در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گفتگو را با تعریف شما از موسیقی دینی و مذهبی شروع کنیم. چندی پیش در مقالهای بین این 2 نوع موسیقی تفاوت قائل شدید. در این باره بگویید.
وقتی که میگوییم موسیقی دینی، هدف و منظورمان مجموعه نغمههایی است که کلام خداوند را به شکلی زیبا در روان و جان مخاطب رسوخ میدهد. از این منظر، موسیقی مذهبی، حدود گستردهتری نسبت به موسیقی دینی مییابد، چون در آن گونههای بیشتری را میتوان یافت که شاید در نگاه اول کاربرد مستقیمی در تبلیغ اصول و احکام دین ندارد، اگر چه هیچگاه از این رکن اصلی نیز دور نمیشود.
گونههای موسیقی مذهبی را به چه دستههایی تقسیم میکنید؟
شاید بتوان در 16 گروه دستهبندی کرد؛ موسیقی ذکر و نیایش، شرح قهرمانان پیرو دین، روایات زندگانی جانشینان پیامبران الهی، ذکرهای موسیقی درباره ائمه، نوحهگری بر معصومین، مرثیهخوانی بر منسوبین پیامبران، بشارتخوانی و مولودیخوانی، شادخوانی به مناسبت اعیاد قربان، فطر و غدیر، سوگخوانی، موسیقی آیینهای مذهبی مثل سینهزنی و زنجیرزنی، نمایشوارههای موسیقایی مذهبی که از آن با عنوان تعزیه یاد میکنیم، ترانههای مذهبی مثل مناقب علوی و فاطمی، موسیقی بیکلام سوگواری مثل طبل عزا زدن، سوگهای قومی، چاووشخوانیها و در انتها روضهخوانی که کلامی آهنگین دارد.
براساس این دستهبندی، موسیقی مذهبی هم سوگ و هم سور را دربر میگیرد؛ در حالی که بیشتر وقتی از موسیقی مذهبی یاد میشود، موسیقی عزاداری به ذهن متبادر میشود.
خب این نتیجه همان نشناختن و معرفی درست نشدن موسیقی مذهبی است. در واقع این موسیقی وجوه و شاخههای گوناگونی دارد که سوگ و سور و حماسه را در برمیگیرد و در نقاط مختلف ایران از تنوع برخوردار بوده و باورهای مذهبی هر منطقه به آن شکل ویژهای بخشیده است.
ریشههای تاریخی این موسیقی و سابقه آن در ایران هم چندان شناخته شده نیست.
این موسیقی قدمتی چند هزار ساله در ایران دارد. آیینهای مربوط به سوگ، سور و حماسه در ایران کهن، پس از اسلام نیز به حیات خود ادامه دادند و کامل شدند که تکامل سنت ستایشگری از قرن دوم هجری به بعد نمونهای از این آیینهاست. مداحی و نوحهخوانی تنها بخش کوچکی از این میراث کهن است که به ما رسیده.
و موسیقی ایرانی گویا خیلی وامدار این پیشینه و سابقه مذهبی است.
در همه جای دنیا اگر این رابطه وجود دارد، در ایران بسیار پررنگتر است. در واقع پایگاه موسیقی ایران، آوازهای مذهبی است. مثلا در جنوب خراسان، شیوههای منقبتخوانی در موسیقی ما تاثیر فراوانی گذاشته است. در مازندران هم همین ارتباط دیده میشود. در موسیقی تهران هم نوحهها تاثیر زیادی در ردیف و دستگاههای موسیقی ایرانی داشتهاند.
ریشههای این پیوستگی در چیست؟
هنر، یک هسته درونی دارد که با فطرت انسانها در ارتباط است. به علت ماهیت هنر، آنچه در دل انسان ارائه میشود، از بافت هنر خواهد بود. حالا این قالب هر چیز میتواند باشد. نیایش، اذان یا هر چیز دیگر. هنر با فطرت بشر پیوستگی شدیدی دارد و هنرمند یک الهام خاص میگیرد و آن را پرورش میدهد. قبلا در رسالات مختلفی درباره موسیقی به این موضوع پرداختهاند، از جمله رساله شیخ آذری که به همین مساله توجه کرده است.
آوازهای مذهبی و دینی، پاکترین گونه موسیقی هستند که در جهان به وجود آمدند. همین نوع موسیقی که ریشه در ستایشگری دارد، بعدها گسترش یافت و انواع گوناگون پیدا کرد.
این فقط موسیقی آوازی را در بر میگیرد؟
نه. بعدا این سازها بودند که به کمک آوازها آمدند. در واقع، پیدایش سازها به خاطر آوازها بوده است. ترکمنها برای ستایش پیامبر و خاندانش، دوتار و تار میزنند. در خراسان، کرمانشاه، کردستان و دیگر نقاط ایران هم ترانهها و تصنیفهای زیادی داریم که همراه با ساز در رثای امام معصوم، حضرت علی(ع) و پیامبر عظیمالشان اسلام خوانده میشوند.
موسیقی گورانی در کردستان، یک سری ترانههای تغزلی، ابیات و داستانگونهها را دربرمیگیرد که به موسیقی مذهبی نزدیک است. هوره هم یک نوع موسیقی مذهبی است که در مراسم ترحیم و سوگ و فراق به کار میرود. همین امروز اگر در سیستان و بلوچستان دست به پژوهش بزنیم، میتوانیم 50روایت موسیقایی درباره پیامبر (ص) ثبت کنیم.
در ایران 60 تا 70 درصد موسیقی از جنس آواز و 30 تا 40درصد مربوط به سازهاست. باید گفت این معنویت نهفته در موسیقی است که اهمیت دارد. مطمئن باشید یک اثر موسیقایی بدون درونمایه معنوی دچار ضعف میشود و از نظر هنری هم قابل قبول نیست. از همینرو من وقتی چیزی به عنوان ترکیب موسیقی عرفانی میشنوم، خندهام میگیرد. هر موسیقیای که با معنویت درآمیخته باشد و باید اصولا اینطور باشد، یک اثر عرفانی و معنوی است.
گفتگو را از تعریف موسیقی مذهبی شروع کردیم و به دلیل آنکه در ماه مبارک رمضان قرار داریم، میخواهم بحث را به این حوزه بکشانم. وقتی از موسیقی مذهبی یاد میشود، همه بیاختیار به یاد ایام محرم و صفر میافتادند و کمتر به دیگر مناسبتهای مذهبی توجه میشود. چرا اینگونه است؟
ما تا 50 سال پیش در گوشه و کنار کشور، موسیقی ویژه ماه رمضان داشتهایم. صلواتخوانی، ذکرخوانی، بسمالله خوانی، منقبت خوانی و نمونههایی از این موسیقی بودهاند که همه آنها به دلیل یک جریان ناخواسته در قرن اخیر فراموش شدهاند. امروزه، ضرورت احیای این موسیقیها احساس میشود، اما مسوولان به دلیل عدم شناخت و ناآگاهی، به شناسایی و رواج دوباره این هنرها اقدام نکردهاند.
اینگونههای موسیقی فراموششده یا از میان رفتهاند؟
بخش عمدهای از آن متاسفانه گم و از دسترس ما خارج و باقی هم فراموش شدهاند. در ایران، بیش از 90نوع صلواتخوانی به صورت جمعی و گروهی داشتهایم که متاسفانه در حال حاضر فقط 2 نوع آن را میشناسیم. شناسایی این هنرها، وظیفه محققان و حمایت برای همگانی شدن آنها به عهده مسوولان فرهنگی است؛ اما در این سالها دیدهنشده که حمایتی در این زمینه صورت بگیرد.
منظور شما چگونه حمایتی است؟
همانگونه که برای عرصههایی چون کتاب، سینما، هنرهای جدید و... بودجههایی اختصاص مییابد، باید برای موسیقی مذهبی هم که در معرض فراموشی است، برنامههای جدی و بودجه خاص اندیشیده و تعیین شود.
آیا این پیشینه موسیقایی در ماه رمضان میتواند منبع الهام موسیقی امروز ما هم باشد و از آن بهرههای نو گرفت؟
موسیقی رمضان میتواند بندگان را در این ماه پربرکت به معنویت نزدیک کند. متاسفانه در عرصه موسیقی امروز کشور ما، هیچ اثر مخصوص سرسحر و افطار تاکنون ساخته نشده است. در حالی که با رجوع به فرهنگ گذشته خودمان، میتوانیم کارهای بزرگی در این زمینه انجام دهیم. در گذشته عدهای به عنوان چاوش راه میافتادند و مراسم ماه رمضان را در قالب موسیقی اجرا میکردند. آنان با نقارهزنی، طبل و شیپور هلال ماه را به مردم خبر میدادند و با ذکر و مناجات آهنگین به رمضان خوشامد میگفتند، اما امروز رسانههای ما هیچ آهنگ و آواز مخصوصی را برای این اوقات و ایام پخش نمیکنند. در واقع هنرمندان ما به دلیل ناآشنایی با موسیقی رمضان و البته عدم پشتیبانی از سوی نهادها و سازمانهای فرهنگی، در این حوزه وارد نشدهاند و اثری متناسب و شایسته اوقات افطار، سحر یا شروع و پایان ماه رمضان نساختهاند.
شما اولین کسی بودید که در قالب یکپژوهش مفصل به موسیقی رمضان پرداختید. چه عواملی باعث شد برای موسیقی این ماه با گونههای دیگر موسیقی مذهبی، تفاوت قائل شوید و بهطور مستقل به آن بپردازید؟
نغمههایی مخصوص این ماه اجرا میشدهاند که در دیگر ماهها و مناسبتها کاربرد نداشتهاند. حتی ادوات و سازهایی در رمضان به کار گرفته میشدهاند که خاص این ماه بودهاند، بنابراین موسیقی رمضان هویت مستقلی از موسیقی مذهبی داشته تا من بتوانم با گردآوری ویژگیهای آن، کتابی با عنوان موسیقی رمضان بنویسم.
در مورد این ویژگیها بیشتر توضیح دهید.
مهمترین ویژگی موسیقی رمضان، پررنگ بودن ذکرخوانی در آن است. ذکرخوانی در ماه رمضان، نوع و شکل اجراهای متفاوتی داشته که البته هدف همه آنها تقویت نیروی نهفته معنوی و سوق دادن آن به سمت نیکی و نیکویی بوده است.
نیاکان ما با نغمههای آهنگین و ادوات موسیقی، ذکرهای مخصوص ماه رمضان را برای جوانان اجرا میکردند تا آنها را با واژگان و جملات مقدس و روحانی به سمت صلاح و پاکی سوق دهند.
چه سازهایی این ذکرخوانیها را همراهی میکرده است؟
در مناطق مختلف کشور، از سازهای متفاوت و گوناگون استفاده میشده است. برای مثال آیین ذکرخوانی در جنوب خراسان و همچنین در میان ترکمنها با دوتار و در کرمانشاه با تنبور اجرا میشده، ولی در خانقاهها با دف همراه بوده است. در مجموع اگرچه ذکرخوانی در همه ادیان سفارش شده، اما ایرانیان آن را به بهترین شکل به کار میگرفتهاند که متاسفانه امروزه این آیین کمرنگ شده و در بسیاری از شهرها از بین رفته است.
چرا دیگر مردم، این گونه ذکر نمیگویند؟
این را باید مسوولان فرهنگی کشور جواب دهند که چرا اهمیتی برای این دعاها و ذکرهای زیبا قائل نیستند. در گذشتههای نه چندان دور، همان اندازه که ذکرخوانی اهمیت داشته، ذاکران هم مورد احترام بودهاند.
متاسفانه امروزه از10 یا 11 ذکرخوانی که در مناطق مختلف ایران باقی ماندهاند، یاد نمیشود و ما با از دست دادن آنان، بخش مهمی از گنجینه غنی موسیقی ایران را از دست میدهیم. حمایت از این هنر و هنرمندان، به عهده مدیران فرهنگی کشور است.
از ذکرخوانی در رمضان گفتید. آیا مناقبخوانی ویژه این ماه هم داشتهایم؟
بله و بسیار هم بودهاند. در ماه رمضان 2 مناسبت ویژه داریم. ابتدا تولد امام حسن (ع) است و در شبهای 19 تا 21 هم عزاداریهای ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) برقرار میشود. برای هر دوی این مناسبتها، در رثای این دو امام معصوم، آوازها و ذکرهای خاصی اجرا میشده است.
موسیقی ویژه اوقات افطار و سحر به چه شکل بوده است.
در اول ماه رمضان، نقارهزنها رویت هلال ماه را خبر میدادند و در سحر و افطار هم نقارهزنها اشعار سروده شده در وصف رمضان را اجرا میکردند. این اشعار را رمضانیه میگفتند که با آواز بلند اجرا میشد.
آیا موسیقی رمضان حزین و غمگنانه بوده است؟
بجز بخشی از آن، موسیقی رمضان را باید شادیآور به شمار آورد.
از ماه رمضان بهتر چه ماهی است؟ رمضان ماهی است که همه به مهمانی خدا میروند. آیا کسی دوست دارد که مهمانش غمگین باشد. قدیمیها با آوازهای شاد و نواختن نقاره به رمضان خوشامد میگفتند و به استقبال آن میرفتند. هفته آخر رمضان هم، مردم با وداعخوانیهای خود با این ماه خداحافظی میکردند که البته با توجه به محتوای آن، کمی حزین بوده است.
البته در ایام ضربت خوردن و شهادت حضرت امیر، آوازهایی که خوانده میشدند کاملا سوگوارانه بودهاند و در غم از دست دادن آن امام بزرگوار اجرا میشدهاند.
از کمکاری فرهنگی در حوزه موسیقی رمضان گفتید. چگونه میتوان این غفلت را جبران کرد.
سازمانها و نهادهای فرهنگی میتوانند با گردآوری رمضانیهها و ملودیهای موسیقی ویژه این ماه، آنها را به موسیقیدانها و آهنگسازها ارائه کنند تا قطعات فاخر جدیدی براساس آنها ساخته شوند.
همچنین مدیران فرهنگی باید با حمایت ازاندک افراد باقیمانده که در عرصه موسیقی رمضان فعال بوده و اینک
پا به سن گذاشتهاند، اطلاعات و تجربههای آنان را اخذ کنند و به جوانترها انتقال دهند.
از سوی دیگر باید به پژوهش در این عرصه همت گماشت و نغمهها، اشعار و ملودیهای به جا مانده از موسیقی رمضان را ضبط و منتشر کرد. از همین رو بود که من بر خود لازم دانستم انواع موسیقی رمضان مثل سحرخوانی، گلدستهخوانی، شعرهای پندآموز، حکمتها و مرثیهخوانیها را جمعآوری کنم و در کتاب موسیقی رمضان در قالب پژوهشی میدانی و کتابخانهای در اختیار علاقهمندان قرار دهم.
البته چندی پیش، پیشنهاد برپایی یک جشنواره را هم با عنوان عیدفطر در همین ارتباط دادید.
البته پیشنهاد من درباره برپایی جشنواره ادبی عید فطر بود که حالا چون شما اشاره کردید به آن میپردازم. پیشنهادم این بود که جشنواره ادبی با نام عید فطر برگزار شود تا شاعران و نویسندگان در آن آثار خود را در توصیف رمضان، سحر و افطار ارائه کنند. ادبیات رمضان در زمان معاصر کمرنگتر از گذشته شده است. دستگاههای فرهنگی با یک برنامهریزی مدون و هماهنگ میتوانند شاعران و نویسندگان را در این مسیر هدایت و حمایت کنند.
در چند سال گذشته، شما هم همراه با بسیاری دیگر از کارشناسان مذهبی و هنری، نسبت به بیراهه رفتن موسیقی مذهبی در ایام محرم و صفر هشدار دادهاید. بیشتر انتقادها هم متوجه شیوههای جدید مرثیهخوانی و نوحهخوانی است. در این باره بگویید.
متاسفانه در حال حاضر تنها در برخی شهرستانها از الحان موسیقی اصیل در نوحهخوانی بهره گرفته میشود و تعداد اندکی از مرثیهخوانان در شهرهای بزرگ بر شیوه درست قدما ماندهاند. مابقی نوحهخوانها با کمال تاسف از موسیقی هندی، ترکی و غربی تقلید میکنند که بسیار مخرب است.
این در حالی است که پیش از این گفتید موسیقی ما درواقع وامدار پیشینه مذهبی خود است. با این وضع، علاوه بر منظر دینی و مذهبی، از دریچه هنر هم باید این بیراهه رفتن را نقد کرد.
در گذشته، مرثیه خوانان و نوحهخوانان ما سعی میکردند از هنرهای آوازی کشورمان برای رساندن پیام عاشورا به مردم به بهترین شکل بهره ببرند. در این راه، کار به جایی میرسد که در موسیقی کشور برخی دستهبندیها پدید میآید که در رسالات مختلف موسیقی به آن اشاره شده است.
اما متاسفانه در حال حاضر، هر کسی با این عنوان که صدای خوبی دارد، اسمش را نوحهخوان میگذارد و هرچه دلش میخواهد میخواند. با اینکه برای اشخاص فرهنگی و روحانیون هم مشخص شده که این شکل نوحهخوانی و مرثیهخوانی، آسیبزننده است، باز هم این جریان غلط ادامه پیدا میکند.
چگونه میشود این جریان را دوباره در مسیر درست قرار داد و آن را اصلاح کرد.
باز هم تکرار میکنم اینجا هم، حرکت و کار پژوهشی و آموزشی بسیار مورد نیاز است. علاوه بر آن، سازمان میراث فرهنگی و البته مراکز مذهبی باید نسبت به حفظ پیشینه غنی مرثیهخوانی و نوحهخوانی در ایران همت گمارند. زمانی که همه نسبت به حفظ میراث معنوی ما در حوزه موسیقی مذهبی اینقدر حساسیت دارند، تمام نهادها و ارگانهای مرتبط باید خود را موظف بدانند تا آن را پاس دارند.
در مداحی آیا دغدغههای شما محدود به موسیقی این آثار است؟
اینکه گفتم، تنها دغدغههای من نیست، بلکه همه نسبت به آن حساس هستند. در زمینه و حوزه مداحی و مرثیهخوانی، البته تنها موسیقی مطرح نیست، بلکه بار کلامی آن هم اهمیت دارد و هردو را باید در نظر گرفت. قدیمترها، کسانی اشعار نوحهها و مرثیهها را میسرودند که شاعر بودند. شما برای نمونه به ترجیعبند محتشم کاشانی توجه کنید. حال اگر هرکسی فکر کند که شاعر است و حتی تنها از سر ارادت شعری بگوید که ضعیف باشد، خواندن آن نتیجه منفی خواهد داشت. اگر به این شکل باشد، خود کلام هم به سمت انحراف میرود و بدتر میشود.
برای آنکه موسیقی پربار مذهبی ما همچون گذشته در کمال پاکی از نظر محتوایی و اجرایی و غنی از نظر هنری به زندگی خود ادامه دهد، چه باید بکنیم؟
ما که در اندازه توانمان داریم تلاش میکنیم. محققان و پژوهشگران بدون آنکه بخوبی حمایت شوند در این زمینه کارهایی انجام دادهاند؛ اما باید این کارها و فعالیتها گسترش یابد و عمق بیشتری پیدا کند. پیش از هر چیز فکر میکنم موسیقی مذهبی باید متولی داشته باشد. در این زمینه نهادهای مذهبی و فرهنگی میتوانند کنار هم دست به سیاستگذاری و مدیریت بزنند. نباید بگذاریم موسیقی مذهبی ما به حال خودش رها و خدایناکرده در طول زمان دچار انحراف شود. اول از همه باید سیمای این موسیقی را از بدعتها و کژیها زدود و نگذاریم آنچه به عنوان مدرنیسم به خورد ما میدهند، باعث انحراف این موسیقی شود. اگر بگذاریم به اسم موسیقی پاپ، هر نوا و آوای بیگانه و بیریشه وارد مداحی و مرثیهخوانی ما شود، چند وقت دیگر شنونده آن الحان و دستگاههای معنوی ایرانی نخواهیم بود.
پژوهشگر فرهنگ موسیقی مردم ایران
میگوید متولد سال 1336 در خراسان است، ولی 2 سال دیرتر برایش شناسنامه گرفتهاند. دیپلمش را در مشهد گرفته و دانش آموخته فیلمسازی از دانشکده صدا و سیماست. هوشنگ جاوید که 51 سال دارد، 27 سال از عمرش را در تهران ساکن بوده و اینک در منطقه طرقبه مشهد اقامت دارد.
آشنایی جاوید با استاد انجوی شیرازی باعث شد او در زندگیاش راه پژوهش و مطالعه را در فرهنگ مردم برگزیند. انجوی شیرازی که بنیانگذار مرکز مردمشناسی صداوسیما بود، به شاگرد جوان خود آموخت تا در هر عرصهای که پای میگذارد، حرف تازهای برای گفتن داشته باشد. همین نکته استاد باعث شد هوشنگ جاوید بعدها به عنوان پایهگذار پژوهش در عرصه فرهنگ موسیقی سنتی، محلی و مذهبی شناخته شود.
کتابهای آشنایی با موسیقی نواحی ایران، موسیقی رسانه، موسیقی قدسی، مذهبی و آیینی ایران، آواهای روحنواز، هنر صلواتخوانی در ایران، موسیقی آیینی ترکمن و موسیقی رمضان از جمله آثار این پژوهشگر در حوزه موسیقی ایرانی است.
هوشنگ جاوید علاوه بر چاپ کتاب، با ساخت فیلم و انتشار مجموعههای صوتی نیز در راه حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی حرکت کرد.
همچنین او مبدع و پایهگذار جشنوارههای متعدد فرهنگی در حوزه موسیقی است؛ جشنواره پژوهشی نینوازان، جشنواره موسیقی آیینی کشور، جشنواره موسیقی زنان مناطق و نواحی ایران و همایش منقبتخوانی از جمله این فعالیتهاست. پس از اقامت دوباره این پژوهشگر در مشهد، چند سالی است که او جشنواره نعتخوانی حضرت رسول را در این شهر راهاندازی کرده و توانسته این سنت دیرپای موسیقایی را به جامعه فرهنگی کشور معرفی کند.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: