نگاهی به وضعیت کشف جرایم پیچیده در ایران‌

پلیس، شاه تبهکاران را کیش ومات کرد

کشف جرم و مجازات مجرمان در کنار پیشگیری از وقوع بزه از مهمترین اهداف دستگاه قضایی و سیستم پلیس در تمامی جوامع است و نظام‌های حقوقی تدابیر و راهکارهای ویژه‌ای را برای رسیدن به این مقصود پیش‌بینی و اتخاذ می‌کنند.
کد خبر: ۱۹۸۲۷۱

کشف جرم رابطه مستقیمی با توان پلیس دارد و هرگاه نیروی انتظامی به دلایل گوناگون دچار ضعف و کاستی شود، آمار جرایم کشف شده کاهش خواهد یافت. در این بین، ایران از جمله کشورهایی است که پلیس بالاترین میزان کشف جرم را به خود اختصاص داده است.

به گفته سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، 85 درصد جرایم به وقوع پیوسته در کشور توسط پلیس کشف می‌شود که 90 درصد آن مربوط به جرایم خشن است.

جرایم خشن، همچون قتل، سرقت مسلحانه و آدم‌ربایی از جمله بزه‌هایی است که هرگاه خبری درباره وقوع آن منتشر می‌شود، افکار عمومی بشدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد و همگان با پیگیری پرونده در امید دستگیری و مجازات مجرمان هستند. در این بین، گاه کشف جرایم با تاخیر‌های حتی چندین ساله مواجه می‌شود و در خبرها می‌خوانیم قاتلان سال‌ها پس از ارتکاب جرم به تله افتاده‌اند. در نمونه‌ای که اخیرا شاهد آن بودیم، مردی پس از قتل یک زن خانه‌دار به مدت 7 سال فراری بود و در این مدت در شهرهای مختلف زندگی می‌کرد، ولی سرانجام دستگیر شد. یا در پرونده دیگری مردی که همسر صیغه‌ای خود را کشته بود، پس از 29 ماه زندگی پنهانی بالاخره به دام افتاد. این مرد که مجید نام دارد، درباره قتل و نحوه دستگیری‌اش می‌گوید: «پس از ازدواج موقت با مینا به طمع به دست آوردن پژو 206 و پول‌های وی، به بهانه تفریح او را به مردآباد کرج کشاندم و کشتم. یک سال بعد با جعل امضا و با کمک زن دیگر، پژو را فروختم که همین مساله سبب دستگیری‌ام شد. پلیس به سراغ نمایشگاهی که معامله در آنجا انجام شده بود، رفت و از من چهره‌نگاری شد و ماموران متوجه شباهت عکس فرضی با من شدند و دستگیرم کردند.»

طولانی شدن زمان دستگیری مجرمان و بویژه قاتلان، معلول عوامل گوناگونی است که بخشی از آن به توان کارآگاهان و امکانات پلیس بازمی‌گردد. نوع وقوع جرم و مسائل حاشیه‌ای نیز از جمله علل دیگر به تعویق افتادن کشف جرم محسوب می‌شود. طبق تعاریف پلیسی، قتل‌ها به چهار نوع تقسیم‌بندی می‌شوند؛ قتل‌های پیچیده درجه یک، آن دسته از جنایاتی است که فقط هویت مقتول مشخص ولی قاتل و انگیزه قتل نامعلوم است. قتل‌های پیچیده درجه دو نیز به قتل‌هایی گفته می‌شود که نه تنها هویت قربانی معلوم است بلکه انگیزه قتل نیز در بررسی صحنه جرم مشخص می‌شود. قتل‌های پیچیده درجه سوم به آن دسته از جنایت‌ها اتلاق می‌شود که علاوه بر مشخص شدن هویت مقتول و انگیزه قتل در همان ابتدا، قاتل نیز شناسایی می‌شود. اما در این بین قتل‌هایی نیز به وقوع می‌پیوندد که قتل مرموز لقب گرفته است. در این دست جنایت‌ها، مقتول مجهول‌الهویه و قاتل نامشخص و انگیزه نیز نامعلوم است؛ ضمن این که ممکن است در آغاز تحقیقات به علت نبود آثار ضرب و جرح در جسد احتمال وقوع قتل ضعیف به نظر برسد و بعدها مشخص شود قتل به وسیله مواد سمی، شیمیایی و نظیر آن رخ داده است.

محمدحسین شاملو، بازپرس شعبه اول دادسرای امور جنایی تهران، معتقد است یک مجرم هر چند که تیزهوش باشد و با طرح و برنامه مرتکب جرم شده باشد، حتما در صحنه جرم ردی از خودش باقی می‌گذارد و اگر افرادی که پیش از نیروهای انتظامی در محل حاضر می‌شوند آثار را از بین نبرند مجرم زودتر دستگیر خواهد شد. وی درباره برخی دلایل به تاخیر افتادن شناسایی مجرمان بویژه قاتلان می‌گوید: «همکاری نکردن خانواده مقتول و عدم همکاری شاهدان یا مطلعان با پلیس و دستگاه قضایی به پیچیدگی برخی پرونده‌ها می‌افزاید در حالی که اظهارات این افراد می‌تواند در تعیین هویت قاتل و انجام چهره‌نگاری از او کمک کند.»

محمدحسین شهریاری  بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران  نیز در این خصوص می‌گوید: «در بررسی پرونده‌های مربوط به قتل، اصلی وجود دارد که به عنوان قاعده طلایی شناخته می‌شود. مطابق این قاعده حفظ صحنه جرم و جمع‌آوری اطلاعات صحیح می‌تواند به شناسایی قاتلان کمک کند. در حال حاضر وقتی مرگ مشکوک یا قتلی رخ می‌دهد ابتدا موضوع را به مرکز 110 اطلاع داده و سپس ماموران کلانتری در محل حاضر می‌شوند و به تنظیم گزارش اقدام می‌کنند که متاسفانه به خاطر نبود کارشناس اشتباه‌های زیادی در گزارش اولیه مشاهده می‌شود و حتی در موردی قتل یک زن ابتدا خودکشی تشخیص داده شد. بنابراین برای بهتر شدن آمار کشف جرم باید نیروهای پلیس که در کلانتری‌ها مشغول به خدمت هستند تقویت شوند و هرگاه مرگ مشکوک گزارش شد بازپرس حتما در محل حضور یابد و از عوامل پزشکی قانونی و تشخیص هویت کمک بگیرد تا از بروز خطا جلوگیری شود. در واقع بررسی صحنه جرم موضوعی تخصصی است که باید در مورد آن آموزش داد.»

استفاده از ابزار و تکنولوژی روز توسط برخی مجرمان یکی دیگر از عواملی است که کشف جرم را با تاخیر مواجه می‌کند. در یک نمونه پلیس اصفهان مدت‌ها در جستجوی قاتلی بود که با شلیک گلوله مردی را که از وی پول نزول کرده، به قتل رسانده بود. این مرد مدت‌ها بعد در حالی که با جراحی پلاستیک چهره‌اش را تغییر داده بود شناسایی شد ولی حاضر به پذیرفتن جرم خود نشد و سعی می‌کرد با توسل به چهره متفاوتش از زیر بار اتهام شانه خالی کند تا این‌که بالاخره تعدادی از آشنایان وی علیه‌اش شهادت دادند و او ناچار به اعتراف شد. بی‌شک علم و تکنولوژی به مثابه چاقوی دودمی است که برخی تبهکاران از آن سوءاستفاده می‌کنند.

صفر خاکی، نماینده دادستان تهران در این باره می‌گوید: «همگام با پیشرفت تکنولوژی، پلیس نیز باید به آخرین تجهیزات و امکانات مجهز شود تا رقم سیاه که همان آمار جرایم کشف نشده است، کاهش یابد. اگر پلیس، علمی و مجهز باشد آمار کشف جرایم به شدت سیر صعودی می‌گیرد. در واقع پلیس همیشه یک گام عقب‌تر از مجرمان است چرا که زمانی وارد عمل می‌شود که جرم به وقوع پیوسته و مجرم فراری شده است. حال برای پر کردن این عقب افتادن که البته کاملا طبیعی و مسلم است باید آخرین تجهیزات فنی در اختیار پلیس قرار بگیرد و اطلاعات و نیروی انسانی نیز به‌روز باشد.»

لزوم تجهیز پلیس به حدی است که تمامی کشورهای دنیا برای نیل به این هدف می‌کوشند و در تلاش هستند بهترین بهره را از دانش بشری ببرند. در یکی از تازه‌ترین تحقیقاتی که برای مجهزترکردن پلیس در انگلیس صورت گرفته، مشخص شده است اگر گروه‌های تجسس از یک نوار ژلاتینی خاص استفاده کنند، می‌توانند اطلاعات جمع‌آوری شده در صحنه جرم را تجزیه شیمیایی کنند و از این طریق به سرنخ‌های بیشتری از مجرمان از جمله جنس و نژاد آنها و حتی نوع رژیم غذایی‌شان پی‌ببرند. این ژلاتین در معرض اشعه مادون قرمز قرار می‌گیرد و به سرعت از آن نوعی عکس شیمیایی تهیه می‌شود و در مدت زمان 30 ثانیه مولکول‌های موجود در آن عکس شناسایی می‌شود.

با وجود تمام پیچیدگی‌ها و موانعی که در برخی پرونده‌ها به وجود می‌آید اکثر قریب به اتفاق مجرمان و به ویژه قاتلان سرانجام شناسایی و به قانون تحویل داده می‌شوند. شهریار  قاتلی که از سال 85 پلیس در جستجوی هویت وی بود و اخیرا توانست او را دستگیر کند، می‌گوید: «شهریور سال 85 بود که با یک آژانس تماس گرفتم و تاکسی کرایه کردم. سپس به همراه دوستم، راننده را به محلی خلوت کشاندیم و بعد از تهدید راننده و بستن دست و پای او، خفه‌اش کردیم و ماشین را دزدیدیم. مدتی بعد آن را به یکی از دوستانم فروختم و تصور می‌کردم پلیس هیچ سرنخی از من در اختیار ندارد و بعد از گذشت این مدت موضوع قتل فراموش شده است، اما بالاخره دستگیر شدم.»

به گفته سردار جعفری  رئیس پلیس آگاهی ناجا  شاخص کشف جرم در کشورهای اروپایی 35 درصد است و ایران در مقایسه با این شاخص بسیار خوب عمل می‌کند.

آنچه مسلم است این است که علاوه بر تجهیز پلیس برای بالا بردن توان نیروی انتظامی سایر نهادها و دستگاه‌ها نیز باید خود را در زمینه ناهنجاری و بزه‌ها مسوول و متعهد بدانند و همچنین شهروندان خود را همسو با پلیس بپندارند و در صورت نیاز اطلاعات لازم را ارائه دهند، چرا که بدون همکاری عموم مردم، نمی‌توان از پلیس توقعی بیش از حد داشت.

 علیرضا رحیمی نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها