حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با یک حساب سرانگشتی میتوان دریافت که تعداد جشنوارههایی با موضوع کتاب در ایران از رقم 50 میگذرد. جشنوارههایی که ناشران با نگاه به فروش بیشتر آثار خود راهاندازی کردهاند، جشنوارههایی که موضوع محورند و بیشتر سازمانها و نهادهای خاص به برپایی آن همت گماشتهاند و بزرگترین و رسمیترین آنها هم که مادر جوایز با موضوع کتاب به شمار میرود، جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران است.
این جشنوارهها هدفی واحد در میان برگزارکنندگان خود دارد و آن هم معرفی کتابهای برتر از زاویه دید خود به مخاطبان است. اما آیا برگزارکنندگان جشنوارهها توانستهاند با این کار و معرفی سالانه بیش از 150 عنوان کتاب مناسب به مخاطبان به فروش کتابهای برگزیده کمک کنند؟
غفلت ناشران دولتی
امیرحسین فردی که دبیری جشنواره شهید حبیب غنیپور و جشنواره داستان انقلاب را به عهده دارد، در اینباره میگوید: فروش کتاب بستگی به ناشر دارد. عنوان برگزیده که روی هر کتابی نقش میبندد، فضای مناسبی را برای فروش آن کتاب ایجاد میکند که استفاده از فضای به وجود آمده از وظایف ناشر است. ولی بعضی ناشران بیخبر از این برگزیده شدن به فعالیت خود ادامه میدهند. انگار که اتفاقی نیفتاده است.
از فردی میپرسیم که چرا کتابی با عنوان با <جامهای شوکران> نوشته عبدالمجید نجفی در جشنواره شهید حبیب غنیپور و کتاب سال دفاع مقدس به عنوان اثر برتر معرفی میشود، اما هنوز چاپ اول آن هم تمام نشده است؟
وی میگوید: در خصوص کتاب با جامهای شوکران بعید نیست که بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس آذربایجان شرقی از این موضوع بیاطلاع باشد. متاسفانه آنها فقط کارهای اداری را تا مرحله چاپ پی میگیرند و چون سود حاصل از فروش بیشتر نصیب آنها نمیشود، به ادامه ماجرا توجهی ندارند.
فردی تاکید میکند: اما برای ناشران خصوصی که در این کار حرفهای هم شدهاند، اعطای این عنوان فرصت مغتنمی برای فعالیتهای بیشتر و بهتر است. ناشر خصوصی در این پروسه ذوقزده میشود و کارها را با هدفی از پیش تعیین شده پی میگیرد. اما ناشر دولتی توجهی به این امور ندارد. بنابراین مطمئن باشید که ناشران در جریانهای پس از برگزیده شدن کتاب موثر هستند.
مخاطبان باهوش
حبیب احمدزاده که با کتاب «شطرنج با ماشین قیامت» در 2 جشنواره شهید حبیب غنیپور و کتاب سال دفاع مقدس به عنوان نویسنده مورد تقدیر قرار گرفته است، در اینباره میگوید: جوایز و برگزیده شدن اثری در جشنوارهها باعث فروش اولیه کتابی میشود، اما به نظر من فروش اولیه چیز مهمی نیست. مخاطبان آنقدر تیزهوش هستند که بفهمند سرشان کلاه رفته است، یا نه.
احمدزاده که چاپ چهاردهم کتاب شطرنج با ماشین قیامت را به نظاره نشسته است، ادامه میدهد: کتابی میتواند قابل اعتماد باشد که 50 سال پس از نگارش هم بتوان آن را خواند. یعنی در یک مقطع زمانی و به واسطه هیجانات عمومی کتاب فروش نکند. به واسطه کارهای تبلیغاتی حتی میتوان نظر داوران را هم عوض کرد؛ اما کیفیت کتاب و دنیایی که نویسنده میسازد باعث مقبولیت اثر میشود.
هیات داوران، نحوه انتخاب و اعتمادی که مردم به افراد انتخاب شده دارند، موضوع دیگری است که مورد توجه کارشناسان است. برخی معتقدند نوع شناخت مردم از افرادی که هیات داوران را در جشنوارهای تشکیل میدهند و اعتماد مردم به آنها، در جریانهای پس از برگزاری جشنوارهها موثر است و برخی دیگر بر این باورند که هر طیف و گروه فکری این روزها جشنوارهای دارد، بنابراین همه اقشار کتابهای مورد نیاز خود را خواهند یافت.
لجبازی در انتخاب کتاب
حمیدرضا شاهآبادی در اینباره میگوید: جشنوارههای ادبی هنگامی که از میان کتابهای منتشر شده کتابی انتخاب میکنند، قصد ایجاد انگیزه در میان نویسندگان و نشاط در میان کتابخوانان را دارند. منتها این اتفاق زمانی میافتد که مردم به برگزارکنندگان جوایز ادبی اعتماد و اعتقاد داشته باشند.
وی که تجربه برگزیده شدن در جشنوارههای ادبی را دارد، ادامه میدهد: اما اگر این احساس به وجود بیاید که برگزیدگان به علل دیگری جز کیفیت مناسب اثر انتخاب شدهاند، رفتهرفته ارزش جوایز ادبی از بین میرود و جوایز اینچنینی نمیتوانند بر جریان فروش و معرفی کتاب به مخاطبان تاثیرگذار باشند. با این حال، بزرگترین مزیت برگزاری جشنوارههایی با موضوع کتاب این است که آثار مناسب به مردم معرفی میشود.
احمدزاده هم معتقد است: هر گروه داوری سلایق خاص خود را در انتخابهایش اعلام میکند که بعضی از آنها حتی ربط مستقیم هم به کتاب ندارد. متاسفانه فرهنگ در درجه دوم قرار دارد و اصل ابتدایی در هر جشنوارهای، سیاسیکاری و لجبازی است. این لجبازی میتواند میان ارشاد با نویسندهها یا نویسندهها با ارشاد باشد. در این لجبازی هم آنچه صدمه میبیند، کتاب و کتابخوانی است.
وی تاکید میکند: داوریهای ما معمولا کمتر به دایرهای جز لج و لجبازی ختم میشود. متاسفانه هر گروه به نفع سیاستهای خود تصمیم میگیرد و این سیاستها هم بر مبنای لجبازی تعیین میشوند.
به سراغ احمد بیگدلی میرویم که کتاب <اندکی سایه> وی پس از گذشت سالها از برگزیده شدن <چراغها را من خاموش میکنم>، به عنوان اثر برگزیده در جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران معرفی شد؛ اما به زعم نویسنده هرگز نتوانست جای کتاب زویا پیرزاد را پر کند؛ اثری که در مدت کوتاهی چاپهای متعدد را پشت سر گذاشت.
وی در اینباره میگوید: من در شهرک کوچکی نزدیک نجفآباد اصفهان زندگی میکنم. بنابراین تجربهای که دارم، در همین محدوده است. همین قدر میتوانم بگویم که در نجفآباد حدود 800 جلد از این کتاب فروش رفت. این نشان میدهد که مردم از کتاب برگزیده استقبال میکنند. البته حضور من هم در این منطقه تاثیرگذار بود؛ اما به هر حال این کتاب در مدت کوتاهی به چاپ دوم رسیده است.
وقتی استقبال از اثر پیرزاد را با کتاب اندکی سایه به مقایسه مینشینیم، بیگدلی اظهار میکند: درخصوص خانم پیرزاد و کتابی که به مخاطبان عرضه کرد، نثری شیوا و روان را میتوان مثال زد که بسادگی آن رمان میافزود. این رمان شکل تازهای از داستاننویسی بود و خود این کیفیت باعث شد مردم از آن کتاب استقبال کنند. اما درباره کتاب اندکی سایه که به عنوان کتاب سال انتخاب شد، من این را مدیون همراهی و همدلی اصحاب مطبوعات میدانم که باعث مطرح شدن من و کتابم شدند.
وی در ادامه توپ را به زمین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میاندازد و میگوید: اگر وزارت ارشاد بودجهای برای خرید کتابهای برگزیده در جوایز اختصاص دهد، این کار صنعت نشر را تشویق میکند.
کمبود آییننامه
به سراغ خواجهوند، نماینده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کمیته خرید کتاب این وزارتخانه میرویم تا سیاستهای موجود را در باب حمایتهای این نهاد از کتابهای برگزیده در جشنوارههای مختلف جویا شویم. وی در اینباره میگوید: آییننامهای در این خصوص وجود ندارد؛ اما دستورالعملی داریم تا از کتابهای برگزیده در جایزه کتاب فصل تا 500 نسخه و از برگزیدگان در کتاب سال جمهوری اسلامی ایران نیز تا 1000 نسخه کتاب خریداری شود.
خواجهوند در خصوص حمایت این وزارتخانه از برگزیدگان جوایز دیگر معتقد است: ما در کمیته خرید کتاب فقط همین 2 جایزه را مد نظر داریم و به جوایز دیگر هنوز ورود نکردهایم. البته روند خریدها همه روزه تکمیلتر میشود؛ به نحوی که در سال گذشته ناشران میباید مستقیما کتاب را برای کمیته خرید ارائه میکردند؛ اما امسال و طی نامهنگاری که با آقای شجاعیصائینی، مدیر عامل خانه کتاب داشتیم؛ قرار بر این شده است که از طریق ایشان کتابهای برگزیده معرفی و خریداری شوند.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا از برگزیدگان دیگر جشنوارهها حمایت نمیشود، میگوید: ما بر این باوریم که همه این کتابها را بررسی و از میان آنها به انتخاب کتابهای فصل یا کتاب سال جمهوری اسلامی ایران اقدام میکنیم و چون در این جایزهها رتبه نیاوردهاند، بنابراین حمایت نمیشوند. ما همه کتابها را بررسی میکنیم.
امیرحسین فردی، عضو کمیته خرید کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در اینباره میگوید: در کار آقای بیگدلی ناشر مقصر صد در صد است. من خودم در وزارت ارشاد به دنبال این بودم که چرا این کتاب برای خریداری به ارشاد ارسال نمیشود. در این خصوص ناشر مقصر بوده است. با این همه، در بلند مدت مردم متوجه درست و یا اشتباه بودن انتخابی میشوند. این را هم از فروش یا تجدید چاپ اثری میتوان دریافت. چون بعدها به این نتیجه میرسند که کدام کتاب مناسب است.
احمدزاده هم با تایید سخنان فردی میگوید: بسیاری از مواقع و پس از برگزاری جشنوارهای شنیدهایم که میگویند فلان نویسنده یک کار آوانگارد خلق کرده است؛ اما اگر شیمی خوانده باشیم، میدانیم جدولی به نام مندلیف وجود دارد که در این جدول بسیاری از عناصر ثابتند و همیشه در زندگی ما تاثیرگذار هستند. تعدادی از عناصر هم وجود دارند که در حد یک میلیاردم ثانیه و آن هم در محیط آزمایشگاهی تولید میشوند و بعد از بین میروند. اینها هم به جدول مندلیف وارد میشوند؛ اما آیا نام آنها را به ذهن خواهیم سپرد؟ برخی از کتابهای برگزیده هم حکم همین عنصر آزمایشگاهی را دارند.
مرتضی نصیری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....