حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حکمت در این اثر با وجه تمایز قابل نظری وضعیت نگرانیها و دغدغههای زنان را در 3 نسل و در 3 نگاه متفاوت دید.
البته در بخشهایی این وجوه تمایز آنقدر مشهود نیست و با نوعی همه چیز در هم مخلوط میشود ولی این نیت کاملا در این اثر مشهود است و تا حد قابل ملاحظهای بر این نکته سعی گشته. قصه با سه زن آغاز میگردد؛ دختر، مادر و نوه که هر سه در یک محیط و یک تربیت خاص رشد پیدا کردهاند اما خیلی با هم فرق میکنند. تفاوت آنها به حدی است که در برخی از نقاط فیلم، مخاطب تصور میکند که آنان کاملا از هم دور افتادهاند و این همه ماجرا نیست. جالب است که بدانیم، حکمت مشکلات زنان را با نگاهها، نگرشها و دیدگاههای گوناگون از زوایای زمانی رصد میکند و تا به حدی پیش میرود که از دغدغههای نوه این خانواده، داستانی فراگیر و حتی مجزا میسازد.
ذکر این نکته ضروری است که متاسفانه در برخی موارد به سمت و سوی حاشیه نیز رفته و بدون هیچ اصلی محور را رها میکند و حاشیه را جایگزین. در برخی صحنهها تماشاچی تصور میکند این سه زن از همه جدایند و شاید از همین جاست که ضربه اصلی به داستان شروع میشود. حساسیتهای بیجای مادر که گویا باید برای هر چیز دلیل و منطقی پیدا کند کاملا او را از دخترش (نوه) دور کرده به حدی که دخترش با چند کلام تحت تاثیر احساسات قرار گرفته و همه چیز و همه کس را رها میکند، اما این سوال جدی در ذهن تماشاچی ایجاد میشود که چطور این وجه تمایز فاحش بین یک دختر و مادر بروز میکند یا صبوری مادر با تندمزاجی دختر چه رابطهای داشته است.
منیژه حکمت قصد داشته از همه مشکلات زنان سخن گوید، اما گویا فراموش کرده که در یک اثر سینمایی هر چیزی جایگاه و نقش تعیینکننده خود را دارد، نمیشود با سرعت و برای رسیدن به حد مطلوب شخصی همه چیز را در هم ادغام کرد. چنین ادغامی جز مخلوط شدن موضوعات گوناگون و رها شدن از تم اصلی قصه چیزی در بر نخواهد داشت و حتی در موضوعات مطروحه، کلام ناقص مانده و هیچ مطلبی کاملا ادا یا نتیجهگیری نخواهد شد. از همین روی است که مـخــاطـب شـاهـد اسـت در بـرخـی صـحـنـههـا شـخـصـیتها درهم فرو میروند و بعضا گم میشوند.
این در واقع گم شدن شخصیتها نیست بلکه رها شدن آنهاست. رها شدنی که هزینهای سنگین یعنی جدایی تماشاچی را با قصه پدید میآورد. حکمت آنقدر میخواسته تعدد نگاه داشته باشد که اصل نگاه نیز گم شد. ورود شخصیتهای مرد فیلم سه زن که با بازی آتیلا پسیانی و رضا کیانیان همراه بوده، باز گویا دغدغه اصلی حکمت را بیان میکند. میشد سه زن یک فیلم جامع و متفاوت باشد ولی به جهات اشاره شده فوق در دریای بیکرانی از موضوعات گم شد، دریایی که خیلی وسیع و عظیم است، اما عمق آن کمتر از چند سانتیمتر است. محتوا در یک فیلم قادر است تا همه چیز را به پیش برد، اما در این اثر همه چیز فدای تعدد موضوعی شد؛ حتی به نظر میسرد ساختار!!
زهرا قربانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....