدو تاسیس ستاد دیه تا امروز، 18 هزار نفر از زندانیان جرایم غیرعمد آزاد شده‌اند و به اندازه بقیه معجزه‌ها بزرگ نیست، کوچک است به اندازه سهیم شدن در پرداخت بدهی که ممکن است دیه تصادفی ناخواسته شود یا نفقه و مهریه‌ای نپرداخته یا چکی پاس نشده، معجزه‌ای که قرار است من و تو خالقش باشیم.

مریم یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها