‌از‌ فلوت ‌نوازی ‌تا‌ تئوری ‌موسیقی‌

مصطفی کمال پورتراب 28 شهریور1303 در تهران به دنیا آمد. پدرش از افسران نظامی شوروی و ساکن باکو بود، اما در اصل ایرانی بود. او با بلشویک‌ها همکاری داشت. پس از انقلاب اکتبر سال 1917 میلادی، روزی برایش بخشنامه‌ای می‌رسد که باید تعدادی از مخالفان اعدام شوند. وقتی نام پدرش را هم در فهرست می‌بیند با خانواده و همراه پدر به ایران می‌آید و ازدواج می‌کند. مصطفی فرزند اول خانواده بود. در 5 سالگی پدرش یک فلوت برایش خرید. او با آن برای بچه‌های محله آهنگ‌هایی را که شنیده بود، می‌نواخت. اما پس از مدتی اشتیاق بچه‌های محل برای شنیدن نوای این ساز کم شد و گفتند فوت کردن به این که کاری ندارد. مصطفی هم به گروه پیشاهنگی رفت و به جای نوازندگی برای بچه‌های محل، به نواختن فلوت برای پیشاهنگان هنگام رژه پرداخت.
کد خبر: ۲۰۳۳۳۷
پس از آموختن مقدمات موسیقی، سال 1318 وارد دوره 6 ساله متوسطه هنرستان عالی موسیقی شد.

او نزد استادانی چون یاروسلاوبیزا (فاگوت) ، حشمت سنجری و عطاءالله خادم میثاق (ویولن)، روبیک گریگوریان (آواز گروهی)، روح‌الله خالقی (تئوری موسیقی ایرانی)، موسی معروفی (تار)، فریدون فرزانه و پاتما گریان (سرایش) موسیقی را آموخت و در سال 1324 از هنرستان موسیقی فارغ‌التحصیل شد. آن زمان هنرجویان موسیقی در 3‌ساله پایانی متوسطه یا باید به ادامه رشته ساز می‌پرداختند یا رشته موسیقی علمی.

پورتراب رشته موسیقی را برای ادامه تحصیل در هنرستان برگزید تا بتواند در دوره عالی هنرستان در رشته آهنگسازی ادامه تحصیل دهد؛ اما هنرستان هنوز فاقد دوره عالی بود. از آن پس پورتراب مدتی به طور خصوصی تحت تعلیم پرویز محمود قرار گرفت و به عنوان نوازنده فاگوت، ویولن، ویولن آلتو و غیره در ارکستر هنرجویان هنرستان و ارکستر سمفونیک تهران به رهبری پرویز محمود و بعدها روبیک گریگوریان نوازندگی کرد. سال 1330 وقتی دوره عالی آهنگسازی در هنرستان تشکیل شد، پورتراب نیز وارد این دوره شد و سال 1339 با رتبه نخست، تحصیلات خود را به پایان برد. استادان این دوره حسین ناصحی (هماهنگی)، هایمو تویبر (کنترپوآن)، فوگ (ساز‌شناسی)، ایمانوئل ملیک اصلانیان (پیانو)، مهدی برکشلی (تجزیه و تحلیل موسیقی باستانی) و فؤاد روحانی (فرم موسیقی و زیبایی‌شناسی) و غیره بودند.

پدر مصطفی هنگام صدور شناسنامه در ایران نام فامیل خود را از اباذرزاده به پورتراب تغییر داد تا روس‌ها گذشته‌اش را فراموش کنند؛ اما شهریور 1320 که متفقین روس، انگلیس و آمریکا به ایران آمدند، مخفیانه او را دستگیر کردند. مصطفی در 17 سالگی سرپرستی خواهر، برادر و مادر را به عهده گرفت. همزمان با تحصیل هزینه زندگی را با نوازندگی در ارکسترهای مختلف تهیه می‌کرد.

او از سال 1340 سرپرستی یکی از ارکسترهای وزارت فرهنگ و هنر را برای ساخت آهنگ، رهبری آن و اجرای برنامه در تلویزیون عهده‌دار شد و در زمینه رهبری ارکستر مدتی با حشمت سنجری کار کرد.

از سال 1324 به صورت مستمر تدریس را در هنرستان موسیقی آغاز کرد. پورتراب سال 1346 با بورسیه‌ای که از سوی دولت فرانسه به وزارت فرهنگ و هنر آن زمان پیشنهاد شده بود، راهی پاریس شد تا در رشته‌های کنترپوآن، سلفژ و هارمونی با روش‌های جدید آشنا شود. همان زمان به انستیتو موزیکولوژی دانشگاه سوربن برای ورود به دوره دکتری موزیکولوژی معرفی شد و ادامه تحصیل داد.

سال 1349 به ایران بازگشت و از سال 1350تا 1352 مدتی مدیر هنرستان موسیقی بود. پس از انقلاب به تدریس هارمونی، کنترپوآن و تئوری موسیقی در کلاس خصوصی خود و بعدها در دانشگاه هنر و دانشگاه آزاد پرداخت.

از آثار او می‌توان به قطعاتی چون قطعه‌ای در چهارگاه (1955)، سونات ویولن و پیانو در دومینور (1959)، سه قطعه برای گروه خیام (1969)، سوئیت هفت پیکر در 9 قسمت برای ارکستر سمفونیک (1970)، مارش در ماژور برای ارکستر سمفونیک (1973)، رقص پریان در فامینور (1980)، آواز بی‌گفتار دو قطعه برای ارکستر زهی (1980) و... تئوری موسیقی و مبانی آهنگسازی از مهم‌ترین آثار مکتوب او به شمار می‌آیند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها