حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کیهان
«ذخیره پایان ناپذیر» عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان است که در آن می خوانید؛ خبر ساعت 11.30 دیروز رادیو پیام، مصاحبه یک دانشجوی نخبه بسیجی بود. کسی که از دل یک خانواده 8 نفره روستایی درخوزستان توانسته بود به مدارج عالی دانشگاهی، اختراعات متعدد، درج مقالات بین المللی و کسب رتبه ها، تندیس ها و لوح های افتخار بسیاری از داخل و خارج کشور نایل شود. او با افتخار از بسیجی بودن خود یاد می کرد و موفقیت هایی که تاکنون به آنها نایل شده بود را حاصل تفکر بسیجی می دانست...
امروز بسیج یک تفکر است. این شجره طیبه و پرثمر انقلاب اسلامی، امسال وارد سی سالگی خود می شود. سال هایی که سرشار از مبارزه و مجاهدت و ایثارگری و شهادت طلبی مردان و زنانی است که در بستر تفکر و اندیشه ای مطهر و نهادی انقلابی و برخاسته از دل مردم و برگرفته از آرمان های بلند حضرت امام(ره)، اقتدار و ثبات نظام جمهوری اسلامی را بدست خود رقم زدند. بدون شک بسیجیان سلحشور طلایه داران عرصه دفاع مقدس و سازندگی و آبادانی ایران اسلامی اند، همانانی که فارغ از نشانه ها و تابلوهای سیاسی و حزبی، عمل به تکلیف منشور آنان بوده و همواره گوش به فرمان ولی امر خویش سپرده اند.
رهبر معظم انقلاب، بسیج را محصول ابتکار و نوآوری حضرت امام(ره) می شمارند و تأکید می کنند: «انقلاب اسلامی درعرصه های مختلف دفاعی، علمی، فرهنگی و اجتماعی و دیگر زمینه ها، همواره نیازمند بسیج و مجموعه جوانان مؤمن، با انگیزه و پاک دامن است...این ظرفیت تحسین برانگیز نشان می دهد، حضور بسیج به عرصه های دفاع از کشور و پاسخگویی به تهدیدات سیاسی، اقتصادی و نظامی دشمن منحصر نیست، بلکه هرجا اسلام و انقلاب به حضور پرانگیزه و کارساز مردمی نیاز دارد آن میدان عرصه حضور بسیج است.»
امروز بسیج از یک رویکرد واحد فراتر رفته و توانسته است با اجتماع نخبگان در این نهاد مقدس در زمینه علم و دانش و عرصه های فرهنگی و اجتماعی نشانه های بارز و روشنی از خود برجای گذارد. انقلاب اسلامی وارد دهه چهارم عمر خود می شود و طبعاً بسیج بایستی رویکرد محوری خود را مبتنی بر آموزه هایی قرار دهد که رهبری انقلاب آن را برای آینده کشور هدف گذاری کرده اند.
رسالت بسیج، پاسخ به نیازهای انقلاب و پرکردن خلأهایی است که بعضاً در امور جاری کشور وجود دارد. مقام معظم رهبری در ترسیم مشی نظام جهت پشت سر گذاشتن تهدیدها، انقلاب را به سوی ساختن کشوری مستقل، آباد و برخوردار از نیروهای معنوی و علمی سوق می دهند. آینده ایران با پیشرفت در عرصه های علمی و فناوری و رشد فرهنگی عجین شده است؛ لذا یکی از محورهای اصلی و جدید بسیج باید رویکرد علمی و پژوهشی باشد. نهضت نرم افزاری و تولید علم ، دکترین پایدار و اصلی نظام است. بسیج با نیروی بالقوه و جوانی که در خود ذخیره دارد -خصوصاً در بسیج دانش آموزی، دانشجویی و اساتید- می تواند نقش محوری و کارسازی در دستیابی به افق های ایران 1404 برعهده گیرد.
بسیج دارای ظرفیت های بزرگی به وسعت ایران اسلامی است. از این ظرفیت و پتانسیل می توان در سازندگی و آبادانی کشور و رفع محرومیت ها نهایت بهره را برد. خوشبختانه طی سال های پس از جنگ، بسیج سازندگی توانسته است با استفاده از نیروهای جوان و خلاق کارهای بزرگ و بی نظیری دراین زمینه صورت دهد. تصویب قانون بسیج سازندگی در سال گذشته توانست بستری قانونمند برای فعالیت های بسیجیان دراجرای طرح های دولت فراهم آورد. جوانان دانش آموز و دانشجوی بسیجی این آب و خاک برای پر کردن اوقات فراغتشان با هدف سازندگی ایران اسلامی وارد این عرصه شده و فصل جدیدی از فعالیت بسیج را آغاز کرده اند. به تعبیر زیبای مقام معظم رهبری «بسیج امروز داروی شفابخش است» باید اذعان کرد که بسیاری از مشکلات کشور و نظام چه در گذشته و چه حال به همت بسیجیان و فرزندان انقلاب گره گشایی شده و می شود.
حاکمیت تفکر بسیجی که به مدد برافراشته شدن پرچم اصولگرایان گفتمان غالب کشور شده و شکل گیری دولت نهم که برخاسته از اصولگرایی بوده و ریشه در نگاه بسیجی گونه و مردمی به مسائل کشور دارد، نعمتی است که بایستی بیش از این قدر آن دانسته شود. سال های زیادی از روزهایی که فریادهای منحوس «توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد»!! در خیابان های شهر و زیر بیرق مدعیان اصلاحات شنیده می شد، نمی گذرد. روزهای سختی که سرنخ های عروسک گردانی این خیمه شب بازی در دست ضدانقلاب های داخلی و خارجی دیده می شد و بالاخره نیز غائله آن فتنه شوم به دست همان بسیجیان سرافراز برچیده شد.
امروز حاکمیت تفکر بسیجی بر جامعه باعث برکاتی شده که بایستی هم مسئولان و هم مردم از فرصت به دست آمده نهایت استفاده را در راه پیشبرد اهداف انقلاب و پیشرفت کشور ببرند. تفکر بسیجی موجب شناسایی استعدادهای جوان و تازه ای در عرصه مدیریت و اداره امور کشور شده و از طرفی مرز عناصر غیرفعال و سست اراده را از این گروه مشخص کرده است. در تفکر بسیجی که مدل حکومتی نظام اسلامی شده، سره از ناسره به خوبی تشخیص داده می شود و کسانی که در مسیر خلاف آن حرکت می کنند و یا توان همپایی با این حرکت پوینده را ندارند، لاجرم از جرگه صاحبان قدرت و مصادر حاکمیت کنار می روند.
در تفکر بسیجی، سخت ترین کارها در ناهموارترین مسیر بایستی در کوتاه ترین زمان و کمترین هزینه و البته در نهایت مطلوبیت به انجام برسند. نگاه برخاسته از این تفکر و روحیه و اراده ای که بنایی جز سازندگی ندارد، اگر در بدنه متصدیان امور اجرایی و برنامه ریزان و تصمیم گیران کشور جاری و حاکم شود، بدون تردید باعث خواهد شد روش ها و بینش ها در اداره امور به نفع مصالح مردم و مملکت تمایل بیشتری پیدا کند.
از سوی دیگر در تفکر بسیجی، باندبازی ها، حزب بازی و جناح گرایی جایی ندارد. با آنکه حضور و فعالیت جریان های سیاسی در جامعه امری طبیعی و البته ضروری است، اما سال های پس از انقلاب اسلامی گواهی می دهند که بسیجیان هیچگاه زیر عًلًم هیچکدام از سیاست مداران و احزاب و گروه های سیاسی سینه نزده اند. آنان همواره خود را سرباز نظام و تابع ولایت می دانند. در زمانه ای که شاید بخش زیادی از فرصت ها و توانمندی مسئولان در کشاکش گروه گرایی سیاسی و عزل و نصب های باندی ممکن است از دست برود، می توان با میدان دادن به تفکر چاره ساز و راهگشای بسیجی شرایط را برای بهبود عملکردها در جهت رضایت مندی بیشتر مردم، مهیا کرد.
بسیج که وارد سی سالگی خود می شود، درخت تنومندی است که باید میوه ها و ثمراتی جدید و نو داشته باشد. بسیج که حاصل نو آوری امام راحل(ره) است ، باید همواره نوآوری و طرح ایده های جدید را در دستور کار خود داشته باشد. خلاقیت و ابتکار و نوآوری باید محور تفکر یک بسیجی قرار گیرد. بسیج نباید اسیر تکرار و یکنواختی شود. اگر اینگونه باشد می توان در بستر این تفکر، میدان های بزرگ و جدیدی برای رشد و شکوفایی جوانان بنا نهاد تا استعدادها و توانایی های آنان در مسیر سازندگی و پیشرفت کشور متبلور شود.
مدل های بومی و ساختارهایی که متناسب با فضای فکری، فرهنگی و اجتماعی جامعه و مناطق مختلف کشورند، می توانند محصول نوآوری در بسیج باشند، نهاده هایی که امروز مورد نیاز شدید دستگاه های برنامه ریز و اجرایی کشور به حساب می آیند.
البته در کنار رویکردهای جدید بسیج، نکته ای که نباید از آن غافل شد، حفظ آمادگی دفاعی و رزمی بسیجیان است. بسیج امروز باید متناسب با تهدیدات احتمالی دشمن، توانمندی های دفاعی خود را با تمرینات نظامی به صورت گسترده ای افزایش دهد. هرچند با توجه به معادلات سیاسی حاکم بر منطقه و پیشرفت تولیدات نظامی و افزایش قدرت رزمی ایران و هم چنین حضور گسترده مردم در صحنه حمایت از نظام و انقلاب، احتمال حمله نظامی دشمنان کاهش یافته، اما این امر به معنای منتفی شدن کامل این موضوع نیست و باید همواره در برابر این تهدیدات هوشیار و آماده بود. «بسیج» به فرموده رهبری انقلاب «ذخیره پایان ناپذیر برای انقلاب و اسلام» است. مردم چه در سال های دفاع مقدس و چه روزگار پس از آن نشان داده اند که قدر ذخایر انقلاب را به خوبی می دانند.
آفتاب یزد
«انتخابات و دو رئیس؛حق با کدام است؟!» عنوان سرمقالهی روزنامهی آفتاب یز د است که در آن میخوانید؛ روز 26 اردیبهشت سال 76 - مصادف با تاسوعای حسینی - اکبر هاشمی رفسنجانی که آخرین روزهای ریاست جمهوری خود را پشتسر میگذاشت در خطبههای نماز جمعه تهران به طرح علنی بـعضی نگرانیها در مورد مراحل انتخابات هفتم ریاست جمهوری پرداخت. این اظهارات که دقیقاً یک هفته قبل از دوم خرداد - روز انتخاب خاتمی - بیان شد واکنشهای متفاوتی به دنبال داشت. رفسنجانی ابتدا به انتقاد از کسانی پرداخت که اتهاماتی را متوجه کاندیداهای ریاست جمهوری میکنند. این سخنان رفسنجانی، واکنش به اظهارات برخی مدعیان ارزشگرایی بود که در آن روزها اتهاماتی را نسبت به خاتمی بیان میکردند. اما مهمترین هشدار رفسنجانی، متوجه دستاندرکاران اجرایی و نظارتی انتخابات بود. رئیس دولت ششم که خود را برای تحویل دولت به رئیس جمهور بعدی آماده میکرد، علیرغم آنکه مسئولیت مستقیم اجرای انتخابات را به عهده داشت صراحتاً هشدارهایی خطاب به همکاران اجرایی خود بیان کرد.
وی از جمله خطاب به مجریان انتخابات اظهار داشت: »مسئولان واقعاً باید کاری کنند که رای دقیق مردم وارد صندوق شود و همان نیز خوانده و اعلام شود«. رئیس جمهور اسبق ایران همچنین اظهار داشت: »هیچ مقامی از رئیس جمهور گرفته تا شورای نگهبان، وزارت کشور، ائمه جمعه و ناظران، حق قانونشکنی ندارند... ضعیفکردن اعتماد مردم، بزرگترین جنایت است.« هاشمی رفسنجانی با اشاره به اینکه »ما هر کاری که بکنیم میگویند تقلب شده است« گفت: »اما این که ما خودمان کاری کنیم و سند بدهیم، باید پیش خدا جواب بدهیم، امروز هیچ گناهی را بدتر از این نمیدانم که کسی به خودش حق بدهد در آرای مردم دست ببرد و جریان را منحرف کند. این خیانت، قابل بخشش نیست.« این اظهارات منحصر به فرد، نخستین نمونه از اظهار نگرانی بالاترین مقام اجرایی کشور نسبت به احتمال تخلف در انتخابات بود که البته حاشیههایی نیز داشت. از جمله، تنها روزنامه حامی خاتمی در آن دوران، صدا و سیما را به خاطر پخش اظهارات رفسنجانی در آخرین ساعات شب، مورد انتقاد قرار داد اما این حاشیهها نتوانست از اهمیت هشدارهای رئیس اجرایی کشور نسبت به احتمال تخلف در یک موضوع اجرایی بکاهد.
از آن روز تاکنون - که بار دیگر هاشمی رفسنجانی دغدغههای انتخاباتی خود را با شفافیت اعلام میکند- دو انتخابات ریاست جمهوری، سه انتخابات مجلس، دو انتخابات برای گزینش خبرگان رهبری و سه انتخابات برای انتخاب اعضای شوراهای شهر و روستا برگزار شده است که در هیچ یک از آنها رفسنجانی مسئولیت اجرایی نداشته است. اما او در دو انتخابات از مجموع 10 انتخابات فوقالذکر، به صراحت اظهارنظر کرده است. نخستین اظهارنظر رفسنجانی پس از تحویل مسئولیت ریاست جمهوری، مرتبط با انتخابات مجلس هفتم - زمستان 83 - بود. او که در آن انتخابات ذینفع نبود، برخلاف دیدگاه اصلاحطلبان، به تمجید از مراحل برگزاری انتخابات و میزان حضور مردم پرداخت. اما در سال 84 و در حالی که کاندیدای ریاست جمهوری بود، حواشی انتخابات را مورد انتقاد قرار داد ودر عین حال تاکید کرد که حاضر به شکایت رسمی نیست زیرا به ادعای او، دخالتها در انتخابات، با استفاده از امکانات نظام و به صورت سازماندهی شده و نامشروع صورت گرفته بود. همچنین به اعتقاد رفسنجانی »برخی داوران نمیخواستند یا نمیتوانستند نسبت به شکایت او کاری انجام دهند«.
او اکنون بار دیگر و در حالی که خود کاندیدای انتخابات آینده ریاست جمهوری نیست به صورت شفاف، هشدارهایی را بیان مینماید. هشدارهای رفسنجانی در حالی مطرح میشود که ریاست جمهوری کشور به عهده محمود احمدینژاد است و او در یکسال گذشته، حداقل دوبار با قاطعیت از عملکرد دولت خود در انتخابات دفاع کرده است.
سال گذشته که برگزاری اولین انتخابات مجلس در دوره مسئولیت احمدینژاد در دستور کار دولت او قرار داشت، رد صلاحیت کاندیداها، اعتراضات سنگینی را به دنبال داشت تا جایی که مسئول مستقیم برگزاری انتخابات - مصطفی پورمحمدی - اعلام کرد: »برخی رد صلاحیتها برای خود ما هم سئوالاتی ایجاد کرده است«اما احمدی نژاد به دفاع از هیئتهای اجرایی پرداخت و به گونـهایکه گویی نتایج انتخابات مشخص و معترضان به رد صلاحیتها،در صندوقهای رای شکست خوردهاند، اظهار داشت: »کسانی که انتخابات و سلامت آن را زیر سوال میبرند خودشان را خراب میکنند. هر گاه مردم به آنها رای دهند انتخابات صحیح است اما هرگاه به کس دیگری رای بدهند، ناگاه انتخابات مخدوش میشود.« احمدی نژاد در حالی در روز سوم بهمن 86 اینگونه منتقدان دولت خویش را مورد حمله قرار داد که 8 سال قبل از آن، پس از شکست خود و همفکرانش در انتخابات مجلس ششم اظهار داشته بود: »48 ساعت در اعلام نتایج تاخیر کردند که در بعضی صندوقها اقداماتی انجام دهند.«
البته در زمستان 86 که انتخابات مجلس توسط دولت احمدینژاد برگزار شد اعلام نتایج، بسیار بیشتر از 48 ساعت به طول انجامید و تغییراتی که در بعضی لیستهای اعلامی به وجود آمد موجب واکنش چند روزنامه و سایت اصولگرا شد!
احمدینژاد در سال 87 نیز بار دیگر به دفاع مطلق از انتخاباتی پرداخت که قرار است توسط دولت او در خرداد 88 برگزار شود و سرنوشت جانشین رئیس جمهور فعلی را مشخص کند. آخرین دفاع احمدی نژاد که با هشدارهای اخیر رفسنجانی همزمان شده است پس از آن به سطح رسانهها کشید که تعدادی از نمایندگان مجلس- از دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب- از احتمال دخالت گرایش سیاسی و شخصی محصولی به احمدینژاد در انتخابات سال 88 اظهار نگرانی کردند.
احمدی نژاد برای آنکه این دغدغهها را غیرواقعی جلوه دهد در جلسه رای اعتماد به صادق محصولی ا ظهار داشت: <پس از انقلاب اسلامی غیر از دو دوره، همه وزرای کشور حزبی بوده و در تریبونها از حزب خود دفاع کردهاند. با این حال، هیچ وقت نگفتهایم به این دلیل، انتخابات مخدوش است. پس از پیروزی انقلاب، سی دوره انتخابات داشتیم که همه سالم و درست بود.>این اظهارات رئیس جمهور، بار دیگر ادعاهای او نسبت به متولی برگزاری انتخابات مجلس ششم - وزارت کشور در دولت سید محمد خاتمی- را یادآوری کرد. احمدینژاد بلافاصله پس از اعلام نتایج آن انتخابات، با اشاره به گرایش سیاسی مجریان انتخابات، مدعی شده بود: <پس از تحلیل روند آرا، تصمیم گرفتند در بعضی صندوقها اقداماتی انجام دهند.>
اکنون دولت احمدی نژاد در حالی به استقبال برگزاری انتخابات ریاست جمهوری میرود که هشدارها و اظهار نگرانیها تنها به یک طیف سیاسی تعلق ندارد. چهرههایی همچون هاشمی رفسنجانی که در انتخابات آینده ذینفع نیستند نیز از چند ماه قبل هشدارهایی نسبت به این موضوع دادهاند و اظهارات اخیر نشان میدهد که تصمیمی برای سکوت در این مورد ندارند. همچنین سخنان احمدینژاد در زمستان سال78 هنوز از یادها نرفته است که گفته بود: <از آنجایی که مجموعه مجریان انتخابات در وزارت کشور، دارای گرایشات شدید سیاسی به یک حزب و جناح خاص بودند و در رفتارشان هم این تمایل را بروز میدادند فضا به گونهای شکل گرفت که این حرفها و شایعات - دستکاری در نتیجه انتخابات - به طور طبیعی مطرح میگردد.>
کمتر از دویست روز دیگر، مشخص خواهد شد که دغدغه امروز رفسنجانی که شباهت زیاد به اظهارات سال 78 احـمدی نژاد دارد بـه واقـعـیت نزدیـکتر است یا ابراز اطمینانهای مکرر احمدی نژاد که در تضاد کامل با ادعاهای خود او پس از شکست در انتخابات مجلس ششم است؟
رسالت
«اولویت یک نظام اسلامی چیست؟» عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمدمهدی انصاری که در آن میخوانید؛ قراراست در سال 2010 میلادی، شهر استانبول ترکیه، که جزء خاک اروپا محسوب میشود، به عنوان «پایتخت فرهنگی اروپا» برگزیده شود. علاوه بر سابقه تاریخی و فرهنگی و موقعیت استراتژیک این شهر و وجود نمادها و سمبلهای فرهنگ اسلام در آن، دولت ترکیه تلاش گستردهای برای ارتقای مظاهر فرهنگی و ... این شهر آغاز نموده است. به هر حال همین که این شهر با منارهها و مساجد و آثار و ابنیه تاریخیاش که غالبا متعلق به تاریخ تمدن اسلامی است به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا شناخته شود، جای خرسندی و غرور برای ما مسلمانان خواهد بود.
آنانی که به شهر استانبول سفر کرده باشند میدانند در هر کجای شهر که بایستند بالاخره نمادی از اسلام چون منارهای یا گنبدی ازمسجد و مصلی را خواهند دید. البته این نمادها در طول چندین قرن ساخته شده و موجب عظمت و جذابیت این شهر گردیدهاند. در طول روز هم 5نوبت اذان در شهر طنینانداز است آن هم نه صدای ضبط شده موذن که رادیویی را پشت بلندگو بگذارند، بلکه موذنانی خوش الحان با برنامه مشخص و گردشی بالای مناره میایستند و اذان سر میدهند!! شاید برخی بگویند در ترکیه و مثلا در شهر استانبول به ظواهر توجه شده و باطن امر خیلی مورد توجه نیست اما به هر حال ندای اذان و دعوت به برپایی نماز- ولو به ظاهر - و وجود نشانههای نماز (مسجد، گنبد، مناره و ...) از برخی شهرهای ما حتی شهری چون اصفهان و ... به مراتب موثرتر و بالاتر است. یک روز که به بالای برج میلاد یا ارتفاعات شمال تهران رفتید حتما نگاهی به اطراف و اکناف پایتخت جمهوری اسلامی بیندازید. انصافا چند نماد و مظهر اقامه نماز و دین و ... ملاحظه خواهید کرد؟ آیا واقعا با دیدن چشمانداز شهر تهران به یاد یک شهر اسلامی و دینی خواهید افتاد یا اینکه ناخودآگاه با دیدن ساختمانها و برجهای بلند و ... از پیشرفتهشدن و اروپایی شدن شهر سخن خواهید گفت؟!
البته شاید دو مناره نیمه ساخته مصلای تهران جلب توجه کند که بیش از 20 سال است میخواهیم آن را افتتاح کنیم و نماز جمعه را از لابه لای درختها و جدولهای دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف آن به این محل انتقال دهیم؟! صوت اذان از رادیو هم در برخی نقاط شهر طنینانداز است آن هم به نحوی که مبادا برای همسایهها و ادارات و مراکز آموزشی ایجاد مزاحمت کند... !
... تذکرات هفته گذشته رهبری نظام مبنی بر بسط فرهنگ اقامه نماز و پیشبینی ساخت مساجد در پروژههای شهرسازی باید به طور جدی در سرلوحه فعالیتهای دولتمردان جمهوری اسلامی قرار گیرد. البته فقط با ساختن مساجد با عظمت و منارههای رفیع، نمیتوان نماز و برپایی با شکوه آن را انتظار داشت بلکه ضرورت دارد بسیاری از مقدمات و موخرات امر، از سوی همه ارکان و اجزای نظام به عنوان تمهیدات اقامه نماز لحاظ شوند. اگر «اقامه نماز» اولین ثمره حاکمیت و مکنت صالحان است پس باید همه امکانات برای این مهم بسیج شوند. در این راستا چند مرحله باید لحاظ گردند:
-1 پیش از هر چیز باید طعم و شیرینی آموزههای قرآن را به آحاد جامعه بچشانیم. متاسفانه باید گفت این کتاب مقدس ما مسلمانان در میان ما مظلوم مانده و طعم آن را نه چشیدهایم و نه به جوانان و نسلهای جدید که در فضای فرهنگی جمهوری اسلامی رشد کرده و میکنند، چشاندهایم!!
-2 در مرحله دوم باید از متولیان اصلی دین و معنویت در جامعه که همانا روحانیت معظم و حوزههای علمیه است، انتظار داشت به گونهای فعالانه و موثر در عرصههای اجتماعی حضور داشته باشند و برای ایمان و اعتقادات لایههای جامعهساز و کارهای عملی و دقیق ارائه دهند. تربیت طلاب جوان، مسلط به مسائل دینی، باهوش و مستعد که هر کدام در یک حوزه از مسائل دینی و اجتماعی تخصص ویژه داشته باشند و توجه به کیفیت در خروجی حوزههای علمیه میتواند رهگشای امر باشد. مثلا تعدادی از طلاب در حوزهها علاوه بر سایر تحصیلات دینی فقط برای بحث اقامه نماز جماعت تربیت شوند و عدهای فقط برای تربیت دینی کودکان، عدهای برای مباحث اخلاقی، گروهی برای مباحث حقوق اسلامی، و قس علی هذا ... علاوه بر اینها به روز سازی شیوههای تبلیغ دین، افزایش فعالیتهای چهره به چهره علما و روحانیون، اعتماد سازی بین روحانیت و مردم، ساده زیستی و موارد دیگر در زمره کارآمد سازی نقش این گروه مرجع سنتی در جامعه خواهد بود که قطعا یکی از اولین ثمرات آن، اقامه با شکوهتر نماز خواهد بود.
-3 در مرحله سوم باید نهادهای متولی فرهنگ در نظام جمهوری اسلامی از لحاظ جایگاه، ساختار، شرح وظایف و ضرورت تاسیس باز تعریف شوند. با وجود بیش از سی، چهل نهاد و سازمان فرهنگی، هنوز تذکر و هشدار رهبر معظم انقلاب مبنی بر مظلومیت فرهنگ باقی است. به راستی چرا؟! آیا باید باز هم نهاد و سازمان فرهنگی تاسیس کرد تا این مظلومیت زدوده شود یا اینکه باید نهادهای موجود را تقویت نمود؟ شاید هم باید برخی از آنها منحل شوند؟ به نظر میرسد راهکار سوم بسیار سودمندتر باشد. معالاسف برخی از سازمانهای فرهنگی در کشور ما فقط برای صرف هزینههای بیهوده- آن هم نه برای موارد ضروری و حیاتی- که برای همایشها و سمینارها و کنگرهها و ...، موازی کاری و حتی دفع آثار فعالیتهای مثبت و سودمند نهادهای فرهنگی دیگر مشغول به کار هستند منتهی مگر کسی جرات دارد بگوید این سازمان باید منحل شود!! زیرا مثلا در طول 10 سال فعالیت یک نکته مثبت و ماندگار در فعالیتهای آن مشهود نیست. نهایتا اینکه اگر با مهندسی مجدد در قبال این نهادها میتوان از چهره فرهنگ اصیل اسلامی- ایرانی مظلومیت را پاک کرد و آن گاه با تقویت بنیههای ایمانی و اعتقادی جوانان و دختران و کودکان و دانشجویان و کارمندان و شهریها و روستاییها و ...، شیرینی نماز و عبادت را گسترش داد.
-4 در مرحله چهارم باید با هویت سازی و هویت بخشی به جوانان، آنان را از افتادن به دام بیهویتی و جذابیتهای کاذب و شهوات شیطانی مصون داشت. البته بسیاری از جوانان ما هم که به دام این ورطههای فرهنگی نمیافتند و با اینکه به تحصیل و کار مشغولند، انگیزهای و شوقی برای دیندار بودن و معتقد بودن ندارند. چه بسیارند دانشجویان دختر و پسر که درس میخوانند، امتیاز و رتبه میآورند و در خانوادههای خوبی هم تربیت شدهاند اما نمازخوان نیستند! مبادی آداب شریعت و احکام دین نیستند... !! به راستی مشکل کار کجاست؟! برای این مسائل هم باید چارهاندیشی شود و در دانشگاهها و رسانهها و محافل نخبگی نسبت به مقوله جوان و جوانی راهکارهای دقیق و عمیق اندیشیده شوند که اولا به جوان هویت بخشی کند، ثانیا او را از انحراف مصون بدارد و ثالثا برای تربیت دینی و اسلامی او برنامه مشخص و قابل اجرا ارائه دهد.
به هر روی باید گفت: «جمهوری اسلامی» پس از 30 سال حاکمیت در مسائل خرد و کلان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور و گام نهادن به دهه چهارم از عمر خود در حالی چشمانداز 1404 ایران اسلامی را پیشروی دارد که باید اولویت اول آن «تعمیق فرهنگ دینی و قرآنی» در همه شئون و ارکان جامعه باشد. آیا همه چیز برای این اولویت یک مهیاست؟ آیا اصولا همه ارکان نظام و نخبگان و مدیران کشور به این اولویت یک اعتقاد دارند؟!
جمهوری اسلامی
«بسیج آگاهی و استقلال» عنوان سرمقاله ی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛ هفته بسیج هر سال فرصتی پدید می آورد تا از یکطرف صاحبنظران درباره این نهاد اصیل انقلابی و خدوم اظهارنظر کنند و عملکرد آنرا ارزیابی نمایند و از طرف دیگر خود بسیج نیز به محاسبه نفس بپردازد. براساس حدیث « حاسبوا قبل ان تحاسبوا » قبل از دیگران خود بسیج باید درصدد محاسبه نفس برآید که اگر چنین کند از ارزیابی صاحبنظران واقع بین و منصف سربلند بیرون خواهد آمد و البته به ثمرات دیگری نیز خواهد رسید که این مقاله درصدد بیان اجمالی بخشی از آنهاست .
1 ـ در اصالت و انقلابی بودن نهاد بسیج همین بس که بنیانگذار آن بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی است . امام خمینی رضوان الله تعالی علیه به بسیج با عنوان « بسیج مستضعفان » به این دید نگاه می کردند که زمینه سازان حاکمیت صالحان برروی زمین هستند و این قدرت را به صورت بالقوه دارند که وعده قرآنی « ان الارض یرثها عبادی الصالحون » را تحقق بخشند.
نهادی که چنین رسالتی را برعهده دارد طبعا باید در افقی بسیار بالاتر از اندیشه های جناحی سیر کند و خود را درگیر امور جزئی ننماید. برای بیان صحیح این نکته حتی عبارت فراجناحی عمل کردن نیز قاصر است زیرا در این افق انتظار از بسیج اینست که فرامرزی بیاندیشد همان اندیشه ای که راه را برای حکومت عدل جهانی حضرت ولی عصر امام زمان علیه السلام هموار می کند.
2 ـ بسیج چه در دوران 8 سال دفاع مقدس و چه بعد از آن کاملا نشان داده است که به معنای واقعی کلمه « خدمتگزار ملت » است . رمز این واقعیت را نیز در جوهر وجود خود بسیج می توان یافت . بسیج متشکل از آحاد مردم و جوشیده از دل جامعه است و فلسفه وجودی خود را چیزی غیر از خدمت به مردم نمی داند.
3 ـ به دلیل برخورداری از همین ویژگی ها تردیدی وجود ندارد که بسیج دشمن هم دارد . دشمنان بسیج را نباید فقط در آنسوی مرزها و یا در میان معاندان نظام جمهوری اسلامی جستجو کرد. قطعا کسانی که با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی دشمنی دارند چه در داخل کشور باشند و چه در خارج مرزها دشمنان سرسخت بسیج هستند و هر کاری که بتوانند علیه بسیج انجام می دهند. اما محدود ساختن دشمنان بسیج به این جماعت معاند ساده لوحی است . گروه دیگر از دشمنان بسیج کسانی هستند که در لباس دوست ظاهر می شوند وتلاش می کنند از بسیج استفاده ابزاری کنند تا به اهداف قدرت طلبانه و مطامع مادی و زیاده خواهی های خود برسند. قطعا خطر این گروه از دشمنان بسیج بسیار بیشتر از گروه اول است . گروه اول با چهره ای آشکار به جنگ بسیج می آید و به همین دلیل بسیج تکلیف خود را با او میداند و بدون آنکه دچار تردید شود با او وارد نبرد می شود. ولی گروه دوم به دروغ و حیله و تزویر و اطلاعات غلط به صحنه می آید و در لباس دوست ظاهر می شود و اگر افراد بسیج نتوانند به موقع به ترفندهای آنها پی ببرند بدون آنکه خود بدانند و بخواهند طبق نقشه آنها عمل می کنند و به راهی می روند که خواست آنان است نه منفعت و مصلحت بسیج و ملت و انقلاب و نظام و کشور.
4 ـ دشمنان نقاب دار خطرناک ترند زیرا می توانند بسیج را به درگیری های حاشیه ای مشغول کنند و فرصت های طلائی را از این لشکر مخلص خدا بگیرند و آنرا صرف تحقق اهداف قدرت طلبانه خود کنند. این دشمن شکار خود را بیش از همه در میان قشر جوان جستجو می کند قشری که در سالهای انقلاب در صحنه حضور نداشته تاریخ انقلاب را از روایت ها خوانده یا شنیده و با واقعیت های آن دوران سرنوشت ساز بطور ملموس آشنائی ندارد. دشمنان نقاب دار با آدرس های غلطی که می دهند می توانند با سواستفاده از خلوص و پاکی جوانان آنها را حتی نسبت به ارکان انقلاب و نظام بدبین کنند کاری که درصدر اسلام صورت گرفت و دشمنان نقاب دار توانستند مسلمانان بی خبر ولی خوش نیت را حتی به مولی الموحدین حضرت علی علیه السلام آنچنان بدبین کنند که قتل او را واجب و تنها راه حل مشکلات جامعه اسلامی تصور کنند!
5 ـ راه گریز از کید دشمنان نقاب دار بالا بردن سطح آگاهی هاست . بسیج همانگونه که اصیل و انقلابی و خدوم است باید آگاه ترین قشر جامعه هم باشد. این آگاهی فقط از راه آزاداندیشی و پرهیز از تحلیل های سفارشی حاصل می شود. اینکه عده ای در محافل سیاسی گروهی و جناحی خود برای دیگران تصمیم بگیرند و تحلیل بدهند و مقرر کنند که این را بخوانید و آنرا نخوانید بجای آگاهی بخشی موجب سلب آگاهی می شود و با « الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه » که فرموده خدای متعال است منافات دارد. آگاهی از طریق عمل به این توصیه قرآنی به دست می آید و با این آگاهی است که بسیجی در برابر انواع تهاجم های بیرونی و درونی مصونیت پیدا می کند و قدرت مقابله با همه آنها را به دست می آورد و در همه میدان های فکری پیروز و سربلند خواهد بود.
6 ـ آگاهی همواره مقدمه « استقلال فکری » است و « استقلال فکری » سرمایه اصلی بسیج است . ایمان و تقوای بسیج که شاکله اصلی آنرا تشکیل میدهند هنگامی کارساز خواهند بود که با « استقلال فکری » همراه باشند. بدون استقلال فکری برای دشمن آسان است که حتی ایمان و تقوا را به نفع خود مصادره کند و با استفاده از آن اهداف قدرت طلبانه خود را تامین نماید. ایمان تقوا آگاهی و استقلال فکری از روشن ترین اصول اسلام و انقلاب هستند و بدون آنها نمی توان اصولگرا بود.
7 ـ پرچمدار اصولگرائی رهبر معظم انقلاب است . خط را باید از رهبری گرفت و فقط با درک صحیح آنچه از رهبری به ما می رسد می توان به صحیح بودن راهی که می پیمائیم اطمینان داشته باشیم . به واسطه هائی که اهداف و اغراض خود را پیوست می کنند و خود را مفسر خط رهبری جا می زنند نباید اعتماد کرد. در بسیاری موارد غرض آلود بودن این پیوست ها آشکار شده و حتی خود رهبری برای تصحیح آنها به میدان آمده اند. بنابر این یکی از مهمترین اصول صیانت از تفکر بسیجی کنار گذاشتن واسطه ها و بهره گیری مستقیم از خط ترسیم شده توسط امام خمینی و خلف صالح ایشان حضرت آیت الله خامنه ای است . با عمل به این اصل است که بسیج همچون گذشته می تواند اصیل و انقلابی و خدوم باقی بماند و استقلال فکری خود را حفظ کند و در نبرد با دشمنان نقاب دارو بی نقاب همواره پیروز میدان باشد.
ابتکار
«بسیج و مقوله فرهنگ» عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم سعید همدانی است که در آن می خوانید؛ با دو روش و دو مکانیسم می توان روح یک فرهنگ را مورد تاخت وتاز قرار داد و آن را تخریب کرد. امکان اول، زندانی کردن فرهنگ است و از فرهنگ زندان ساختن و مکانیسم دوم زمانی است که فرهنگ به صورت پرده های نمایشی سرگرم کننده درآید و طی آن آلوده گشته و سرانجام ویران و مضمحل شود. چهره دنیای معاصر را زندان های فرهنگی فراوانی کریه و ناپسند ساخته اند. انهدام و تخریب فرهنگ در عصر تکنولوژی غالبا در پوشش تلاش و رشد و با ماسکی که پوزخندی بر لب دارد صورت می پذیرد نه در قالب چهره ای بدگمان و ظنین و نمودار نفرت و کینه. وقتی ملتی عنان شعور و اندیشه خود را به دست روزمرگی می سپارد، هنگامی که حیات فرهنگی معنا و مفهومی نو پیدا می کند و عبارت می شود از یک سلسله نمایش های شادی زا و خیمه شب بازی های سرگرم کننده و وظیفه حراست و حفظ ارزش های فرهنگی را سازمان های عریض و طویل تولید خوشی و بی غمی و هلهله زا عهده دار می شوند، زمانی که مقوله ای به نام شعور اجتماعی و محاورات عامه و مناظرات و گفتگوهای مردم به اشکال بی تفاوت و یک دست قهقهه و شادی های جمعی درآمده و در این قالب تجلی پیدا می کند، زمانی که از شهروند متعهد، تماشاچی بی خیال ساخته می شود، آن وقت است که مجموعه فرهنگ ملت در خطر است و اسیر بحران.
در چنین حالتی است که مرگ تدریجی فرهنگ و زوال آن تهدیدی واقعی به شمار می آید.واقعیت این است که کسانی که موصوف به تفکر بسیجی اند و به بحث پیرامون این موضوعات می پردازند و نگرانی های خود را نسبت به مقوله فرهنگ و کاهش مقاومت فرهنگی ابراز می دارند غالبا از فرط بیم و نگرانی، لحنی عصبانی و پریشان دارند و آکنده از هیجان و عواطف اند. آنچه آنان را به این چنین واکنشی وا می دارد آن است که دیگران بیش از اندازه احساس بی خطری و بی تهدیدی و بی ضرری می کنند تا جایی که به وادی بی خیالی کشیده شده اند.تفکر بسیجی در مقوله فرهنگ اقتضا دارد که مجموعه روابط و ارتباط های فرهنگی ما و تمامی گذشته فرهنگی ما، ما را آماده سازد تا چنین زندان هایی را باز شناسیم و در برابر آن مقاومت کنیم. اگر دیواره های تهاجم به فرهنگ را به قصد اسارت ما بالا کشیده اند و بر آنند تا ما را در آن محبوس سازند، باید خوب فرا گرفت که چگونه به مقاومت و تدبیر برخاست. باید به نسبت احساس خطر به نبرد فرهنگی روی آورد. اگر در نقطه ای ظلم و بی عدالتی یورشی آغاز کند باید برای مبارزه دست به طراحی های متعدد زد. اما چه باید کرد زمانی که نه احساس خطری بشود، نه بیم و هراسی وجود دارد، و نه فریادی از سر درد شنیده می شود؟ چه کسی آماده است علیه پراکندگی و از هم گسیختگی روح فرهنگی به پیکار ومبارزه برخیزد؟ کجا، چه وقت و به چه کسی باید شکایت برد؟ با چه لحنی و با چه کسی باید سخن گفت؟ وقتی گپ عامیانه و شعور اجتماعی و وجدان مردمی و گفتگو ها در اشکال پوزخند، قهقهه و بی تفاوتی فرو می رود؟زمانی که عناصر فرهنگ در جامعه در قالب لذت وسرگرمی در آید و بر سرسفره مصرف زدگی به یغما می رود ونابود می شود چه تدابیری باید اندیشید و به چه چیزی باید توسل جست؟ نباید از رسانه غفلت ورزید.
اکنون یکی از ابزارهای جدی ارتباط جمعی رسانه است. رسانه ما را به شیوه و رفتار دیگری در زندگی فردی و اجتماعی و نیز به روابط متقابل انسان ها با یکدیگر بر اساس راه و رسم دیگری و ارزیابی و دریافت آرا» و عقاید در چهارچوب و قالب دیگری و خلاصه فکر و اندیشه و رای و عمل و زندگی و رفتار دیگری فرا می خواند; و آن هم بدون جلب رضایت و موافقت ما و بدون بحث و مذاکره و بدون آنکه اعتراض یا اشکال و ایرادی مجال بروز و حضور پیدا کند. این تحول و دگرگونی که در سطح رسانه های رقیب و دشمن شکل گرفته، فقط یک چیز را طلب می کند و آن تسلیم بدون قید و شرط است. اکنون رسانه ها به حریم خصوصی افراد وارد شده اند. چه باید کرد؟ به نظر می رسد جدی ترین راه حل بیداری فرهنگی است. کنترل و نظارت هوشمندانه و خردمندانه بر رسانه می تواند به چند شکل باشد.
1) تحلیل عمیق و به دور از خود فریبی، شناخت تاثیرهای متفاوت اطلاعات و آگاهی ها.
2) باید به مردم آموخت که چگونه می توان از رسانه بهره برداری کرد.
3) استفاده از نهادهای ارتباط جمعی نظیر مدرسه، اشخاص و مراکز مورداعتماد. مدرسه و مراکز مورد اعتماد می توانند هنگام بروز مشکلات خاص و تنش ها و حتی بحران ها در جامعه نقش هدایت کننده و کار ساز داشته باشند. البته باید اذعان داشت که هنوز مدارس و مراکز آموزشی ما نتوانسته اند و نکوشیده اند که در نشان دادن و شکل دهی و سازندگی فرهنگی جامعه به دانش آموزان و جوانان گام های موثری بر دارند.
4)ایجاد خودآگاهی نسبت به مسایل پیرامونی
5)فهم سیاست گذاری ها و معرفت شناسی های رسانه و پیش رو قرار دادن آنها.
6) تبیین و تشریح فرهنگ خودی و هویت اسلامی ایرانی.
و در نهایت نیز باید ابراز داشت که در دنیای قشنگ نو انسان ها از این در رنج نیستند که به جای اندیشیدن می خندند، بلکه اندوه آنان از آن جهت است که نمی دانند به چه چیزی می خندند و چرا اندیشیدن را یکسره به کناری نهاده اند.واقعیت این است که برای مانایی فرهنگ و تفکر بسیجی هم باید به تبیین گزاره های عقلانی دست زد و هم جریان عاطفی و احساسی را بر شمرد تا ترکیبی از عاطفه و عقلانیت را در عنصر تفکر بسیجی رصد و اصطیاد نمود.
دنیای اقتصاد
«اولویت سیاستهای اقتصادی در شرایط کنونی» عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم دکتر سید احمد میرمطهری است که در آن میخوانید؛ به دنبال بروز بحران کمسابقه مالی در بورسهای اصلی جهان، اکنون تمامی شواهد حاکی از آغاز دوره رکود و کسادی در اقتصاد جهانی است.
نرخ رشد تولید ناخالص داخلی در بسیاری از کشورها و حتی در اقتصادی مانند چین، بهشدت کاهش یافته، بیکاری و عدماشتغال گسترش یافته و دولتها در سرتاسر جهان در تکاپوی یافتن راهکارهایی برای مقابله با بحران هستند.این بحران در وهله نخست از طریق کاهش قیمت نفت به سطوحی که تا چندی پیش باورنکردنی به نظر میرسید، بر اقتصاد ایران تاثیر گذاشته است. کاهش بهای نفت، کاهش درآمدهای دولتی و به تبع آن تحت تاثیر قرار گرفتن هزینههای عمرانی و جاری دولت را به دنبال خواهد داشت. از سوی دیگر، با کاهش بهای نفت و افت صادرات غیرنفتی به سبب کاهش بهای صادرات ایران، میزان دسترسی ایران به دلار و سایر ارزهای خارجی کاهش مییابد. همین امر زمینه بروز تلاطمها در بازار ارز را فراهم میسازد، اما به موازات کاهش ناگزیر هزینههای عمرانی و جاری دولت، بخش خصوصی نیز از دامنه فعالیتهای خود خواهد کاست.
بخشی از آن به سبب کاهش تقاضای دولت برای خدماتی است که بخش خصوصی ارائه میکند و بخش دیگر نیز ناشی از کاهش حاشیه سود در بسیاری از فعالیتهای اقتصادی متاثر از بازار جهانی و نیز انقباض تقاضای داخلی برای محصولات است. طبعا در چنین شرایطی بخش خصوصی ترجیح میدهد با سرعت آهستهتری دست به فعالیت اقتصادی بزند تا بتواند در برابر آسیبهای احتمالی ناشی از زیست در شرایط بحرانی با مخاطرات کمتری مواجه شود.در اغلب کشورهای جهان برای مقابله با بحران مجموعه سیاستهای گسترده و متنوعی اتخاذ شده است. در این میان، به نظر میرسد تاکنون، تزریق پول به بخش مالی مهمترین این سیاستها بوده است. بنابراین، این کشورها به مجموعه متنوعی از سیاستهای انبساطی برای برانگیختن اقتصاد و ایجاد انگیزه در اقتصاد مبادرت کردهاند. آنچه شرایط ایران را دشوار ساخته است، این است که از سویی امکان کاربرد گسترده سیاستهای انبساطی به سبب تورم کنونی وجود ندارد و از سوی دیگر، رکود اقتصادی هرلحظه پررنگتر میشود.
وضعیت معاملات در بورس اوراق بهادار شاخصی است که بهخوبی نگرانی فعالان اقتصادی را از چشماندازهای کنونی اقتصاد و احتمال بروز رکود نشان میدهد. افزایش شتاب کاهش شاخص بورس اوراق بهادار طی هفتههای اخیر، به رغم محدودیتهای متعددی که در برابر افت شاخص وجود دارد، از محدودیتهایی مانند بستهبودن نمادها تا محدودیتهای نظارتی بازار مانند حجم مبنا و دامنه نوسان، نشاندهنده نگرانی فعالان اقتصادی از چشماندازهای اقتصاد کشور است.
در چنین شرایطی، سیاستهای انقباضی به رکود دامن میزند و تزریق پول و نقدینگی به اقتصاد و اجرای سیاستهای انبساطی میتواند آتش تورم را شعلهورتر سازد، بنابراین با توجه به شرایط نامساعد محیطی، سیاستهای اقتصادی در چنین شرایطی از جنس سیاستهای متعارف اقتصادی نخواهد بود و از این رو، به نظر میرسد اختلافنظری که در ماههای گذشته بر سر مسایلی مانند ارائه تسهیلات، نرخ بهره و در یک کلام اتخاذ سیاستهای انقباضی یا انبساطی در دولت وجود داشته یا حتی بحثها و اختلافنظرها بر سر اجرای طرح تحول اقتصادی اکنون تاحدودی با توجه به شرایط جدید اقتصاد ایران سالبه به انتفاء موضوع است، چرا که تحولات بینالمللی اقتصاد ایران را در برابر تنگناها و محدودیتهای هرچه بیشتری قرار داده، تورم مرزهای جدیدی را درنوردیده است و رکود بیش از هر زمان دیگر اقتصاد را تهدید میکند.
از این رو است که طرحهایی مانند برنامه تحول اقتصادی در این شرایط خواه موافق آن باشیم یا مخالف، در وضعیت کنونی با محدودیتهایی اجرایی فراوانی روبهرو خواهد بود، چرا که بستر اجرای این برنامه، یعنی مجموعه اقتصاد ایران شرایط متفاوتی را از ماهها و سالهای قبل تجربه خواهد کرد و متغیرهای اصلی اقتصاد دستخوش تغییرات بسیاری شده و خواهد شد.
با توجه به این نکات، سیاستگذاری درست اقتصادی در چنین شرایطی قبل از هر چیز تدوین و اتخاذ سیاستهایی برای مهار بحران و به حداقل رساندن آسیبهای احتمالی آن است. محور چنین سیاستهایی باید بر مدیریت بحران، چگونگی غلبه بر آثار ناشی از کاهش قیمت نفت و تقلیل درآمدهای ارزی ایران، افزایش نرخ سرمایهگذاری و نیز اتخاذ راهکارهایی برای حمایت از گروههای آسیبپذیر باشد. در مقطع کنونی، شاید این توصیهها اندکی اغراقآمیز بنماید و بدان سبب ضرورت اتخاذ چنین رویکردی چندان محسوس نباشد، اما تنها پس از گذشت زمان اندکی، هنگامی که آسیبهای ناشی از کاهش درآمدهای ارزی و رکود اقتصاد جهانی به شکل عیانتری اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داد، اهمیت سیاستگذاری بحران را بیش از پیش درمییابیم. فراموش نکنیم که بیاعتنایی به مسایل منجر به حل آن نخواهد شد، بلکه تنها مساله را پیچیدهتر و راهحل آن را دشوارتر میسازد.
مردم سالاری
«آمار هشدار دهنده مصرف مخدرهای جدید» عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم پژمان موسوی است که در آن میخوانید؛ مروری بر اخبار مرتبط با حوزه اعتیاد در طول هفته گذشته، نتایج هولناکی را پیش روی افکار عمومی جامعه ایرانی قرار می دهد. «گرایش به ماده مخدر صنعتی شیشه» و آمار بالای اعتیاد به «کراک» به عنوان دو خبر تکان دهنده در هفته گذشته، ضمن اینکه نگرانی گسترده فعالین اجتماعی - مدنی را به دنبال آورده است، این پرسش اساسی را در پیش روی افکار عمومی قرار داده است که چگونه با وجود روش های مختلف و گاهی متفاوت، مبارزه با مواد مخدر، گرایش جوانان با این بلای خانمان سوز نه تنها کاهش نیافته که حتی شکل متنوع تری نیز به خود گرفته است؟
با مروری بر میزان مصرف مواد مخدر در تهران و شهرستان ها از یکسو و میزان کشفیات مواد مخدر، حدود 2 تن برآورد روزانه آن، از سوی دیگر، به این نتیجه ساده اما منطقی می رسیم که روش های امتحان شده در حوزه مبارزه با مواد مخدر نه تنها جوابگوی این نیاز نبوده، سهل است حتی بعضا بر میزان اعتیاد جامعه نیز افزوده است و جوانان بیشتری را به کام آلودگی کشانده است; برای بررسی این موضوع ضروری است تا به میزان پژوهش های انجام شده برای انتخاب «بهترین راه مبارزه» توجه خاص مبذول داشته شود اما دریغ و صد افسوس که تعداد پژوهش های انجام شده و مورد توجه قرارگرفته شاید به تعداد انگشتان یک دست نیز نرسند زیرا از یکسو برخی از مقامات ارشد مسوول در این حوزه در خیلی از موارد از امر پژوهش غافلند و از سوی دیگر اراده خاصی برای آزمودن روش های کمتر مورد توجه قرار گرفته وجود ندارد و اینگونه می شود که ما همه روزه شاهد پرپر شدن جمعی از جوانانمان در اثر ابتلا به این بلای خانمان سوز هستیم. واقعیت اینجاست که اعمال فشار و خشونت های روانی که تاکنون و در مواجهه با معتادان جامعه روا داشته شده است، نتیجه عکس داده اند و از همین رو به نظر می رسد ضمن الزام به سپردن مسوولیت ترک اعتیاد به تشکل های غیردولتی فعال در این حوزه، ارائه الگوی تازه ای از رفتار همراه با مهر و عطوفت با این قشر از جامعه نیز ضرورتی است انکار ناپذیر که رعایت آن بر هر فردی واجب است; اگر همگان معتاد را قربانی شرایط ناهنجار اجتماعی ببینند که وی را به این حال و روز انداخته است، دیگر با وی مانند مجرم رفتار نخواهند کرد بلکه تلاش خواهند کرد تا با ارائه مشاوره های جسمی و روانی لازم، ضمن فراهم آوردن زمینه بازگشت وی به روند زندگی سالم و طبیعی انرژی های فراوان ذخیره شده در وی را نیز آزاد سازند تا او نیز پس از گذار از مرحله تعیین کننده ترک اعتیاد، کار و تلاش برای ساختن آینده ای بهتر را برای خود و خانواده اش در پیش گیرد. امید که چنین شود...
قدس
«مجلس عراق- تعیین سرنوشت» عنوان یادداشت روز روزنامهی قدس به قلم محمد ملازهی است که در آن می خوانید؛قرار است امروز توافقنامه امنیتی عراق و آمریکا در مجلس ملی عراق به بحث گذاشته شود.تشدید اختلاف نظرها و افزایش مخالفتها چند بار به تعویق بحث در مجلس عراق منجر شده است اما مقامهای دولتی اظهار امیدواری کرده اند زمینه برای به بحث گذاشتن توافق امنیتی عراق و آمریکا مساعد شده باشد.
مخالفان اما امیدوارند نمایندگان مجلس این کشور قانع شده باشند که توافق یاد شده منافع ملی عراق را تضمین نمی کند و از تصویب آن خودداری می کنند.در سوی دیگر، موافقان انتظار دارند اصلاحات انجام شده در متن اولیه موجب تشویق نمایندگان به تصویب آن شود. جدا از آنچه رخ دهد این پرسش مهم مطرح است که این توافق، نیازهای کدام طرف، آمریکا یا عراق را برطرف می کند؟
هر چند پاسخ روشن و قابل قبول همگان وجود ندارد، ولی باور عمومی این است که توافق امنیتی عراق و آمریکا بیش از آنکه نیازهای عراقی ها را برطرف سازد، تضمین منافع آمریکاست.علت آن است که عراق با مجوز شورای امنیت به اشغال آمریکا درآمد و این مجوز ماه های پایانی اش را سپری می کند، بنابراین پس از پایان مهلت مجوز شورای امنیت، این سازمان یا باید مجوز جدیدی برای ادامه حضور ارتش آمریکا در عراق صادر کند که در شرایط کنونی به دلیل مخالفت احتمالی روسیه و چین دور از ذهن به نظر می رسد و همچنین این احتمال که ارتش آمریکا امنیت عراق را به ارتش ملی عراق بسپارد و از این کشور بیرون برود، به دلیل آنکه واشنگتن در خاورمیانه هدفهای راهبردی دارد و به هیچ کدام از آنها دست نیافته است، ضعیف خواهد بود.
بنابراین در نگاهی واقع بینانه می توان گفت توافق امنیتی عراق و آمریکا با وجود تمامی موانع و مشکلات موجود، دست کم از نظر هواداران آن در دولت نوری مالکی مورد تأیید مجلس قرار می گیرد. درست از همین نگاه است که می توان گفت مجلس عراق با یک آزمون بسیار دشوار تاریخی رو به روست و هر تصمیمی که بگیرد، نه تنها سرنوشت عراق و ملت عراق را روشن می کند، بلکه پیامدهای این تصمیم برای خاورمیانه هم سرنوشت ساز است. در این میان، مجلس عراق با دو احتمال نگران کننده رو به روست.
1) تصویب توافق امنیتی سه سال دیگر عراق را در اشغال نگه می دارد.
2) تصویب نکردن توافق امنیتی ممکن است به جنگ داخلی و تشدید تضادهای قومی- مذهبی منتهی شود.
بی گمان هر دو احتمال موافق و مخالف دارد، اما آنچه مسلم است آمریکا حتی اگر مجلس عراق توافق امنیتی را تصویب نکند آن گونه که خوش بینان تصور می کنند از عراق بیرون نمی رود و ممکن است مرکزیت ارتش آمریکا مستقر در بغداد به اربیل انتقال بیابد که در این صورت عراق و منطقه با وضعیت جدیدی رو به رو می شوند. در عین حال، تصویب شدن یا تصویب نشدن توافق امنیتی در مجلس عراق از بعد منطقه ای و منافع کشورهای همسایه نیز مطرح است.
صدای عدالت
«این وضع قابل تداوم نیست» عنوان سرمقالهی روزنامهی صدای عدالت به قلم سیدامیرحسین مهدوی است که در آن میخوانید؛ فضای"توسعه" و به تبع آن"صنعت" کشور به نحو بیسابقهیی با سیاست گره خورده است. از این روست که برخی چهرههای اصلاحطلب از هم اکنون شعار سیاستزدایی از اقتصاد ایران را برای رقابتهای انتخاباتی سال آتی پیشنهاد میکنند. تقریبا هیچ یک از مصائب صاحبان بنگاههای اقتصادی و مصرفکنندگان نیست که سرنخی در ساحت سیاست نداشته باشد. اهالی اقتصاد طی دوره اخیر از سه جهت تحت فشارهای هر روزه قرار دارند. مشکلتر شدن مناسبات خارجی، فشار اقتصادی و بیم ازسیاستگذاریهای ناصحیح، مدیران را در خوف و رجائی مستمر معلق کرده است. بدیهی است در چنین روزگاری آنان هم چون دیگر سرنشینان این کشتی چشم به فرصت پیش رو برای "تغییر" داشته و خود را برای کارزار انتخاباتی سال 88 آماده میسازند.
کارآفرینان به عنوان یکی از اقشاری که بیشتر آسیب را از سیاستهای سه ساله اخیر متحمل شدهاند درکنار طبقه متوسط خواهان مشارکت سیاسی و شهروندان خواستار سبک زندگی متفاوت، ائتلافی ملی را برای بازگرداندن کشور به مسیر توسعه سامان خواهند داد. نتایج نظر سنجیهای پراکنده چند ماهه اخیر نیز تماما مؤید تمایل شهروندان به تغییر و انگیزه آنان برای حضور پررنگ در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری است. اما چه چیزی سبب میشود تا مدیران و صنعتگران بیم خود از تداوم وضعیت کنونی را کتمان نکرده و از هم اکنون مترصد اصلاح وضع فعلی مدیریت اجرایی کشور باشند؟
محدودیتهای تجاری که از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد به کشور تحمیل شده به نقاط صعب نزدیک میشود. گرچه پس از آخرین صدور قطعنامه هنوز محدودیت جدیدی وضع نشده است، اما اجرایی شدن مصوبات قبلی مرز تحریمها را از اعمال تهدیدهای مالی و بانکی فراتر برده و کار را به جایی رسانده که به گفته مسئولین نمایشگاه قطعات خودرو که هفته آخر آبان ماه در تهران برگزار شد انتقال مبالغ اجاره غرفه توسط شرکتهای خارجی برای شرکت در نمایشگاه با مشکل روبرو بوده است. همچنین مدیر عامل شرکت مترو تهران هم در همین ماه از توقف تقریبی روند خریدهای این شرکت به علت تحریم خبر داد. این شرایط در مورد صنایع مربوط به نفت و گاز و نیروگاهها شکل جدیتر به خود گرفته است. صنعتگران از تداوم این وضعیت نگرانند و امیدوارند با ظرفیتهای موجود در نظام بتوان راه برونرفتی برای تعامل با جهان پیدا کرد. بیتدبیری در مدیریت اقتصادی سنگراه دیگری است که ربطی به جهان خارج و پرداخت بهای استقلال کشور ندارد. به اذعان مراکز مطالعات بینالمللی طی زمان سه ساله عبور قیمت نفت خام از 50 دلار و رسیدن آن به 150 دلار ایران تنها صادرکننده نفت بوده که در این فرصت طلایی دلاری به ذخائر ارزی خود نیفزوده است.
درفاصله سالهای 84 تا 86 -براساس جدول شماره 8 قانون برنامه چهارم- میباید 1/47 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی توسط دولت هزینه میشد که این رقم با بیش از دویست درصد افزایش از مرز 142 میلیارد دلار عبور کرده است. در صورت عمل به این برنامه هر ایرانی سال 87 را با حدود دو هزار دلار ذخیره ارزی تحویل میکرد. از دست رفتن امکان تجمیع 165 میلیارد دلار ذخیره ملی به همراه حصول تورم 4/29 درصدی (شهریور87)، رشد ضریب جینی(افزایش شکاف طبقاتی)، کاهش رشد اقتصادی از 7/6 درصد در سال 84 به 7/5 درصد در سال گذشته، نزول به رتبه 131 امین کشور دنیا در جذب سرمایه خارجی و رسیدن نرخ بیکاری به حدود 13 درصد چیزی جز رشک و افسوس در قبال از دست رفتن بهترین فرصت تاریخی پیش روی کشور باقی نمیگذارد. عدم ثبات در سیاستگذاری دیگر مشکل پیش روی اقتصاد گردانان است.
تغییر یازده عضو دولت توسط شخص رئیس جمهور و جابجایی یا تعویض حدود نیمی از استانداران سیمای نامطلوبی از ثبات در مدیریت و تصمیمگیری به دست میدهد. این تزلزل نه فقط در میان افراد و مدیران که در بین سیاستها و نگرشهای دولت هم مصداق دارد. دولتی که تا همین پارسال با افزایش 20 درصدی قیمت بنزین مخالفت میکرد حالا به دنبال آزادسازی کامل نرخ حاملهای انرژی است. دولتی که سال 85 بازار را در شوک تصمیم یک شبه خود مبنی بر افزایش تعرفه واردات گوشی تلفن همراه فرو برد و در حالی که بازار جهانی این کالا در اختیار پنج مارک معتبر است وزارت صنایع از راهاندازی قریبالوقوع چند خط تولید موبایل خبر داد حالا به نقطهیی رسیده که ماهانه یک میلیارد دلار میوه به کشور وارد شده و جمع واردات کالا و خدمات در سالجاری از 80 میلیارد دلار عبور خواهد کرد. این حجم چندگانگی و اعوجاج در سیاستها باعث شده تا سرمایهگذاران چشمانداز روشنی از رفتارهای آتی دولت نداشته و در میدانی مهآلود گام بردارند. ابهامات فراوان در خصوص چند و چون طرح تحول اقتصادی، سیاستهای تجاری، بانکی و .... باعث شده تا رویکرد عمومی دلسوزان کشور به سمت بازگشت عقلگرایی و تجربه به صحنه اداره کشور باشد. به رغم تمام ناکامی و دلواپسیهای موجود نقاط امید برای امیدواری به آینده کشور و پرهیز از انفعال کم نیستند. با نگاه به نیمه دیگری از لیوان میتوان برای بهبود وضع تلاش کرد و از معبر انتخابات دهم برای تغییر مسیر حرکت کشور بهره برد.
1- اجماع اقشار مختلف جامعه برای "تغییر" فرصت بینظیری است که نباید با به فراموشی سپردن الویت اصلی از دست برود. هم اکنون چهرههای برجسته دینی اعم از مراجع عظام و ارکان بلندپایه مجامع روحانی نارضایتی خود از وضع موجود را ابراز میکنند. در بین جریانهای سیاسی هم به غیر از طیف محدود حامیان دولت (موسوم به رایحه خوش خدمت) سایر جریانهای اصلاحطلب و اصولگرا از خاستگاههای مختلف معتقد به اصلاح وضع موجود از مسیر انتخابات 88 هستند.
اقشار فرودست از فشار تورم، سرمایهداران از بیم سیاستهای اقتصادی، جوانان از شبح بیآیندهگی، کارگران از رکود اقتصادی و خلاصه هر طیفی از ظن خود به دنبال بهبود و تغییر است. این سرمایه سوخت کافی برای به راه افتادن خیزشی ملی برای رسیدن به افقهای مدنظر چشمانداز جموری اسلامی را فراهم میکند.
2- به رغم پیچیدگی ظاهری وضعیت جهانی ایران، امکانات مطلوبی برای بازیابی نقش ایران در جامعه جهانی در دسترس است. رئیس جمهور جدید ایالات متحده که تنها هفت ماه قبل از رئیس دهمین دولت جمهوری اسلامی فعالیت خود را آغاز میکند با شعار خروج نظامیان آمریکا از همسایه غربی ما به کرسی ریاست رسیده است. وی و معاونش بارها در دوران تبلیغات بر ضرورت در نظر گرفتن نقش کلیدی ایران و لزوم گفت گو با این قدرت منطقهیی تأکید کردهاند. برنامه رئیس جمهور اوباما برای خروج نظامیان از عراق و ثبات و رونق این کشور همچنین تمایل دموکراتها به حل شدن منازعه رژیم اسرائیل و لبنان و فلسطین بدون همکاری ایران قابل اجرا نخواهد بود. انضمام این برگ برنده به رئیس جمهوری با اعتبار جهانی و اهل گفتگو میتواند بزرگترین مسئله سیاست خارجی را با حفظ عزت کشور ختم به خیر گرداند.
3- سیر نزولی قیمت نفت به عنوان منبع اصلی درآمد کشور گرچه برای مصرفکنندگان در کوتاه مدت واقعهیی ناگوار تلقی میشود اما قطعا به هموارسازی مسیر حرکت رئیسجمهوری توسعهگرا کمک خواهد کرد. تجربه پیشرفت اصلاحات در سالهای 76و77 که قیمت نفت به پایینترین حد 15 سال گذشته رسید، فواید این واقعه را به نسبت مضار آن برتری میدهد. اگر درایت استفاده از این منبع خدادادی را نداریم پس بهتر که به جبر کاهش قیمت آن نیاز به برداشتن موانع تولید و کسب و کار اولویت پیدا کند.کاهش درآمد نفت باعث میشود دولت به فکر مهار هزینههای جاری افتاده و کسب درآمدهای سالم نظیر مالیات برای دولت قیمت پیدا کند. همچنین انتظارات عمومی به نسبت درآمدهای نفتی تعدیل شده و مجال اجرای سیاستهای علمی در اختیار رئیس جمهور قرار خواهد گرفت. زمستان سیاست، امسال گرم و بهار آینده پرباران خواهد بود. به امید حصول بهترین سرانجام در این پیچ تاریخی روشن است همسایگان عراق در ادامه حضور یا عدم حضور ارتش آمریکا وضعیت متفاوتی را برای خود متصور خواهند بود و این را نیز در محاسبات نهایی پیرامون سرنوشت توافق امنیتی در مجلس عراق نمی توان نادیده گرفت.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....