دامنه تحریمها به حدی است که تداوم تحریم سه هفتهای علیه نوار غزه زنگ خطر را در مورد احتمال وقوع یک فاجعه انسانی بزرگ در این منطقه به صدا درآورده است.
علاوه بر آن تلاش رژیمصهیونیستی در تغییر ساختار جغرافیایی سرزمینهای تحت اشغال از طریق شهرکسازی، یهودیسازی بیتالمقدس و حملات شهرکنشینان تندروی یهودی علیه فلسطینیان همه و همه را باید مولود کنفرانس صلح آناپولیس دانست که جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا به عنوان سکاندار اصلی این کنفرانس به رغم وعده و وعیدهایش، هدایت آن را به اوباما سپرده است.
محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی با امید دستیابی به توافقنامه نهایی صلح با رژیم صهیونیستی تا پیش از پایان سال 2008 و با بیان این که یک دستور کار روشن لازمه موفقیت کنفرانس خواهد بود از ژوئن 2007 تا کنون به طور هفتگی با ایهود اولمرت، نخستوزیر این رژیم مذاکره کرده که برخلاف ادعای دو طرف مبنی بر دستیابی به برخی توافقها، اختلافات در خصوص مسائل و راهکارهای نهایی صلح به ویژه موضوع بیتالمقدس، حق بازگشت آوارگان فلسطینی، مرزهای کشور مستقل فلسطین، شهرکهای یهودینشین و منابع آب همچنان به قوت خود باقی است.
عباس و اولمرت در آناپولیس قول دادند که به مذاکرات دوجانبه تا زمان دستیابی به توافقنامه صلح ادامه دهند و هیاتهای مذاکره کننده فلسطینی نیز به مذاکرات تخصصی و کارشناسی بپردازند و آمریکا هم به عنوان ناظر، نظارت بر روند اجرای تعهدات دو طرف را در قبال طرح نقشه راه بر عهده بگیرد اما در صحنه عمل این نمایش، رژیمصهیونیستی همچنان به بمباران غزه، ساخت دیوار حایل، ساخت شهرکهای یهودینشین و حفاریها در اطراف مسجدالاقصی ادامه میدهد، غزه را محاصره میکند، گذرگاههای تجاری آن را میبندد و هر گونه مقاومت مردم فلسطین توسط نیروهای این رژیم و نیروهای امنیتی وابسته به تشکیلات خودگردان سرکوب میشود و تمامی این اقدامات تحت حمایتهای مالی و تسلیحاتی گسترده آمریکا صورت میگیرد.
اکنون در آستانه یک سالگی آناپولیس اکثر رهبران عرب از جمله عمرو موسی، دبیرکل اتحادیهعرب از پایان بینتیجه روند آناپولیس سخن میگویند. وی اخیرا گفت که معتقد است رویای تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایان رسیده، تمامی فرصتهای تشکیل این کشور به دلیل شهرکسازیهای اسرائیل و تغییر ساختار جغرافیایی اراضی تحت اشغال از بین رفته و این رویا را به سرابی غیر قابل دسترس تبدیل کرده است.
گزارشهای فلسطینی و بینالمللی از افزایش شهرکسازی صهیونیستها در کرانه باختری حکایت دارد به طوری که گفته میشود سال 2008 بیشترین آمار در این زمینه را طی 10 سال گذشته به خود اختصاص داده است.
یکی از دلایل اثبات بینتیجه بودن کنفرانس آناپولیس از همان ابتدای برگزاری، عدم حضور حماس در این کنفرانس بود. غرب و در راس آن آمریکا حتی پس از آنکه ملت فلسطین با رای آزاد و دموکرات خود این جنبش را به عنوان نماینده اکثریت پارلمان برگزیدند از تعامل با این جنبش سر باز زد و آن را تروریست خواند و از این گروه که آرای اکثریت مردم در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین در سال 2006 را به همراه دارد، برای مشارکت در این کنفرانس دعوت نکرد.
علاوه بر آن نوار غزه به بهانه سیطره حماس بر این منطقه محاصره شد و مردم آن به دلیل انتخاب حماس مجازات میشوند، مجازاتی که کودکان، زنان، افراد سالخورده و بیماران بیگناه تاوان آن را پرداخت میکنند و کسانی که داعیه دموکراسی سر میدهند با این کار ثابت میکنند انتخابات دموکراتیک از نظر آنها انتخاباتی است که افراد مورد قبول آنها را روی کار آورد.
با گذشت یک سال از ادعاهای بوش مبنی بر تشکیل دو کشور فلسطین و اسرائیل تا پیش از سال 2008، جهانیان شاهد افزایش و شدت بحران در اراضی فلسطینی هستند به طوری که همزمان با خروج بوش از کاخ سفید نه تنها بحران خاورمیانه بهتر نشده بلکه به وضعیتی بدتر از زمان پیش از برگزاری کنفرانس آناپولیس دچار شده است.
مردم مبارز فلسطین با کولهباری از تجربههای تلخ و شیرین که به بهای خون هزاران جوان مقاومت به دست آمده است، به خوبی دریافتهاند که هدف صلح آمریکایی هرگز احقاق حقوق آنها نیست بلکه هدف اصلی آن به انزوا کشیدن مقاومت است. آنها به خوبی میدانند که اوباما نیز به رغم ادعاهایش مبنی بر تغییر و تحول به دلیل سیطره لابی صهیونیست بر سیاستهای کلی آمریکا، هرگز نمیتواند حقوق آنها را محقق سازد و آمریکا هرگز از سیاست جانبداری از اسرائیل جدا نخواهد شد. در این میان تنها برخی از سیاستمداران کوتهنظر منطقه در جهت حفظ منافع شخصی از آمریکا پیروی کرده و صلح را از رهبران امپریالیسم گدایی میکنند.
نهایتا میتوان تنها مولود کنفرانس آناپولیس را مرگ تدریجی رویای بوش دانست؛ رویایی مبنی بر تحقق صلح در خاورمیانه تا پیش از پایان سال 2008.
منبع: ایسنا
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)