بررسی چشم اندازهای راهبردی جنگ (1)
آیا بوش پیروز شد؛
سقوط بغداد و پایان فاز اول جنگ در 21روز ، این سوال را مطرح می کند که براستی فاتح این میدان کیست .
کد خبر: ۲۲۴۳۵
در این زمینه ، ملاحظات زیر قابل توجه هستند :
1- روحیه حاکم بر دولتمردان امریکایی مصداق بارزی از پراگماتیزم است . این روحیه عمل گرایانه منطقا در حوزه های استراتژیک نمود بیشتری دارد ؛ آنان منافع را تشخیص می دهند و حاضرند یک منفعت را برای منفعتی بالاتر و مهمتر فدا کنند. امریکا پس از ناکامی در شورای امنیت می دانست هرگونه بی تابی برای عملیات نظامی خارج از مصوبه این نهاد بین المللی ، با مخاطره حیثیتی همراه خواهد بود و در این صورت ، اهداف واقعی حمله امریکا به عراق را که پیشتر در پشت نقاب دیگری پنهان کرده بود آشکار می شود و با این حرکت ، جایگاه رهبری جهانی در دمکراسی را از دست می دهد؛ اما ضرورت حل مشکلات اقتصادی داخلی و منافعی که در حوزه انرژی برای ایجاد استیلای اقتصادی در دنیا به آن نیاز داشت منفعت بزرگتری بود که این معامله را برای او شیرین می کرد. امریکا پس از این نبرد با جدیت بیشتری ایجاد ساختار هرمی در جهان را که در برگیرنده هژمونی امریکا در نظام بین الملل باشد، تعقیب خواهد کرد. این موضوع ، چالش هایی در سطح بین المللی برای واشنگتن ایجاد می کند که عبور از آن ساده نخواهد بود.
2- جمهوریخواهان با پایان جنگ مجبورند آمار واقعی کشته های خود را اعلام کنند ، آماری که مصالح امنیتی بویژه در حوزه جنگ روانی اجازه نمی داد بلافاصله اعلام شود. «بازها» برای سناریوی بعدی (چنانچه بخواهد نظامی باشد) با مقاومت افکار عمومی داخلی مواجه خواهند بود چرا که به مردم امریکا گفته بودند این لشکرکشی برای خلع سلاح اتمی ، شیمیایی و دوربرد کشوری است که امنیت ملی و منافع استراتژیک آنان را تهدید می کرده است . اما در عمل ، دیده نشد حتی در روزهای اوج درگیری از چنین تجهیزاتی استفاده شود و این حداقل در نگاه اولیه ، دولتمردان امریکایی را نزد ملت خود و جهانیان ، غیر صادق معرفی خواهد کرد و بدیهی است چنانچه این سناریو بخواهد برای طعمه دیگری تکرار شود باورپذیر نباشد.
3- مهاجمان بویژه از روز نهم انهدام ساختارهای اداری و صنعتی را به سایر اهداف خود افزودند و در این میان به رغم تبلیغاتی که قبلا می شد مردم غیر نظامی نیز قربانی شدند، این موضوع ، پیروزی امریکا را غیر ارزشمند و در عین حال پرهزینه می کند، در حالی که شعار آزادی مردم عراق هنوز بر صفحه تلویزیون فاکس دیده می شود.
4- ارتش عراق در طی این مدت به معنای واقعی نجنگید - که اتفاقا گمانه توافقات پشت پرده را تقویت می کند. هیچ پروازی از جنگنده های هوایی و حتی بالگردها دیده نشد، بمب گذاری هایی که قبلا از آن سخن گفته شده بود اتفاق نیفتاد، عملیات انتحاری در وسعتی که گفته شده بود دیده نشد و... و فقط حدود 1000نظامی عراقی کشته شدند. این در حالی است که فقط در عملیات فتح المبین (دقیقا در 20سال پیش و در چنین روزهایی (بیش از این تعداد، نظامی عراقی کشته شد. - 5ارتش عراق با ارتشی که با پشتوانه حمایت های جهانی با ایران جنگید تفاوت اساسی داشت . آن ارتش ، چهارمین ارتش دنیا (به لحاظ استعداد، تجهیزات نظامی و نیروی انسانی) بود اما ارتشی که در این جنگ در مقابل نیروهای ائتلاف می جنگید سپاه فرسوده ای بود که پیشتر و در جنگ اول خلیج فارس توان خود را از دست داده بود؛ ضمن آن که با توافقات دولت های قدرتمند عملا فرجام کار به گونه ای دیگر رقم خورد.