«ترسم که اشک در غم ما پرده در شود/ وین راز سر به مهر به عالم سمر شود/ گویند سنگ ، لعل شود در مقام صبر/ آری شود و لیک به خون جگر شود»
سلام شترگاوپلنگهای تنهای دیار، اگر از حال ما خواسته باشید خوبیم و روزگار را میگذرانیم تا بگذرد اما نه به سختی که از قدیم گفتهاند: سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش! شما چطورید؟ شما هم در حال سختگیری هستید؟ یا مثل این موجود «تنها» که برای ما نامه نوشته با امیدواری در حال مبارزه کردن با سختیها و مشکلات هستید؟
کد خبر: ۱۹۳۱۵۶
«تنها» کسی است که در واقع پاسخنامه امیر و هستی را نوشته، ولی من با خواندن نامهاش به این نتیجه رسیدم که بهتر است در این ستون به او پاسخ بدهم:
«تنها»ی عزیز، نامهات را خواندم. این که با مشکلات عمده مالی دست به گریبان هستید، چیز تازهای نیست. لابد بهتر از من میدانی که خیلی ها، تقریبا اکثر قریب به اتفاق مردم با مشکلی مثل مشکل تو روبهرو هستند، فقط شدتش فرق میکند. میدانم که این دردی را از تو دوا نمیکند، ولی این که بدانی درد تو، با دیگران مشترک است تحمل درد را راحتتر میکند. دوست خوبم، نوشته بودی با وجود همه این مشکلات، هنوز امیدواری. راست میگویی امید تنها چیزی است که خیلی سخت از بین میرود. از من میشنوی هیچ وقت از بین نمیرود.
چون اگر از بین میرفت این همه آدم هر روز راهی کوچه و خیابان نمیشدند تا سهم امیدشان را از زندگی بگیرند. به خاطر همین دلم میخواهد، به تو بگویم به همین امیدواری بچسب و برای بر دادن و به ثمر نشستناش تلاش کن. چون این بزرگترین سرمایهای است که تو داری. سرمایهای که به این راحتی نمیتوان آن را از دست داد و کسی هم نمیتواند آن را بگیرد.
امیدواری تنها حسی است که به انسان انگیزه میدهد تا با وجود تمام شکستها، سختیها و نداشتنها باز دست روی زانویش بگذارد و برخیزد. این امید است که باعث میشود همیشه منتظر معجزهای در زندگیات باشی.
معجزهای ولو کوچک، یک خوششانسی پیشپا افتاده که گاهی اوقات تمام حال و احوال آدم را زیر و رو میکند. آن وقت تحمل مشکلات مادی شاید برایت راحتتر باشد. باز هم منتظر نامههایت هستم.
خب، این ستون بیشتر از این تحمل رودهدرازیهای ما را ندارد. پس تا بعد درود و بدرود.