گفت‌وگو با منصور مهدیزاده رئیس سابق کمیته فنی فدراسیون کشتی‌

یزدانی خرم مستاجر کشتی است نه صاحبخانه

در پیچ و خم مدیریت غیرتخصصی که طی 28 ماه گذشته رتق و فتق امور کشتی ایران را به عهده دارد، راز و رمزهایی نهفته است تا آنجا که بسیاری از بزرگان و پیشکسوتان نامدار جماعت گوش شکسته را جذب و وسوسه خدمت در فدراسیون کشتی کرده است. یزدانی خرم هم از همان آغاز حضورش در فدراسیون کشتی به عنوان رئیس، حساب ویژه‌ای برای پیشکسوتان باز کرد و اولویت را به مردان باتجربه و صاحب کسوت داد و بارها بر این نکته تاکید داشت و مدعی بود در حکم صادره از سوی سازمان تربیت بدنی به او تکلیف شده که پیشکسوتان را برای همکاری با فدراسیون جذب کند و از تجربیات و راهکارهای آنها بهره بیشتری ببرد. طی 28 ماه گذشته بارها شاهد جابه‌جایی‌هایی در جمع اعضای کمیته فنی کشتی بودیم که مهم‌ترین آن با ورود محمدعلی صنعتکاران برای تصدی 2 پست کلیدی نایب‌رئیس فدراسیون و مدیر تیم‌های ملی بود که خروج منصور مهدیزاده، رفیق 40 سال پیش او از سکان رهبری کمیته فنی را در پی داشت. این جابه‌جایی چه بسا کدورت دیرینه را به نوعی، میان این دو بزرگ پیشکسوت تشدید کرد. حدود یک‌سالی از جدایی مهدیزاده و یزدانی خرم گذشته است، اما مرور عملکرد و اشتباهات گذشته می‌تواند چراغ راه آیندگان باشد. گرچه کمیته فنی دیگر نه رئیس دارد و نه مهدیزاده در مدیریت کنونی آن نقشی، اما این پیر دیر کشتی همچنان در بیرون گود هم حرف‌های زیادی برای گفتن دارد که می‌تواند از 2 بعد درونی و بیرونی، مشکلات و اشتباهات موجود در کشتی را مورد بررسی قرار دهد.
کد خبر: ۲۰۰۹۱۷

چه شد که پس از دوران کوتاه فعالیت در زمان طالقانی، یک بار دیگر وارد کار اجرایی  در کشتی شدید و با فردی که از جنس این ورزش نبود، همکاری کردید؟

یزدانی‌خرم وقتی سرپرست کشتی شد، تماس گرفت و خواستار همکاری شد، صحبت‌های او در روزهای آغازین حکایت از آن داشت که فقط می‌خواهد مدیریت و پشتیبانی کند و کارهای تخصصی و فنی را به اهلش بسپارد. وی از همان ابتدا بر این نکته تاکید داشت که من میهمان شما هستم و شما هر چه راهکار و راهنمایی بدهید من انجام خواهم داد.

در نهایت ما با چنین پیش فرضی به تفاهم و توافق رسیدیم که در مسائل فنی، هرآنچه ما تشخیص یا تصدیق کردیم انجام شود، چون او هم به این واقعیت معترف بود که از کشتی سردرنمی‌آورد و به عنوان یک مدیر پشتیبان می‌تواند مشکلات و نیازهای مادی کشتی را برطرف کند.

کارکردن با رئیسی که با کشتی سررشته‌ای نداشت، سخت بود یا راحت؟

ابتدای کار با مشکلات زیادی مواجه بودیم و مرتب سر مسائلی همچون حرمت به کسوت و جایگاه پیشکسوتان و شیوه استفاده از آنها بحث داشتیم. در شرایطی با او به تفاهم و توافق برای همکاری رسیدم که هر آنچه ما می‌گوییم انجام شود و قرار نبود وی در مسائل فنی مداخله کند؛ اما این تداخل فقط به همین جا ختم نشد و کم‌کم به تمام موارد فنی  و غیر فنی کشیده شد.

واکنش شما به این دخالت‌ها چه بود و چرا سکوت کردید؟

چون نمی‌خواستم فضای کشتی جنجالی و وارد یک‌سری مسائل حاشیه‌ای شود سعی می‌کردم حرمت همگان حفظ شود و به نوعی آبروداری می‌کردم. من دنبال پست و مقام نبودم و هدفم ساماندهی تشکیلات کشتی و بخصوص در بخش فنی بود. می‌خواستم هر کس سرجای خودش قرار بگیرد. من نیامده بودم که جاروجنجال بکنم و سر هر موضوعی جنگ و جدل داشته باشم.

در مورد حوزه‌کاری خود در کمیته فنی و اختیارات این کمیته بگویید؟

درمدتی که در کمیته فنی مسوولیت داشتم کارهای زیربنایی زیادی انجام دادیم، در حالی که در تاریخ تاسیس فدراسیون کشتی از جلسات کمیته فنی حتی یک برگ گزارش فنی در بایگانی وجود ندارد، اما از تمام برپایی جلسات کمیته فنی که به 48 جلسه در زمان من می‌رسید گزارش‌های کاملی از نتایج و مصوبات آن تهیه شد که در فدراسیون موجود است.

پس از مسابقه‌های جهانی باکو، از عملکرد ملی‌پوشان ایرانی گزارش‌های فنی تهیه و به یزدانی خرم ارائه کردم و مسوول شکست را شخص خود رئیس فدراسیون معرفی کردم که خوشایند وی واقع نشد.

چه شد عقب‌نشینی کردید و کناره گرفتید؟

کشتی به روحیات برادری و برابری و تفاهم احتیاج دارد و مدیر باید به تمام امور فنی و اجتماعی حوزه کاری خود اشراف داشته باشد.

رئیس فدراسیون که تخصص و دانش فنی ندارد به مرور زمان ماهیت خود را نشان می‌دهد. ما در کشتی اداره‌کننده هستیم. شعور فرهنگی و اجتماعی داریم، اما تفکری بر کشتی حاکم بود که نتوانست از موجودیت کارآمد حاضر در کشتی استفاده بهینه کند. وقتی متوجه شدم صداقت و روراستی در کار نیست دیگر تحمل نکردم، چرا که تمام تلاش‌های ما با وتوی آقای رئیس عقیم و بی‌نتیجه می‌ماند و تمام مسوولیت ما را با دخالت‌های خود لوث می‌کرد.

جان کلام شما این است که یزدانی‌خرم به درد کشتی نمی‌‌خورد؟

تردیدی نیست. یزدانی‌خرم مستاجر کشتی است و من و امثال من صاحبخانه. او به جای این که در مسائل فنی از نظریات ما استفاده کند خودمحور بود و در موضوعات کلیدی و فنی مداخله و تصمیم‌گیری می‌کرد. او فرصت خوبی در کشتی داشت اما نتوانست کارنامه قابل قبولی ارائه کند.

عوارض تفکرات غلط، فراری دادن افراد صاحبخانه و صاحب‌نظر از خانه خود خواهد بود. یک رئیس یا باید خودش اهل فن و کاردان باشد یا باید به مردان مجرب و کار بلد اعتماد کند و اختیارات و امکانات لازم را در اختیار آنها بگذارد. در حالی که من در فدراسیون چنین چیزی ندیدم.

و اکنون المپیک را با ناکامی پشت سر گذاشته‌ایم، فکر می‌کنید کشتی باید چه راهی را مورد توجه قرار دهد؟

احساس می‌شود پس از کارنامه ناموفق فدراسیون کشتی در مسابقه‌‌های جهانی و بازی‌های المپیک با این مدیریت، کشتی به اهداف و انتظارات مورد نظر خود دست نمی‌یابد. کشتی نیاز به مدیر تخصصی و آشنا به زیر و بم این رشته دارد. نداشتن دانش فنی و بها ندادن به نظریات مشاوران فنی و متخصص و اصرار به خود محوری شیرازه و کار را چنان در فدراسیون از هم پاشاند که ادامه چنین روندی برای ورزش اول کشورمان که می‌خواهد همچنان افتخارات گذشته را در میدان‌های بزرگ آینده تداعی و تجدید کند، به هیچ‌وجه امکان‌پذیر نخواهد بود.

چقدر ضعف کادر فنی را در این شکست دخیل می‌دانید؟

کادر فنی که کار هدایت و گزینش ملی‌پوشان را به عهده داشت، خود از درون دچار مشکل بود. کادر فنی که فاقد انسجام و همدلی بود چگونه می‌توانست تیمی متحد، با انگیزه و جنگنده را برای میدان سخت و پراهمیت المپیک ساخته و پرداخته کند.

کنار گذاشتن محمد طلایی، یکی از اشتباهات و ندانم‌کاری‌هایی بود که به بدنه تیم و روحیه تک‌تک ملی‌پوشان ضربه وارد کرد.

باید برای هدایت ملی‌پوشان از مردان فنی، متخصص و مجهز با علم روز کشتی در کسوت مربیگری استفاده می‌شد که کشتی‌گیران از آنها مطابق مقررات روزکشتی بخوبی می‌آموختند و روحیه می‌گرفتند و صاحب اعتماد به نفس و خودباوری می‌شدند؛ اما حاصل کار این مربیان تیمی بی‌روحیه و از پیش باخته بود.

کشتی‌گیران ما در المپیک از هیچ نظر آماده نبودند. همه آنها در گارد و اداره کشتی مشکل داشتند و زمانی که با حریفی پرتحرک و سرعتی مواجه می‌شدند تمرکز خود را از دست می‌دادند.

دلایل ناکامی کشتی در المپیک چه بود؟

دلایل شکست کشتی را باید از ابعاد و زوایای گوناگونی مورد بررسی قرار داد.

حضور آدم‌های نابلد که هیچ وقت هنر کشتی‌گیری نداشتند و با کشتی و کشتی‌گیران نامانوس بوده‌اند، نتیجه‌اش همین است که در پکن رقم خورد. پیش از مسابقه کسی نبود که کشتی‌گیران ما را تهییج کند و به آنها روحیه و انگیزه بدهد. کشتی‌گیران ما روی تشک خود را تنها احساس می‌کردند. ارتباط عاطفی و صمیمی بین اعضای کادر فنی و کشتی‌گیران وجود نداشت. در بعد مدیریت هم ضعف و غفلت وجود داشت، چراکه سازمان تربیت بدنی با کمیته ملی المپیک کنار آمده بود و کمیته‌ ملی المپیک هم با فدراسیون کشتی سازش کرده بود.

یک مدیر قوی از هیچ، همه چیز می‌سازد؛ اما مدیران ما همه چیز کشتی را به هیچ تبدیل کردند. حالا هم می‌خواهند مربی خارجی بیاورند. اگر این اتفاق بیفتد توهینی است به همه مردان کارکشته و صاحب فن که اگر به درستی از آنها استفاده و حمایت شود، می‌توانند کشتی را متحول کنند. تصمیمات و اقدامات مسوولان باعث دلسرد شدن و فراری دادن تمام دلسوختگان کشتی شده است. نباید سر مسائل شخصی، زحمات و شخصیت آدم‌ها را زیرسوال برد.

درباره تغییر و جوانگرایی در کادر فنی چه‌نظری دارید؟

درباره انتخاب مردان کادر فنی حرف و حدیث زیاد است. حضور آدم‌هایی از جنس معزی‌پور که به دفعات آزموده شده‌اند بزرگ‌ترین اشتباه بود. ضمن این که کنار گذاشتن محمد طلایی در کشتی آزاد و کاکا حاجی در کشتی فرنگی باعث دلسردی و رنجش تمام مربیان جوان شد.

البته شنیده‌ام فدراسیون قصد دارد کادر فنی تیم‌های ملی را ابقاء کند. پرسش این است کادر فنی که اثرات منفی داشته و کشتی را دچار بحران و غرور ملی را جریحه‌دار کرده به چه دلیلی باید بماند؟ کشتی احتیاج به یک بازسازی اساسی دارد. در کادر فنی باید در تمام ارکان و تیم‌های ملی مربیان جوان، تحصیلکرده و آگاه به علم روز از لحاظ فنی و جسور، صادق و شجاع از لحاظ شخصیتی به کار گرفته شوند.

سعید میرزا شفیع‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها