گفتگو با فتح‌الله‌ بی‌نیاز، نویسنده، منتقد ادبی‌ و داور جایزه‌ ادبی‌ مهرگان(پکا:)‌

به ‌جای ‌نفرین ‌بر تاریکی شمعی ‌روشن ‌کنید!

فتح‌الله‌ بی‌نیاز، یکی‌ از منتقدان‌ ادبی‌ باتجربه‌ در کشور است. از وی‌ تاکنون‌ آثار گوناگون‌ تالیفی‌ منتشر شده‌ است. وی‌ در سال‌ جاری‌ یکی‌ از داوران‌ جایزه‌ ادبی‌ مهرگان‌ بوده‌ است‌ که‌ چندی‌ پیش‌ نتایج‌ داوری‌ خویش‌ را در حوزه‌های‌ گوناگون‌ اعلام‌ کردند و از همان‌ روز مناقشاتی‌ بر سر اعلام‌ این‌ نتایج‌ در جامعه‌ ادبی‌ ایجاد شد. در این‌ گفتگوی‌ کوتاه‌ وی‌ نظراتش‌ را در مورد اهدای‌ این‌ جایزه‌ بیان‌ می‌کند.‌
کد خبر: ۲۱۷۶۷۶

  در چند سال‌ اخیر شاهد افزایش‌ تعداد جوایز ادبی‌ در کشور هستیم، این‌ روند را چگونه‌  ارزیابی‌ می‌کنید؟‌

 در کل‌ باید گفت‌ که‌ افزایش‌ تعداد جوایز ادبی‌ فی‌نفسه‌ نه‌ تنها امر بدی‌ نیست‌ بلکه‌ می‌تواند  سازنده‌ هم‌ باشد، البته‌ مشروط‌ بر این‌ که‌ این‌ جوایز از منظر داوری‌ ارزش‌های‌ لازم‌ را داشته‌ باشند  و الا در مجموع‌ با توجه‌ به‌ جمعیت‌ کشور ما و در مقایسه‌ با سایر کشورها تعداد این‌ جوایز ادبی‌  اندک‌ نیز هستند، برای‌ نمونه‌ در کشورهایی‌ چون‌ فرانسه‌ و ایتالیا که‌ جمعیتشان‌ 85 درصد ایران‌  است‌ (چیزی‌ حدود 56 یا 57 میلیون‌ نفر) بین‌ 4000 تا 8000 جایزه‌ ادبی‌ بزرگ‌ و کوچک‌ در  زمینه‌های‌ متعددی‌ چون: ادبیات‌ عامه‌پسند، داستان‌های‌ تاریخی‌ و رمانتیک، قصه‌های‌ قدیمی‌ و  ترجمه‌ و... در طی‌ سال‌ برگزار می‌شود. وقتی‌ دامنه‌ این‌ گونه‌ جوایز از نقطه‌ نظر کمی‌ گسترده‌  می‌شود می‌تواند بسیار موثر واقع‌ شود چون‌ مردم‌ بیشتری‌ را درگیر عرصه‌ ادبیات‌ می‌کند.  خصوصا در کشور ما که‌ مردم‌ عملا هیچ‌ ارتباطی‌ با ادبیات‌ ندارند، در واقع‌ نوعی‌ پراکنش‌ و نفوذ  فرهنگی‌ گام‌ به‌ گام‌ در مردم‌ دوانده‌ می‌شود.‌

 اندکی‌ نیز درباره‌ داوری‌های‌ اینگونه‌ جوایز، کیفیت‌ آنها و این‌ که‌ آیا خطایی‌ در این‌ داوری‌ها  صورت‌ می‌گیرد یا نه‌ بگویید... ‌

 همانطور که‌ گفتم‌ وجود هر چه‌ بیشتر این‌ جوایز از آنجا که‌ می‌تواند پل‌ ارتباطی‌ خوبی‌  بین‌  مردم‌ عادی‌ و دنیای‌ ادبیات‌ باشد بسیار مفید فایده‌ است‌ اما متاسفانه‌ داوری‌ در هر عرصه‌ای‌  مشکلاتی‌ در بر دارد که‌ در زمینه‌ ادبیات‌ نیز کم‌ نیستند این‌ مشکلات، و در داوری‌های‌ این‌ جوایز  ادبی‌ گاه‌ چیزهایی‌ دیده‌ شده‌ که‌ خوشایند برخی‌ نیست، البته‌ این‌ را هم‌ بگویم‌ که‌ این‌ موضوع‌  جدای‌ از سایر مسائل‌ جامعه‌ ما نیست‌ در حال‌ حاضر در سایر حوزه‌های‌ اجتماعی‌مان‌ نیز شاهد  خطاها و اشتباهات‌ بسیاری‌ هستیم‌ و باید گفت‌ که‌ خطای‌ در داوری‌ جوایز ادبی‌ انعکاسی‌ است‌ از  خطاهایی‌ که‌ در سطح‌ جامعه‌ هست. این‌ را در نظر بگیرید که‌ یکی‌ دیگر از دلایل‌ بروز اشتباهات‌ یا  حرفها و حدیث‌هایی‌ در این‌ باب، این‌ است‌ که‌ جایزه‌ ادبی‌ در کشور ما پدیده‌ای‌ است‌ نوپا و در هر  عرصه‌ نوپایی‌ تجربه‌کننده‌ ممکن‌ است‌ دچار اشتباهاتی‌ شود. اشتباهات‌ در داوری، می‌تواند  معرفتی‌ باشد به‌ این‌ معنا که‌ داور یا داوران‌ دانش‌ لازم‌ را در زمینه‌ داوری‌ ندارند و هم‌ می‌توانند  خصلتی‌ باشد به‌ این‌ معنا که‌ داوران‌ غرض‌ورزی‌ کنند و به‌ اصطلاح‌ بر اساس‌ پارتی‌بازی‌ و  مناسبات‌ پشت‌ پرده‌ جایزه‌ را به‌ کسی‌ یا کسانی‌ بدهند. و این‌ هر دو اشتباه‌ در داوری‌ ممکن‌ است‌  در هر حوزه‌ای‌ اتفاق‌ بیفتد و ادبیات‌ هم‌ از آن‌ مبرا نیست. این‌ را نیز در نظر داشته‌ باشید که‌ ما در  حال‌ گذار هستیم‌ و باید هر طور شده‌ این‌ دوره‌ را طی‌ کنیم‌ که‌ امیدوارم‌ با سعه‌ صدر و به‌ سلامت‌  به‌ سرمنزل‌ مقصود برسیم. ‌

 منظورتان‌ از این‌ که‌ ما تازه‌ وارد حوزه‌ داوری‌ در عرصه‌ ادبیات‌ شده‌ایم‌ چیست؟‌

 در ایران‌ ما منتقد و نظریه‌پرداز ادبی‌ به‌ آن‌ معنا نداشتیم‌ چرا که‌ دانشگاه‌های‌ ما چنین‌ نیروهایی‌  را پرورش‌ نداده‌اند و اگر هم‌ بوده‌اند و هستند کسانی‌ که‌ در این‌ زمینه‌ فعالیت‌  می‌کنند، بر اساس‌  علائق‌ شخصی‌ خود دنبال‌ این‌ وادی‌ رفته‌اند و به‌ طور شخصی‌ و تجربی‌ چیزهایی‌ را آموخته‌اند و  به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ حالا که‌ وارد عرصه‌ جدی‌ داوری‌ در زمینه‌های‌ ادبی‌ شده‌ایم‌ با ضعف‌ در  داوری‌ و قضاوت‌ مواجه‌ایم، برخی‌ نیز از آنجا که‌ اطلاعات‌ و دانش‌ لازم‌ را در زمینه‌های‌ ادبی‌ و کلا  داوری‌ ندارند می‌کوشند از این‌ آب‌ گل‌آلود ماهی‌ بگیرند و با مطرح‌ کردن‌ سوالات‌ بی‌جا و  بی‌منطق‌ هر چه‌ بیشتر بر این‌ آتش‌ دامن‌ بزنند مثلا یکی‌ از سوالاتی‌ که‌ در نشست‌ مطبوعاتی‌ جایزه‌  مهرگان‌ مطرح‌ شد این‌ بود که‌ چرا داورها هر سال‌ عوض‌ نمی‌شوند و عده‌ای‌ ثابت‌ هستند در  جواب‌ به‌ این‌ پرسش‌ جایزه‌ نوبل‌ را مثال‌ می‌زنم، روال‌ کار جوایز مختلف‌ نوبل‌ به‌ این‌ نحو است‌ با  این‌ که‌ جوایز نوبل‌های‌ مختلف‌ را خود فرهنگستان‌ اعطا می‌کند اما برای‌ هر حوزه‌ نیز کمیته‌ای‌  انتخاب‌ می‌شود که‌ بر اساس‌ نظر اعضای‌ آن‌ کمیته، جوایز اعطا می‌شود و در کمیته‌ ادبیات‌ افرادی‌  هستند چون‌ او کنت‌ آهنزولا که‌ این‌ شخص‌ از سال‌ 1983 تاکنون‌ داور بخش‌ ادبیات‌ بوده‌ است‌ اما  در ایران‌ هنوز یک‌ داور 5 سال‌ نیست‌ که‌ داوری‌ می‌کند؛ صدای‌ برخی‌ درآمده‌ است‌ که‌ چرا چنین‌  و چرا چنان. یا مثلا یکی‌ دیگر از سوالهای‌ مطرح‌ شده‌ این‌ بوده‌ که‌ چرا اعضای‌ هیات‌ داوران‌  خودشان‌ نویسنده‌ یا مترجم‌ هستند، این‌ امر که‌ فی‌نفسه‌ ایرادی‌ ندارد مثلا جایزه‌ بوکر را در نظر  بگیرید که‌ یکی‌ از داوران‌ آن‌ خانم‌ آذر نفیسی‌ است‌ که‌ خودش‌ نویسنده‌ است‌ و یا یکی‌ دیگر از  داورهای‌ آن‌ جان‌ کری‌ یا آلبرتو مان‌ گویل‌ است‌ که‌ هر دو نویسنده‌ هستند و در این‌ جایزه‌ یا سایر  جوایزی‌ که‌ در دنیا هر ساله‌ برگزار می‌شود تجمع‌ چند نویسنده، امر داوری‌ را زیر سوال‌ نمی‌برد . 

برخی‌ اعتراض‌ می‌کنند که‌ چرا دلیل‌ اعطای‌ جایزه‌ را به‌ فلان‌ نویسنده‌ نمی‌گویید یا این‌ که‌ چرا  داوران‌ نقد مفصلی‌ بر روی‌ کتابهای‌ برگزیده‌ نمی‌نویسند که‌ به‌ نظر من‌ دلیلی‌ برای‌ این‌ کار وجود  ندارد البته‌ داوران‌ می‌توانند خودشان‌ به‌ طور انفرادی‌ این‌ کار را انجام‌ بدهند و نقدی‌ بر روی‌ فلان‌  اثر فلان‌ نویسنده‌ اگر خودشان‌ مایل‌ باشند بنویسند اما این‌ دلیل‌ نمی‌شود که‌ این‌ کار به‌ امری‌ با  یدی‌ تبدیل‌ شود.

کما این‌ که‌ ما خودمان‌ در پکا هر دو هفته‌ یک‌ بار دور هم‌ جمع‌ می‌شدیم‌  و  جلسه‌ می‌گذاشتیم‌  و نقدهایی‌ که‌ نوشته‌ بودیم‌ با هم‌ شور می‌کردیم‌ و همه‌ شرح‌ کامل‌ این‌  جلسات‌ به‌ طور مکتوب‌ در زونکنی‌ موجود است‌ و قرار است‌ روزی‌ به‌ چاپ‌ برسد. البته‌ گاهی‌  اوقات‌ این‌ ایرادهایی‌ که‌ گرفته‌ می‌شود از روی‌ بی‌دانشی‌ است‌ چرا که‌ اصولا اختلاف‌ نظرها باید  باشند کمااین‌ که‌ اخیرا در نوبل‌ و یا بوکر هم‌ شاهد چنین‌ اختلاف‌ نظرهایی‌ بودیم. هستند کسانی‌  که‌ خود جایزه‌ای‌ ادبی‌ را می‌کوبند و کلا امر داوری‌ در زمینه‌ ادبیات‌ را کاری‌ عبث‌ می‌شمارند اما  بعد می‌بینیم‌ که‌ در ترکیب‌ داوران‌ جایزه‌ دیگری‌ حضور یافته‌اند.

 باید از قول‌ کنفسیوس‌ گفت: «به‌  جای‌ نفرین‌ بر تاریکی، شمعی‌ روشن‌ کنید.» باید به‌ این‌ نکته‌ نیز اشاره‌ کنم‌ که‌ درست‌ است‌ برخی‌  جاها با یک‌ سری‌ غرض‌ورزی‌ها و دخالت‌ دادن‌ سلائق‌ شخصی‌ و مناسباتی‌ برخورد کردن،  جوایزی‌ به‌ اشتباه‌ به‌ یک‌ اثر تعلق‌ گرفته‌ باشد اما من‌ و همکارانم‌ وجدانمان‌ آسوده‌ است‌ که‌ هیچ‌  جایزه‌ای‌ را به‌ هیچ‌ مناسبتی‌ به‌ اثری‌ یا نویسنده‌ای‌ اعطا نکرده‌ایم. اگر چه‌ متاسفانه‌ در ایران‌ هنوز  روابط‌ بیشتر از ضوابط‌ کارکرد دارد و حتی‌ اگر در جایی‌ همچون‌ جوایز ادبی‌ حضور نداشته‌ باشد  اما تابو یا انگاره‌اش‌ بر سر ما سنگینی‌ می‌کند. اما درکل‌ باید بگویم‌ که‌ این‌ گونه‌ مسائل‌ و مشکلاتی‌  که‌ در امر داوری‌ دیده‌ می‌شود امری‌ است‌ کاملا عادی‌ و بیش‌ از حد بزرگ‌ کردن‌ آن‌ درست‌ نیست، چرا که‌ در کشور ما چراغهایی‌ روشن‌ شده‌ است‌ و نباید آنها را با درگیر شدن‌ در بحث‌های‌ بی‌فایده‌  و افتادن‌ در گرداب‌ جدلهای‌ بیهوده‌ خاموش‌ کرد. ما در ابتدای‌ کار هستیم‌ و موتوری‌ را راه‌اندازی‌  کرده‌ایم‌ که‌ ضعف‌هایی‌ دارد اما بالاخره‌ درست‌ می‌شود. تجربه‌ به‌ دست‌ آوردن‌ با درد همراه‌  است‌ باید بلند نظر بود و از همه‌ مهمتر صبور بود. از خشونت‌ و دشنام‌ به‌ این‌ گروه‌ یا آن‌ جایزه‌  چیزی‌ حل‌ نمی‌شود . ‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها