تیم فوتبال پیروزی حالا دیگر فقط به لیگ برتر می اندیشد، چون از 3جام مورد نظر این تیم در سال 81 فقط لیگ برتر باقی مانده است .نماینده فوتبال ایران در گروه چهارم لیگ قهرمانان آسیا، با عملکردی نه چندان قابل دفاع در گروه خود دوم شد تا ره به نیمه نهایی نبرد.
کد خبر: ۲۱۷۵۶
عده ای از کارشناسان نوع آرایش بازیکنان در زمین را علت زمینگیر شدن سرخپوشان عنوان کرده اند. عده ای دیگر اصرار شدید کادر فنی به استفاده از بازیکنان مسن را مطرح می کنند و بعضی از منتقدان هم ضعف مدیریت باشگاه در کنترل اوضاع متن و حاشیه این تیم و نداشتن اقتدار مالی برای پاسخگویی به نیازهای تیم و از جمله نداشتن پول کافی برای آمادگی روحی تیم در تاشکند (چیزی حدود 12هزار دلار) را برای نتایج ضعیف این تیم دلیل قابل قبولی می دانند. به منظور بررسی مشکلات این تیم در تاشکند، به سراغ کارشناسان فوتبال رفته ایم و در نخستین بخش نظر دکتر ذوالفقار نسب را به عنوان یکی از موفق ترین مربیان لیگ برتر منعکس می کنیم : من قبول دارم که پیروزی بدون توجه به جوانان و با تکیه بر بازیکنان پا به سن گذاشته وارد میدان شد و باز هم می پذیرم که تیم پیروزی در مقابل پاختاکور برای بردن چیده نشده بود؛ اما چند نکته را هم باید مد نظر داشت . نخست آن که پیروزی از ابتدای فصل خوب عمل نکرد. باید دید این تیم در کدام بازی لیگ برتر، جام حذفی و یا لیگ قهرمانان آسیا قابل قبول ظاهر شد. عده ای می گویند این تیم مهره ندارد. اما پاسخ من توجه این عده به لیگ قبل است . چطور این تیم با همین بازیکنان در لیگ قبل قهرمان شد؛ چون از بازیکنان بخوبی بازی گرفته می شد. جدای از اینها مدیریت باشگاه هم تاثیر دارد. تیم پیروزی چه به لحاظ جسمی ، چه به لحاظ روحی و چه از نظر مالی دچار مشکل شده و در کنار همه اینها بازیکنی که طی دهه اخیر کم حاشیه ترین بازیکن این مملکت بوده ، به حاشیه کشیده می شود. با نگاه به تمام قضایا باید گفت ناکامی پیروزی حتی پیش از اعزام به ازبکستان قابل پیش بینی بود. به اعتقاد من نباید نتیجه پیروزی را در 3بازی اخیر در ازبکستان حلاجی کرد. این بازیها باید ما را به یک نتیجه گیری منطقی و دید کلان نسبت به حقایق فوتبال وا دارد. فوتبال ورزشی اجتماعی است که پیامدهای مختلف آن در پی پیروزی و شکست تیمهای محبوب به طور مستقیم در طبقات مختلف اجتماع بروز می کند. باید ریشه های یاس و سرخوردگی های ناشی از شکست را برچید و در این راه نه تنها مسوولان باشگاه های پرطرفدار که مسوولان ورزش ما هم (به لحاظ تولیت کلی بر این دو باشگاه) باید پاسخگو باشند.