در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند مدت در زندان بودی؟
از وقتی حادثه اتفاق افتاد، دستگیرم کردند. چند ماه بعد که مشخص شد من به عمد مرتکب قتل نشدم و قتل کاملا اتفاقی رخ داده است با قرار وثیقه آزادم کردند.
مقتول را میشناختی؟
من هیچ آشنایی با او نداشتم. اولین بار که دیدمش چند لحظه بعد با هم درگیر شدیم و بعد او با ضربه چوب من کشته شد.
پس وقتی باهم آشنایی هم نداشتید چطور درگیر شدید و او را کشتی؟
در محل بودم که دیدم پسری جوان مزاحم دختری شده. دخترک خیلی ترسیده بود. من جلو رفتم که به دخترک کمکی بکنم. به پسر جوان گفتم که بهتر است تمامش کند و دیگر کاری با آن دختر نداشته باشد، اما او قبول نکرد و با عصبانیت از من خواست که دخالت نکنم و همین باعث درگیری بین ما شد.
خب این مساله چندان هم به تو مربوط نمیشد، چرا دخالت کردی و چرا به پلیس خبر ندادی که چه اتفاقی افتاده است؟
در آن لحظه چارهای نداشتم و باید دخالت میکردم، چون خیابان خلوت بود دختر جوان هم بشدت ترسیده بود. من نمیتوانستم به پلیس زنگ بزنم چون تلفن همراه نداشتم و زمان اگر میگذشت معلوم نبود چه اتفاقی بیفتد.
از درگیری بگو چطور اتفاق افتاد؟
وقتی مقتول به من گفت دخالت نکن من کنار نرفتم و دوباره از او خواستم به این مساله پایان دهد. همین مساله باعث شد تا او عصبانی شود و به طرفم حمله کرد، من هم سعی کردم جلویش را بگیرم. وقتی دید بر او چیره شدم عصبانی شد و اینبار چوب به دست گرفت. با چوب حمله کرد و چوب را هم از دستش گرفتم. رفت که چیز دیگری بیاورد که من چوب را از پشت به طرفش پرت کردم و متاسفانه به سرش برخورد کرد.
مگر کس دیگری در آنجا نبود که به تو کمک کند و به این درگیری پایان دهد؟
چند نفر بودند، اما وقتی دیدند درگیری بالا گرفت از ترس جلو نیامدند. اگر آنها واسطه میشدند، کار به اینجا نمیرسید و حالا هم آن پسر جوان زنده بود و هم من با خیال راحت در کنار خانوادهام بودم. هرچند به عمد نبوده، اما متاسفانه من باعث مرگ شخصی شدهام.
چطور شد که تصمیم گرفتی به هواخواهی از آن دختر با پسر جوان درگیر شوی؟
من روی اعضای خانوادهام خصوصا 2 خواهرم خیلی تعصب داشتم و همیشه مراقب بودم کسی برایشان مزاحمت ایجاد نکند، به همین خاطر هم خودم هیچگاه نگاه بد به هیچ دختری نکردم و هر وقت دختر یا زن جوانی میدیدم به چشم خواهرم به او نگاه میکردم.
وقتی دیدم که دختر جوان به شدت ترسیده و مقتول هم به ترس او توجهی نمیکند، ناراحت شدم و نتوانستم خودم را کنترل کنم و در یک لحظه به سراغ پسر جوان رفتم، البته نه برای دعوا، بلکه رفتم به او بگویم به مزاحمتهایش پایان دهد، اما او با من درگیر شد.
قرار است در جلسه دوم محاکمه شاهدانی در دادگاه حاضر شوند و درباره آنچه اتفاق افتاده توضیح دهند. فکر میکنی شاهدان به نفع تو شهادت دهند؟
در مرحله بازپرسی چندین بار از این شاهدان تحقیق شد و همه آنها گفتند که من، چوب را به سمت مقتول پرت کردم و آن را نکوبیدم، اما به هر حال قضات تشخیص دادند یکبار دیگر گفتههای شهود را بشنوند و بعد تصمیم بگیرند.
دختری که تو به هواخواهی از او مرتکب قتل شدی در دادگاه گفت که صحنه درگیری را ندیده است. آیا این واقعا ممکن بود؟
به هر حال او هم در صحنه حضور داشت. من نمیدانم که چه اتفاقی افتاده که دختر جوان نتوانسته صحنه درگیری و پرت شدن چوب را ببیند، اما من فکر میکنم او میتوانست این صحنه را ببیند. به هر حال نمیتوانم بگویم او حقیقت را گفته باشد.
به هر حال خودت هم قبول داری که مرتکب قتل شدی هرچند که به عمد نبوده است. تا به حال از خانواده اولیای دم عذرخواهی کردهای؟
من بارها گفتهام که هیچ قصدی نداشتم و فقط برای دور کردن مقتول با او درگیر شدم و هرگز نمیخواستم او را بکشم. البته از خانوادهاش هم عذرخواهی کردم و امیدوارم که مرا ببخشند. حتی اگر رای به نفع من هم صادر شود از این که باعث مرگ پسرشان شدم عذرخواهی میکنم.
اگر به گذشته بازگردی بازهم با مقتول درگیر میشوی؟
اینبار دیگر با او درگیر نمیشوم. سعی میکنم راهحل منطقیتری پیدا کنم و عجولانه تصمیم نمیگیرم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: