به خاطر یک مشت درهم فوتبال باشگاهی را فلج نکنیم

فقط کافی بود تا سایپایی ها یک بازی را بدون جواد کاظمیان ، ستاره جوان خود برگزار کنند تا بفهمند در راه رسیدن به اهدافشان چقدر عجولانه تصمیم گیری کرده اند.
کد خبر: ۱۹۲۶۵

نارنجی پوشان تهران که چندی پیش این بازیکن آینده دار خود را در ازای مبلغ 300هزار دلار به تیم الاهلی امارات که علی کریمی را نیز در اختیار دارد، فروخته اند، بعد از گذشت فقط چند روز به این نتیجه رسیدند که در نبود این بازیکن تکنیکی با مشکلات زیادی مواجه هستند.

شکست مقابل سبزپوشان پاس و بروز مسائل حاشیه ای در تیم ، اولین دستاوردهای این انتقال نه چندان خوب بود تا بار دیگر این نکته در ذهن علاقه مندان به فوتبال تداعی شود که مدیران باشگاه های ما با گذشت چندین سال از ترنسفر بازیکن به تیم های خارجی و عدم نتیجه گیری در این انتقال ها هنوز هم با مفهوم واقعی این واژه بیگانه هستند و در عمل شاهد هستیم که هم آینده حرفه ای بازیکنان و هم موقعیت اقتصادی باشگاه ها بسیار متزلزل است.

از یک سوراخ چند بار گزیده شویم

پرداختن کلی به بحث انتقال بازیکنان بخصوص به تیم های خارجی در حقیقت همان تکرار مکررات است . در اینباره کارشناسان ، منتقدان و خاک خورده های واقعی فوتبال سالهاست که حرف می زنند؛ اما باز هم شاهد هستیم که در این رابطه باشگاه های ما چندین و چند بار گزیده می شوند و هرگز نمی خواهند از تجربیات تلخ گذشته درس عبرت بگیرند. خداداد عزیزی و کریم باقری نمونه بارز این انتقال ها هستند. کمی به گذشته بازگردید. فاصله زمانی میان سالهای 96 تا 99میلادی را کمی مرور کنید.
 
آن وقت حتما متوجه منظور اصلی نگارنده خواهید شد. 2بازیکن بزرگ فوتبال ما که همگان بر این عقیده بودند تا سالهای سال حرف اول را در آسیا خواهند زد، بسادگی هر چه تمامتر و بسرعت برق و باد تمام پله های ترقی را که پیموده بودند، پایین آمدند و حتی در جهت معکوس نیز در حال گام برداشتن هستند.
 
از این دست بازیکنان در فوتبال ما زیاد دیده می شدند؛ اما جالب اینجاست که این تجربه های تلخ نیز هرگز درس عبرت برای آیندگان و بخصوص مدیران باشگاه ها نشده است و باز هم شاهد تکرار همان اشتباهات گذشته هستیم ؛ البته در این میان یک بهانه همیشگی برای مدیران باشگاهها وجود دارد و حرف همه آنها در این رابطه بر این اصل استوار است که برای تامین هزینه تیمداری مجبور به فروش بازیکن هستیم!
فروش بازیکن به چه قیمتی
با آن که نزدیک به 2سال است که باشگاه های بزرگ ما لقب حرفه ای را به همراه خود یدک می کشند و بازیکنان فوتبال ما هم به نسبت درآمد سطح متوسط جامعه از حقوق بسیار بالایی برخوردارند، هنوز هیچگونه فعالیت آنچنانی از سوی بزرگان تیمها برای کسب درآمد بیشتر و تامین هزینه های تیمداری شاهد نبوده ایم .

اسپانسرهای مالی تیمها فقط اندکی از هزینه های گزاف تیمها را پرداخت می کنند و از درآمدهای جانبی همچون بلیت فروشی و حق پخش تلویزیونی هم که خبری نیست . چرا که طی 2-3 سال اخیر اصلا تماشاگری مثل سابق را بر روی سکوهای خاک خورده ورزشگاه ها شاهد نیستیم . بنابراین تنها راه چاره برای مدیران همان فروش ستاره هاست ؛ اما این فروختن ها واقعا باید به چه قیمتی صورت گیرد؛ آیا در این داد و ستدهای پشت پرده صنعت فوتبال به آینده شغلی خود بازیکنان هم توجهی شده است؛ اصلا خود بازیکنان تا چه اندازه از زیر و بم این انتقالها اطلاعات واقعی کسب می کنند.

متاسفانه در طی سالهای اخیر نگاه مدیران فوتبال ما به ترنسفر بازیکنان اکثرا از جهت مادی بوده تا خواسته های بازیکنان ! یک روز آنچنان تبلیغاتی را برای بازیکنان به راه می اندازند که او را از فرش به عرش می برند، روز دیگر هم به چندین هزار درهم اماراتی قانع می شوند! انتقال علی کریمی ، حامد کاویانپور، مهرداد میناوند و... و این اواخر هم جواد کاظمیان به تیم های باشگاهی امارات را باید جزو این دسته دانست . پیشتر هم باید ترنسفر منصوریان ، سامره و یکی دو تای دیگر را هم جزو این انتقال های نافرجام دانست.

اینقدر حریفانمان را تقویت نکنیم!

با این سرعتی که باشگاه های ما در انتقال بازیکنانشان به تیم های عربی و بخصوص اماراتی در پیش گرفته اند به نظر می رسد به همان سرعت در حال تخلیه تیم های داخلی و تقویت حریفان عربی خود هستیم . اگر این ترنسفرها در سالهای آینده هم ، همچنان ادامه پیدا کند آن وقت دیگر باید نسبت به همین اندک تماشاگری که در گوشه و کنار سکوهای استادیوم ها می توانیم ببینیم بی خیال شویم .

چرا که دیگر ستاره ای در لیگ داخل باقی نمی ماند تا علاقه مندان برای تماشای حرکات آنان سرما و گرما را تحمل کنند و نشستن بر روی سکوهای سیمانی ورزشگاه را بر گیرنده های تلویزیونی ترجیح دهند. باشگاه های داخلی با این عملشان ناخواسته تیمها را تا حد زیادی فلج کرده اند، چرا که در بیشتر موارد هرگز نتوانسته اند بازیکن همسطح را برای جایگزینی در اختیار بگیرند. به تیم پیروزی فعلی توجه کنید.

رفتن حامد کاویانپور و علی کریمی که این دومی یک سال زودتر فوتبال داخل را ترک کرده بود چه لطمه های جبران ناپذیری به این تیم وارد آورده است . پروین برای جایگزین کردن این 2ستاره ملی پوش ، بازیکنان زیادی را به خدمت گرفت ؛ اما هرگز جای خالی آنها پر نشد. حتی حضور کریم باقری پرآوازه ؛ ولی ناآماده هم نتوانست گره گشای کار خط هافبک سرخ پوشان باشد.
 
جالب اینجاست که خود حامد هم چوب برخی ندانم کاری های مدیران باشگاه را خورده است و در بیشتر بازیهای تیم الوصل دبی یک ذخیره تمام عیار بوده است ! سایپایی ها هم که همین حالا از فروش کاظمیان به الاهلی ناراحت هستند و این احتمال وجود دارد که این انتقال تا اندازه زیادی از نظر روانی هم به کار سایر هم تیمی های سابق این جوان موفق تاثیر منفی بر جای بگذارد؛ البته در برخی از جابه جایی های داخل کشور هم می توان رد پای سوئ مدیریت و نداشتن تفکر لازم را مشاهده کرد.
 
نمونه بارز این ادعا به حضور یحیی گل محمدی در ترکیب این فصل تیم پیروزی برمی گردد. بازیکن محجوب و دوست داشتنی فوتبال کشورمان که با فولاد و تیم ملی تولدی دوباره داشت ، تحت هیچ شرایطی در دیدارهای این فصل لیگ برتر آن بازیکن تیم ملی 2-3سال پیش نبوده است.
بازیکن را به زور نگه ندارید

برخلاف تمام موارد مذکور گاهی اتفاق افتاده که نگه داشتن یک بازیکن در تیم برخلاف تمام پیش بینی های گذشته کاملا به ضرر تیم از آب درآمده است . روزی که علیرضا نیکبخت واحدی جوان تکنیکی و آماده آبی ها به اتفاق مانوسی فر برای شرکت در تمرینات تیم آتلتیکو مادرید اسپانیا راهی مادرید شد، بسیاری بر این عقیده بودند که دیگر نباید این بازیکن را در استقلال نگه داشت .
 
این عده معتقد بودند، نیکبخت با لمس دنیای پرزرق و برق فوتبال حرفه ای اسپانیا دو هوایی شده است و فوتبال داخل کشور را در حد و اندازه های رسیدن به نهایت آرزوهایش نمی داند. نیکبخت بنابردلایلی نتوانست به این تیم بپیوندد و چند ماه بعد هم از سوی برانکو از حضور در تمرینات تیم رایووایکانو نیز منع شد تا هر روز راه پسرفت را در پیش بگیرد. مهدی شیری بازیکن تکنیکی و جنجال برانگیز برقی های شیرازی را هم باید جزو این دسته از فوتبالیست ها دانست .
 
بازیکنانی که در تیم فعلی اشباع شده اند و نشستن برروی نیمکت ذخیره های یک تیم بزرگ را بر بازی در موقعیت فعلی ترجیح می دهند! در واقع نگه داشتن اجباری چنین بازیکنانی یک سم بزرگ برای تیمهاست . چرخه زندگی فوتبالی ما همچنان در حال حرکت است .
 
این حرکت گاهی تند و در برخی موارد هم کندتر از حد انتظار به سمت جلو گام برمی دارد. تنها چیزی که در این میان هرگز برنخواهد گشت ، زمان و فرصتهای طلایی است که از دست رفته اند. ای کاش همه فوتبالیست های ما هم ، همچون دایی ، مهدوی کیا، رحمان ، هاشمیان و... به جای شانه خالی کردن از سختی های دنیای حرفه ای و حضور در فوتبال تنبل کشورهای عربی کمی دگراندیشی داشتند و به آن دوردست ها نگاه می کردند و صد البته ای کاش مدیران باشگاه های ما هم دوراندیش تر از بازیکنان جوانی بودند که به 100یا 200هزار دلار قانع هستند تا همچنان استعدادهای نابشان نهفته باقی بماند!
علی رضایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها