اخاذی سیاه

پسر جوانی که در پی اخاذی سیاه از دختر مورد علاقه‌اش، تصمیم به انتشار عکس‌های خصوصی او گرفته بود توسط پلیس دستگیر شد. به گزارش خبرنگار ما، اوایل ماه جاری، دختر جوانی به نام شادی به پلیس استان مرکزی مراجعه کرد و گفت، پسر جوانی به نام کامران قصد دارد عکس‌های او را از طریق بلوتوث منتشر کند.
کد خبر: ۲۲۵۶۸۸

وی در توضیح ماجرا گفت: مدتی قبل در یکی از خیابان‌های شهر با پسر جوانی به نام کامران آشنا شدم. او بسیار با محبت رفتار می‌کرد. هر روز به من زنگ می‌زد و با هم قرار می‌گذاشتیم و ساعاتی را با هم بودیم. کامران پسر دست و دلبازی بود و از این‌که برایم پول خرج کند، اصلا ناراحت نمی‌شد و با جان و دل این کار را می‌کرد.

مدتی که از رابطه ما گذشت، کامران یک روز به من گفت، تصمیم گرفته به خواستگاری‌ام بیاید و قصد دارد در مورد این مساله با خانواده‌اش صحبت کند.

وی ادامه داد: این حرف باعث شد من بیشتر به کامران اعتماد کنم و بیشتر به او دل ببندم و احساس راحتی کنم. دیگر هیچ فاصله‌ای بین خودم و کامران نمی‌دیدم و هر کاری می‌خواست انجام می‌دادم تا این‌که یک روز به من چند عکس از خودم نشان داد که در گوشی تلفن همراهش بود، من اصلا متوجه نشده بودم او چطور از من عکس گرفته است. از این کار کامران ناراحت شدم و از او خواستم برایم توضیح دهد. کامران با حالتی که نشان می‌داد از ناراحتی من ناراحت شده است، برایم گفت که عکس‌ها را به عنوان یادگاری گرفته و زمانی که ما کنار هم نیستیم به آن عکس‌ها نگاه می‌کند تا دلش برای من تنگ نشود.

دختر جوان ادامه داد: از این که با کامران تندی کرده بودم ناراحت شدم و عذرخواهی کردم. با این که این اقدام کامران برایم آزاردهنده بود، اما سکوت کردم و حتی از او نخواستم عکس‌ها را پاک کند. مدتی که از این ماجرا گذشت، کامران دوباره با من قرار گذاشت که همدیگر را ببینیم. وقتی سرقرار حاضر شدم، همه چیز تغییر کرده بود. کامران مثل همیشه نبود و با من تندی می‌کرد. پرسیدم چه شده است که کامران گفت هر چه طلا و جواهرداری باید به من بدهی.

کامران می‌دانست من طلا زیاد دارم به همین خاطر همه آنها را می‌خواست. به کامران گفتم نمی‌توانم آنها را بدهم و او حق ندارد با من این طور رفتار کند. کامران که دید در برابرش مقاومت می‌کنم، گفت اگر جواهراتت را ندهی عکس‌هایی که از تو دارم، برای همه مردم شهر بلوتوث می‌کنم،‌ من هم تصمیم گرفتم قبل از هر اقدامی از سوی کامران  به پلیس شکایت کنم.

با شکایت دختر جوان، پلیس کامران را شناسایی و دستگیر کرد. کامران، تهدید علیه دختر جوان را پذیرفت و گفت: شادی دختر احساساتی بود و با یک حرف محبت‌آمیز هر کاری که می‌خواستم برایم انجام می‌داد. از آنجایی که دختری ساده و زود باور بود تصمیم گرفتم ابتدا به او محبت و بعداز وی اخاذی کنم. در مدتی که با شادی رابطه داشتم متوجه شده بودم او از این که مبادا کسی از رابطه ما خبر داشته باشد و آبروریزی شود به شدت می‌ترسید و همیشه جایی با من قرار می‌گذاشت که احتمال رفت و آمد دوستان و آشنایانش بسیارکم باشد. بنابراین به صورت مخفیانه چند عکس از شادی گرفتم و زمانی که توانستم اعتماد او را جلب کنم، نقشه اخاذی را عملی کردم.

وی ادامه داد: پدر شادی مرد ثروتمندی بود و این دختر به واسطه ثروت پدرش جواهرات زیادی داشت، من به شادی گفتم اگر تمام جواهراتش را به من ندهد، قطعا عکس‌هایی را که از او دارم برای مردم بلوتوث می‌کنم، تصور نمی‌کردم او به پلیس اطلاع دهد چون شادی اصلا دختر شجاعی نبود.

با توجه به این اعترافات، قرار بازداشت کامران صادر شد و وی برای تحقیقات بیشتر به بازداشتگاه انتقال یافت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها