این فرصت را از دست ندهید
دکتر فرزانه صداقت، روانشناس و استاد دانشگاه مدیریت تعطیلات آخر هفته را نکتهای بسیار مهم و کلیدی در زندگی شهری میداند و میگوید: تجسم کنید ما یک هفته در گرما یا سرما آویزان مترو و اتوبوس شدهایم. انواع استرسها را به خودمان تحمیل کردهایم. آدمهایی را دیدهایم که به ظاهر چشم و گوش دارند، اما چشم و گوش برای دیدن ما و تواناییهایمان ندارند.
یا آدمهایی که به شکل افراطی دلسوز هستند و با این دلسوزی زیاده از حد رنجمان میدهند. حال یک هفته در استرس و دشواریهای ریز و درشت سپری شده و ما به تعطیلات آخر هفته رسیدهایم. تازه فرصتی برای ترمیم دوباره و جان دوباره یافتن پیدا شده است.
اینجاست که دوستان و اقوام ما دعوتنامههای شفاهیشان را میفرستند و با جمله «اگه نیایین ناراحت میشیم» ما را مجاب میکنند که بلند شویم و برویم به جایی که به ما گفتهاند. خب چه باید بکنیم؟ باید وسایل فلان غذا یا فلان سالاد را که از طراز جمع عقب نباشد، درست کنیم. زمان زیادی صرف درست کردن این غذا خواهد شد.
بعد هم به این سوال خواهیم رسید که «چه بپوشیم»؛ این لباس را دیدهاند، آن لباس را ندیدهاند. فلانی اگر به مهمانی نیاید، میتوان این لباس را پوشید؛ اما اگر بیاید... هنوز به مهمانی نرفته، موجی از سوالات منفی در ذهنتان رفت و آمد میکند و احتمالا کار به بگومگو میکشد.
اگر دوست ندارید، به مهمانی نروید
امروز روز اول هفته است. شما باید از تعطیلات و تمدد ذهن و روان حال و روز خوبی داشته باشید؛ اما مثل یک زخمی با احساس سردرد از خواب بیدار میشوید. انگار کوه کندهاید. در واقع یک مهمانی که به ظاهر در آن خندیدهاید و حتی ممکن است فکر کنید خوش گذشته، همه چیز را خراب کرده است.
اگر در این تعطیلات به چنین مهمانیهایی نمیرفتید، بهتر نبود؟ کمتر به بطالت نمیگذشت؟ تازه این سرانجام مهمانیهایی است که با رغبت میرویم. شما خودتان تصور کنید مهمانیهایی که ما صرفا به دلیل ترس از پس زدن و انگ خوردن در آن شرکت میکنیم چه آسیبهایی به ما میزنند.
نه بگویید و صداقت را قربانی نکنید
دکتر صداقت، زمان را یکی از عناصر مهم در مدیریت تعطیلات آخر هفته میداند و معتقد است: زمان مولفهای محوری در رسیدن به آرامش و رشد درونی است. شما باید سود و زیان «نه گفتن» به درخواستها در تعطیلات آخر هفته را در ذهنتان بسنجید. اگر این سنجش را درست انجام دهید، خواهید دید خیلی راحت میتوانید نه بگویید. هیچوقت اجازه ندهید دیگران با کنترل از راه دور درباره شما تصمیم بگیرند. ما باید یاد بگیریم برای خودمان زندگی کنیم، نه مجری نقشی باشیم که دیگران برای ما مینویسند و ما باید اجرایش کنیم.
وی با تاکید بر صداقت در رویارویی با درخواستها میگوید: اگر واقعا وقت ندارید یا نمیخواهید در زمان درخواست شده به دعوت دوستانتان پاسخ مثبت بدهید، با صداقت بگویید: «ممنون از لطف شما، اما ما در این فرصت نمیتوانیم» ، چرا صداقت را قربانی میکنید و صرفا به دلیل اینکه دوست شما نرنجد به آن مهمانی میروید؟ چند وقت پیش برنامه جالبی درباره نه گفتن از تلویزیون پخش شد. روانشناسی به یکی از ادارات رفته بود و به کارکنان آنجا تمرین نه گفتن میداد.
صحنهای را نشان میداد که 2 همکار در اتاق نشسته بودند. یکی از آن دیگری میپرسید: شما سنتان به اینجا رسیده، چرا ازدواج نکردهاید؟ او اول نمیتوانست نه بگوید، اما وقتی تمرینهای قاطعیت را یاد گرفت، خیلی راحت به همکارش میگفت: نه! من نمیخواهم راجع به این مساله با شما صحبت کنم. شما نیز میتوانید نه گفتن را با همسرتان تمرین کنید. برای کارهایی که تمایلی به انجام آن ندارید، آنقدر نه بگویید که برایتان عادی شود.
ما وقتی نه نمیگوییم، خودمان را در شرایط خودتنبیهی قرار میدهیم. برای اینکه مدام در ناهشیارمان میگوییم من به قدر کافی خوب نیستم. بسیاری از ما بدون آنکه حتی بدانیم ذهن و روانمان را هر روز زیر شلاق خود تنبیهی کبود میکنیم. نه گفتن نهتنها برای ما، بلکه برای طرف مقابل ما هم سودمند است، به دلیل این که با صداقت رفتار کردهایم و احساسات راستینمان را با او در میان گذاشتهایم.
سفرهای که روح ندارد
آسیه شریعتمدار، کارشناس ارشد مشاوره به تعطیلات آخر هفته از نقطهنظر انسجام خانواده و تحکیم پیوندهای خانوادگی نگاه میکند: امروزه با توجه به مسوولیتها و وظایفی که هر کدام از اعضای خانواده دارند، فرصت بسیار محدودی در طول هفته برای گفتگوهای عمیق و تبادل دیدگاههایشان با هم دارند بنابراین طبیعی است که روابط آنها تحتالشعاع شتاب زندگی قرار خواهد گرفت.
شریعتمدار از اصطلاحی در خانوادهدرمانی به نام آیینهای خانواده یاد میکند. آیینهای خانواده به کار بستن همه مهارتهایی است که به انسجام درونی خانواده منجر میشود. از طرفی تعطیلات آخر هفته فرصتی طلایی برای اجرای آیینهای خانواده است. با این همه، متاسفانه بسیاری از خانوادهها ارزش واقعی تعطیلات آخر هفته را نمیدانند و ساعات و لحظات آن را مثل روزهای عادی میگذرانند.
این مشاور از معضلی به نام دور هم جمع شدن فیزیکی اعضای خانواده یاد میکند و میگوید: ما امروز میبینیم در بعضی خانوادهها سفره (به عنوان عنصر مهمی در ایجاد پیوندهای خانوادگی) مفهوم خودش را از دست داده است.
گاهی هم سفره به صورت فیزیکی وجود دارد، اما اعضای خانواده به مثابه مجمعالجزایری دغدغههای شخصیشان را دنبال میکند. از طرفی، نکته کلیدی مهار همه ابزارهایی است که به نوعی به جزیرهای شدن خانواده منجر میشود.
بحث ما در اینجا نفی هیچکدام از ابزارهای تکنولوژیکی نیست، بلکه مهار و قید و بند بستن بر آنهاست. چه بسا بدون آن که ما متوجه باشیم، تلویزیون، بازیهای رایانهای، رایانه و دلمشغولیهای دیگر ما را از هم دور میکند.
عادتهایتان را بشکنید
شاید یکی از مهمترین سرچشمههای افسردگی بویژه در شهرهای بزرگ افتادن در چرخه روزمرگی و فعالیتهای یکنواخت باشد. امروزه روانشناسان درباره آثار سوء و مخرب روزمرگی هشدار میدهند. با این همه بسیاری از عادتهای ما در طول هفته میتواند با تمهیداتی در تعطیلات آخر هفته بشکند و ما را از مرزهای افسردگی دور نگه دارد. همچنان که دکتر صداقت نیز مرحله مهمی از شکوفایی درون را تغییر عادتهای جاری میداند.
او با نقل بیتی از حافظ (از خلافآمد عادت بطلب کام که من/ کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم) میگوید: عادتها خیلی وقتها ما را به بند میکشند. گاهی حتی برنامهریزیهای منظم رشد درون ما را متوقف یا کند میکنند. فرض کنید ما یک عمر عادت کردهایم ساعت 8 صبح از خواب بیدار شویم، چرا ما نباید حلاوت بیدار شدن در 5 صبح را به خودمان بچشانیم؟ یک عمر زندگی میکنیم و یک بار در طلوع آفتاب دقیق نمیشویم.
دقیق شدن در اجزای کائنات فرض کنید طلوع آفتاب به رشد درونی من کمک نمیکند؟ البته شکستن عادتهای جاری گاهی ممکن است برای ما ناامنی بیاورد؛ اما نباید زود به آن آشیانه قدیمی برگردیم. پرندهای که به آشیانه عادت کرده است، خودش را از فیض پرواز محروم میکند. شکستن عادتها وسیله بسیار مهمی در گسترش درون و شکوفایی ذهن و روان ماست.
تعطیلات را شخصی نکنید
شریعتمدار، سندرم بعدازظهرهای جمعه (احساس سنگینی، افسردگی و خفگی) را مربوط به خانوادههایی میداند که تعطیلات آخر هفته را تلف میکنند و به بطالت میگذرانند. آنها از این فرصت نه برای دور هم بودن، درددل کردن، بیان دیدگاهها و مشکلات و نه برای تفریح، مسافرتهای کوچک و ورزش استفاده میکنند بنابراین طبیعی است بعدازظهر جمعه به حس پوچی و سرزنش میرسند، اما اگر از پتانسیل تعطیلات آخر هفته بدرستی استفاده شود، نهتنها عاملی برای ارتقای پیوندهای خانوادگی خواهد بود، بلکه با ایجاد شور، نشاط و انرژی اعضای خانواده را برای شروع هفتهای پربار آماده خواهد کرد.
اما مولفهای که این مشاور روی آن تاکید میکند، برنامهریزی است: متاسفانه ما شاهدیم که بسیاری از خانوادهها برنامه خاصی برای گذران مطلوب تعطیلات آخر هفته ندارند و گاهی میبینیم همه چیز را از منظر اقتصادی و معیشتی تعبیر میکنند (ما درآمد کافی برای بیرون رفتن نداریم... ما پول کافی برای...) در صورتی که مهارتهای گذران اوقات فراغت به هزینههای آنچنانی نیاز ندارد.
چهبسا خانوادههایی با درآمدهای بالا و با وجود هزینههای آنچنانی نتوانند به سطح مطلوبی از رضایت و آرامش در تعطیلات آخر هفته برسند و در نقطه عکس، خانوادهای فاقد امتیازهای مالی باشد، اما با برقراری پیوندها و تکاپو برای انتخاب بهترین گزینهها به سطح رضایت و خرسندی برسد.
نکته دیگری که این مشاور به عنوان چالشی در استفاده درست از تعطیلات آخر هفته یاد میکند، به نوعی میتوان آن را شخصی کردن تعطیلات نامید. تلقی بسیاری از اعضای خانوادهها از تعطیلات آخر هفته یک تلقی کاملا شخصی به دور از کارکردهای خانوادگی است.
گاه میبینیم در روز تعطیل مرد از صبح تا ظهر با اتومبیلش در پارکینگ خانه مشغول است و بعد از ناهار هم تا غروب چرت میزند، زن با ماشین لباسشویی و آشپزخانه و اجاق گاز مشغول است و بچهها نیز هر کدام به فراخور سنی و جنسیتشان سراغ دلمشغولیهایشان میروند. نتیجه شخصی کردن تعطیلات آخر هفته همان احساس رخوت و خستگی است که معمولا خانوادهها در ابتدای هفته دچارش میشوند.
شکوفه شیبانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم