حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نفوذ گسترده رسانه در خانهها و خلوت افراد، اهمیت شناخت و درک نیاز مخاطب، بسته به مناسبتها و شرایط مختلف، برای ارائه آثاری جذاب، جدید و قابل قبول برای آحاد جامعه را دوچندان میکند. یکی از مهمترین و حساسترین این مناسبتها، ماه مبارک رمضان است که خوشبختانه در سالهای اخیر، نوع نگاه رسانه ملی به آن با تغییرات چشمگیر و قابل توجهی همراه بوده است. حساسیت برنامهسازی دراین ماه تا بدانجاست که رهبر معظم و فرزانه انقلاب درباره آن میفرمایند: «من به عنوان یک مبلغ دینی، اگر در تمام سال تنها یک ماه مبارک رمضان را روی آنتن داشتم، کار خود را از جهت این که فکر مردم را جهت بدهم، انجام میدادم؛ چون هم فضا، فضای خوبی است و هم مخاطب، آماده است.»
تولید و پخش سریالهای متنوع در ژانرهای متفاوت، برنامههای روتین ترکیبی، جشنهای تلویزیونی جذاب و ... در لحظههای ناب افطار و سحر، نشاندهنده آن است که رسانه به ماه مبارک رمضان به دید جشنی بزرگ ورویدادی مهم و حیاتی مینگرد و تلاش مدیران و برنامهسازان خود را در راستای فرمایشات حکیمانه ایشان بر استفاده بهینه از ظرفیتهای گسترده ماه ضیافت الله و شناساندن ابعاد وجوه بیمنتهای آن قرار داده است. تلاشی که اوج آن در شبهای پربرکت قدر، نمود مییابد. شبهای روشنی که پر از حضور است و نیاز.
در این شبها که هیاهوی عاشقی و دلدادگی مهمانان خوان رحمت الهی، روانآفرین دلهاست، تلویزیون میکوشد تا نسیم خوشگوار و شمیم مشکبار معارف ناب و دعا و نیایش را حیاتبخش جانها و دل ها نماید تا آنهایی را که به هر دلیل از حضور در مساجد و تکایا، بازماندهاند و بر این حسرت، اشک میبارند را با زمزمه دلنواز ادعیه و آیات الهی در آسمان لایتناهی رحمت خدا، به پرواز درآورد و از خاک به افلاک، رهنمون سازد.
برقراری ارتباطهای زنده تصویری با اماکن مقدس و حرمهای مطهر ائمه سمعی و بصری در شب بخشایش و سرنوشت، در جامعه جاری میکند.
این شبها، چشمها و دلها، بارانی است. شتاب قطرهها خواب شهر را پاره میکند و تویی که با تپش آینه، آبگینه دلت شکسته است تنها با فشار دادن یک دکمه، همراه با دیگر مهمانان ماه خدا از فرسنگها دورتر، کبوتر دلت را به صحن و سرای ملائک پاسبان سلطان سریر ارتضا، حضرت علی بن موسی الرضا المرتضی، علیه آلاف التحیه و الثنا، پرواز میدهی و نغمههای نورانی «خلصنا من النار یا رب» را با آنها زمزمه میکنی...
بیاختیار و شیدا، دل را بر کف میگیری و روانه مسجد کوفه میشوی تا غربت و مظلومیت قرآن ناطق را نظارهگر باشی و از حنجره پنجره دل، مناجات مولا علی (ع) را بشنوی.
امواج تلویزیون، پلی میشود بین چشمهای بارانی و مشتاق تو و آوای ملکوتی ابوحمزه ثمالی که اکنون فضای خانهات را معطر کرده است...
تلویزیون در این شبها که معراج، حراج است، برای عذر موجه خیلیها، سکوی پرواز به سوی افلاک میشود و دلها را سرای سراج میکند.
نشان دادن شکوه و عظمت قدر و ارتباط دوسویه و بیپیرایه از قاب رسانه به طوری که همذاتپنداری لازم برای مخاطب ایجاد شود و در یک لحظه فارغ از قیل و قال خانه و خانواده، خود را وسط معرکه عشقبازی با خدا احساس کند، هنری بیتا و شناختی عمیق میخواهد که بحمدالله تا حدود زیادی با استفاده از تکنیکهای هنری روز و شیوههای موثر برنامهسازی، جلوه تازه و قابل قبولی به خود گرفته و فضای کلی حاکم بر رسانه را دیگرگون کرده است. گذشته از ارتباطهای زنده، در این شبها، سریالهای روتین، جای خود را به سریالهای 4 3 قسمتی متناسب با این ایام میدهند، عزاداریها و سوگواریهای ضربت خوردن و شهادت مولیالکونین علی علیهالسلام رخ مینمایاند و برنامههای ترکیبی و گفتگو محور با حضور کارشناسان و سخنرانان برجسته و مورد وثوق مردم دوچندان میگردد و تلویزیون در خلوت دعا و حضور، شب قدر را در روح لحظهها و روزهای سالمان، حلول میدهد و در قاب دلهایمان ماندگار میکند. ماندگاری که رازش در تلاشی بیوقفه و پویا نهفته است. تلاشی که گاه در سایه سنگین سریالهای روتین بعد از افطار و دیگر برنامههایی که در طول این ماه پخش میشود، رنگ میبازد و کمتر مورد توجه قرار میگیرد. همواره از نخستین روزهای این ماه بزرگ و آسمانی، در نقد و بررسی و تقدیر و تشویق سریالها و جشنها و ... قلمفرسایی میکنیم گویی که رسانه در همینها خلاصه میشود اما بندرت یادمان میآید تا در قدر منعکسکنندگان بیادعای جاری جریان بندگی و آینههای تمامنمای یلدای عارفانهها، آن گونه که در خور و شایسته است، کلامی بگوییم و بنویسیم.
از خستگیها و دلمشغولیها، از ایستادنهای طولانی پشت دوربین و بارانی شدن در جمع خلوت مرید و این دلباخته برای ملکوتی شدن دلهای ما و ...
البته بیان این مطالب قطعا به آن معنا نیست که نگارنده، صرف انعکاس مجالس سوگواری و دعا و نیایش از طریق رسانه را کافی و حرکتی رو به جلو میداند؛ چه آن که در این صورت، چگونگی تبیین وظیفه رسانه در این ایام با علامت سوال بزرگی مواجه خواهد شد و شائبه تشویق مردم به عدم حضور فیزیکی و اجتماعی در چنین مجالس و محافل ارزشمندی که بنا بر احادیث و روایات متعدد و معتبر، اصل را بر حضور در مسجد و همراهی با جمع میداند و نشستن پای گیرندههای تلویزیون در خانه پیش خواهد آمد. تلویزیون به عنوان ابزاری برای گسترش فرهنگ و یکسانسازی مردم، موظف است برای مخاطب، جهتسازی کند و آنهایی که شاید به دلایل فوقالذکر نخواهند در این مراسم آسمانی شرکت نمایند را هوشمندانه و هنرمندانه و به دور از شعارزدگی و بیان کلیشهای، نسبت به شرکت و بهرهگیری از فضایل ناب و برکات این ایام، مشتاق و علاقهمند نماید و مطالب مناسب و مفیدی را به مخاطب انتقال دهد. قطعا در این شبها ذهنهای آماده، آمادهترند و فضای دوری از دنیا اجاره خواهد داد تا بیشتر به حرفهایی که متعلق به زمین نیست توجه کنیم.
بنابراین لازم است تا با تلاشی مضاعف ضمن شناساندن ابعاد معرفتی و اندیشهای این روزهای باقیمانده، با برنامهریزی صحیح و پشتوانه مطالعاتی قوی به دور از شتابزدگیهای معمول و برخوردهای مناسبتی صرف، قوه محرکهای را در بیننده به وجود آوریم و ارتباط موثرتری را برقرار کنیم. انشاءالله
یادمان باشد که این شبهای بارش بیبدیل باران اجابت و بندگی از آن ماست. نکند پنجره را بسته باشیم؟!
میلاد کریمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....