حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با توجه به تحلیلهای ارائه شده، اجلاس ژنو چه دستاوردهایی برای جمهوری اسلامی ایران داشت؟
علاءالدین بروجردی: در مجموع سیاستهای هستهای ایران، مذاکره از جایگاه ویژهای برخوردار است و برای تحقق منافع ملی کشورمان و حل معضلات موجود، انجام مذاکره را در سطح بالا به عنوان یک مبنای منطقهای پذیرفتیم و انجام دادیم. با توجه به این که مراحل گذشته را طی کرده و از این فناوری (انرژی صلحآمیز هستهای) برخوردار هستیم، این واقعیت را نیز کشورهای 1+5 پذیرفتند حتی آمریکا که قبلا شرط تعلیق را مطرح میکرد، بدون پیششرط در مذاکرات حضور یافت و این میتواند آغاز راهی برای بحثهای جدی با هدف دستیابی به تفاهم باشد.
برای آمریکا به عنوان یک کشور بزرگ سخت است که بپذیرد در سیاستهای خود نسبت به ایران تغییری داده، اما تمامی تحلیلگران جهان و نظارهگران نسبت به رویکرد جدید آمریکا مبنی بر اولین حضور در مذاکرات، اعلام کردهاند که این اقدام، تغییر در سیاست آمریکا در این عرصه است و واقعیت هم همین نکته است.
قبلا آمریکاییها حاضر نبودند در مذاکرات حضور پیدا کنند و این کاندولیزا رایس بود که اولین گام را برداشت و نامه وزرای خارجه 6 کشور را امضا کرد و در گام دوم نیز معاون وی در مذاکرات حضور یافت.
این یک اقدام انجام شده و به ثبت رسیده است، حتی اگر آمریکاییها بخواهند در دورههای بعدی مذاکرات حضور نیابند، سد شکسته و مسیر طی شده است و آمریکا باید این واقعیت را بپذیرد که راه خروج از وضعیت فعلی مذاکره است.
فضائلی: ارزیابی دقیق در این سطح باید در یک روند صورت بگیرد و نمیشود ارزیابی دقیقی ارائه کرد. بیشتر ارزیابیها و تحلیلها از حضور نماینده آمریکا در این نشست ناظر بر این است که آمریکاییها از موضع خود عقبنشینی کردند، زیرا آنها تاکید کرده بودند اگر غنیسازی متوقف نشود آنها با ایران مذاکره نمیکنند.
نماینده آمریکا در نشست ژنو شرکت کرد و آنها ابتدا اعلام کردند که تنها ناظر خواهند بود، ولی ویلیام برنز در گفتگوها شرکت داشته و نظرات خود را ارائه کرده است. آمریکاییها عقبنشینی کردند، اما این تغییر موضع راهبردی و حتی تاکتیکی نیست.
علایی: نشست ژنو یک موفقیت برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. آمریکاییها از قبل اعلام کرده بودند که بدون تعلیق غنیسازی از سوی ایران مذاکره نمیکنند و پذیرفتند با حذف این شرط در مذاکرات شرکت کنند و ویلیام برنز نفرسوم وزارت امور خارجه را که دارای سطحی نسبتا بالاست، به ژنو فرستادند و این نشان میدهد آمریکاییها نسبت به مواضع قبلی انعطاف نشان دادهاند.
به نظر میرسد آمریکاییها طرحی را در ذهن خود دارند که بر اساس آن عمل میکنند و نفس حضور آنها نباید خوشبینی زائدالوصفی ایجاد کند و در شرایط کنونی که آمریکا در حال آرامسازی خاورمیانه است و از هر نوع اقدامی که بتواند بیثباتی و تشنج را در خاورمیانه بکاهد، استقبال میکند.
در مورد مساله هستهای ایران، طرحی که آنها در ذهن خود دارند این است که ایران را در طرحی گام به گام در مسیر تعلیق غنیسازی به حرکت درآورند.
مذاکرات ژنو از یک دیدگاه، عقبنشینی آمریکا محسوب میشود، اما از سوی دیگر از عواقب دامی که آمریکا در این زمینه پهن کرده باید باخبر بود.
با این اوصاف پیشبینی شما از چگونگی مرحله دوم مذاکرات چیست؟ فکر میکنید مذاکرات دشواری پیشرو داشته باشیم یا خیر؟
بروجردی: تفاوت این دوره با دوره قبل آن است که طرفین دارای بسته پیشنهادی هستند و دیگر مذاکرات یکسویه نیست که آنها موضعگیری میکردند و این روند نادرست استمرار مییافت. در مقطع فعلی در مقابل پیشنهادهای آنها، پیشنهادی ارائه کردهایم و این عاملی مثبت است و طرفین نشستهاند تا نسبت به نقاط اشتراک به توافق برسند و در مورد نقاط افتراق نیز بحث کنند و راهکاری بیابند.
فضائلی: اساسا موضوع هستهای ایران اگر چه در نفس خود موضوع سادهای است و تقریبا هیچ پیچیدگیای ندارد، اما با توجه به مواجههای که 1 + 5 از ابتدا داشته، بنای آنها این نیست که موضوع به راحتی حل شود. نمیتوان انتظار داشت در مسیر هموار به نتیجه برسد و این مساله ادامه خواهد داشت.
علایی: مساله هستهای ایران پیچیده و غامض است و نباید انتظار حل و فصل فوری آن را داشت. باید گام به گام و تدریجی جلو رفت. آمریکاییها از تمام فرصت استفاده میکنند و اگر مسیر مذاکره را گامی مثبت تلقی کنند این روند را ادامه میدهند.
ایران همیشه از مذاکرات استقبال کرده است و اگر 1+5 بخواهد از این طریق به تفاهم برسد ایران آمادگی دارد و حضور آمریکا به عنوان عضوی از شورای امنیت سازمان ملل که دارای حق وتوست، بلامانع است. از نظر ایران حضور آمریکا مشکلی نخواهد داشت.
فکر میکنید با توجه به موضعگیریهای بعد از اجلاس ژنو، مقامات آمریکایی و اروپایی ادامه الگوی همکاری را در دستور کار قرار دهند یا راهبرد تهدید و فشار را اتخاذ کنند؟
بروجردی: در مساله هستهای تهدید بخشی از سیاست است و نمیتوان گفت مذاکرات آسانی را پیشرو داریم. چنین نگاهی غیرواقعبینانه خواهد بود؛ اما در همین سختیها میتوان به نتیجه مناسب و تفاهم برای دستیابی به هدفی مشترک رسید.
اگر آمریکاییها تحت فشار صهیونیستها قرار بگیرند روند حضور در مذاکرات را ادامه نخواهند داد. آمریکا باید پیش از آن که به فکر منافع صهیونیستها باشد به منافع خود فکر کند.
فضائلی: آمریکاییها ضمن این که در رفتار خود عقبنشینی کردند به گونهای به دنبال آن هستند که جایگاه برتر خود را حفظ کنند. اگر آمریکاییها در گفتگوهای بعدی شرکت نکنند باید دلیل قانعکنندهای ارائه کنند در غیر این صورت نشان از نوعی بیبرنامگی و سردرگمی در سیاست خارجی آمریکا خواهد بود.
اگر آنها با این هدف آمده باشند که بعدا ازآن به عنوان ابزاری علیه ایران استفاده کنند نشان از عدم حسن نیت آنها خواهد داشت و این مساله را مورد تایید قرار خواهد داد که هدف آنها از مشارکت در مذاکرات برای حل کردن موضوع نبوده است.
اگر چه حضور نماینده آمریکا در این دور گفتگوها برجسته شد، اما از طرف ایران حضور نماینده آمریکا خیلی مهم تلقی نشد. از نظر ایران مهم نیست چه کسی در گفتگوها شرکت میکند.
جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان بحث تعلیق غنیسازی را نخواهد پذیرفت و اگر تحریمها نیز ادامه یابد بنا بر اذعان تحلیلگران غرب و مقامات رسمی آنها این راهحلی نیست که منجر به رسیدن آنها به این هدف شود که ایران دست از غنیسازی بردارد.
اگر بخواهند مسیر تحریم را ادامه دهند هیچ نتیجهای نخواهد داشت و البته هزینههایی را داشته و وارد کرده، اما در حدی نبوده که ایران را از حق خود باز دارد.
علایی: به نظر نمیرسد که اروپاییها بدون آمریکا در مذاکرات با ایران به نتیجه برسند، زیرا آنها تصمیمگیرنده نهایی نیستند و مساله هستهای ایران موضوعی نیست که در مذاکره با اروپاییها حل شود. این مساله، مساله ایران و آمریکاست و چنین احساسی در طرفین وجود دارد.
آمریکا احساس میکند اگر بخواهد گامی بردارد که سریعتر موضوع هستهای ایران به نتیجه برسد باید با ایران طرف مذاکره شود و این احساس نیز در آن وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران نیز برای تامین و حفظ منافع خود مایل به انجام مذاکرات است.
اگر آمریکاییها احساس کنند که مسیر دیپلماسی تنها گزینه موفق است، مجدد به مذاکرات باز خواهند گشت، هرچند آنها برای همیشه مسیر فشار علیه ایران را نیز دنبال میکنند و هرگز آن را حذف نخواهند کرد.
فشار و مذاکرات 2 گام همسو با هم تلقی میشود. آمریکا در مذاکرات بهانه کافی برای اعمال فشار بیشتر به ایران و قانع کردن دیگر اعضا برای اعمال فشار را دارد، اما این به دیپلماسی ایران بستگی دارد که چگونه اجازه اعمال تحریمهای بیشتر را ندهد.
نظر شما در مورد این تحلیل که ایران مدیریت جدیدی را در پرونده هستهای اتخاذ کرده چیست؟
بروجردی: در وضعیت جدید بر خلاف گذشته جمهوری اسلامی ایران یک بسته پیشنهادی را طراحی و ارائه کرد و این اقدام برای نخستین بار است که صورت میگیرد. این گام یک موازنه مثبت بود و میتواند ایجاد شود و اگر خوب مدیریت شود به نتیجه بخش بودن آن کمک خواهد کرد.
فضائلی: مدیریت جدیدی نیست. ایران مدت زیادی است که بحث آژانس و مذاکرات سیاسی را به موازات هم دنبال میکند. در مقطعی تصور این بود که پیشرفت داشته باشیم و در دورهای معکوس بود و هر چه با آژانس همکاری داشتیم و پیشرفت میکردیم در مذاکرات سختگیری بیشتری صورت میگرفت بویژه بعد از قطعنامه پاریس تا بهار 84 .
ولی از مقطعی که موضعمان را تغییر دادیم و مشخص شد که طرفهای غربی و اروپایی دنبال حل مساله نیستند و بحث آنها بحث اعتماد نسبت به صلحآمیز بودن فعالیتهای ایران نیست، ایران در حقیقت با وقفهای، فعالیتهای خود را با آژانس در قالب مدالیته تصویب کرد و یک مسیر روبه جلو را در بخش فنی و حقوقی طی کرد و در آن مقطع طرفهای مذاکرهکننده احساس کردند دستشان خالیتر از قبل است و مستمسکی قوی نداشتند تا این که در این اواخر البرادعی بحث مطالعات ادعایی را مطرح کرد و آنها شروع به مانور دادن بر این مساله کردند.
ایران ضمن تداوم همکاری تاکید کرده است مساله پرونده از لحاظ فنی و حقوقی مشخص شود و در بخش سیاسی نیز تلاش میکند با حسننیت و گفتگو موضوع را حل کند.
علایی: ارزیابی مدیریت نیازمند وقت مبسوطی است. در هر صورت ایران به تلاشهای خود ادامه میدهد، اما برخی اقدامات به مدیریت طرف مذاکرهکننده ایران باز میگردد. آنها مدیریتی را در مساله هستهای ایران اعمال میکنند که به نفع خودشان باشد و به گونهای گام برمیدارند که منافع خود را به جلو ببرند. حضور در مذاکرات را نیز میتوان از این زاویه تلقی کرد.
بسیاری از این اقدامات به این دلیل است که آمریکا مسیری جز مذاکره و تحریم ندارد و از هر دو ابزار نیز استفاده خواهد کرد.
دیپلماسی مذاکره نیز جزو سیاست ایران بوده و همواره از آن پیروی کرده است. این آمریکا و اروپا بودهاند که از میز مذاکره کنار میرفتند. سیاست اصولی مذاکره نیز دنبال کردن کارهایی از طریق تفاهم است و این روش در شرایط کنونی موثر خواهد بود.
فاطمه تیمورزاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....