نگاهی به حضور دوبلور‌ها در حوزه‌های غیر دوبله‌

دوبلور یا مجری؟

در چند سال اخیر، به لطف بر‌نامه‌های بی‌شماری که اخیرا و به مناسبت‌های مختلف در مورد دوبله و دوبلور‌ها ساخته شده، به تدریج چهر‌ه دوبلور‌ها برای بسیاری از تماشاگران فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی، شناخته شده است. اما در سال‌های دور بیننده‌ها تقریبا به جز جلال مقامی که مجری دیرپای تلویزیون در برنامه «دیدنی‌ها» بود، کمتر کسی چهره گویندگان را از نزدیک دیده بود.
کد خبر: ۱۸۹۷۶۲

 البته بعد‌ها به نوعی این عدم حضور جبران شد. بهرام زند در دهه هفتاد، مجری برنامه‌ای به نام «حافظه برتر» شد که به سبک و سیاق یکی از برنامه‌های بی بی سی ساخته ‌می‌شد.

 افشین زینوری و بهمن هاشمی  سراغ اجرای برنامه‌های مختلف در تلویزیون رفتند و هاشمی البته این کار را در شبکه تهران ادامه داده است. منوچهر والی‌زاده مدتی در رادیو پیام مجری بود. مرحوم نوذری نیز در راه شب‌های رادیو حضور داشت. حسین عرفانی و شهلا ناظریان نیز تجربه مجری‌‌گری در یک مسابقه تلویزیونی را داشته‌اند و اگر اشتباه نکرده باشم، به همراه اصغر افضلی در برنامه «صبح جمعه با شما» در رادیو نیز فعالیت داشتند. نگین کیانفر نیز مجری یک برنامه تلویزیونی بوده است. اگر بخواهیم به این جمع، مجری‌گری در برنامه‌ای پیرامون دوبله را نیز اضافه کنیم، باید از ناصر ممدوح نیز نام ببریم که امسال در ایام نوروز مجری چنین برنامه‌ای بود.

 در کنار این نام‌ها، باید به دوبلور‌هایی نیز اشاره کرد که سابقه بازیگری در سینما و تلویزیون را هم داشته‌اند.
مرحوم نوذری، جلال مقامی، منوچهر والی‌زاده، منوچهر اسماعیلی (فیلم به نمایش در نیامده «شب‌های زاینده‌رود»)، مرحوم کنعان کیانی، مرحوم فرزان و دیگران. به تمامی این‌ها باید به استفاده از صدای دوبلور‌ها در تیزر‌های تلویزیونی و آنونس‌های مختلف تلویزیونی و سینمایی اشاره کرد.

در برخی موارد، دلیل عمده حضور دوبلور‌ها در حیطه‌ای به جز حیطه اصلی کارشان، رکود دوبله در سال‌های گذشته بوده است. در همان سال‌های ابتدایی دهه 1360 که بنیاد سینمایی فارابی به صدا‌برداری سرصحنه بها داد و «تنوره دیو» ساخته کیانوش عیاری عنوان اولین فیلم صدا‌برداری سر صحنه، بعد از انقلاب را به خود اختصاص داد؛ به تدریج حجم زیادی از فیلم‌های ایرانی به سوی صدای سر صحنه میل پیدا کردند و درصد زیادی از کار دوبلاژ و دوبلور‌ها به تلویزیون، منتقل شد. به این ترتیب بحرانی در کار دوبله ایجاد شد و لاجرم بسیاری از دوبلور‌ها به سوی حوزه‌هایی غیر از تخصص همیشگی خود رفتند. برخی نیز به دلایل شخصی و علاقه به کار «تصویر» به جای پشت صحنه، در جلوی صحنه و بر پرده` تلویزیون و (به ندرت) سینما ظاهر شدند. پرسشی که پس از حضور پاره‌ای از دوبلور‌ها در حیطه‌های غیر‌تخصصی‌شان، در ذهن علاقه‌‌مندان دوبله و طبعا نگارنده، به‌وجود آمد این بوده که آیا این حضور به نوعی باعث در ‌هم شکستن ذهنیت‌ آرمانی ما از این یا آن صدای شاخص این یا آن دوبلور خاص نمی‌شود؟ چه بخواهیم و چه نخواهیم، صدای هر یک از این بزرگان دوبله در پس ذهن ما یک تصویر خیالی، یک نوستالژی فردی و یا یک خاطره ازلی ابدی ایجاد کرده است. پرسش این‌جا است که آیا زمانی که مثلا صدای همفری‌بوگارت را  روی تبلیغ یک محصول غذایی می‌شنویم، (با تغییری کامل در ترکیب، تونالیته و حجم صدا، آن هم در حالی که به تبع فضایی که آن تبلیغ می‌طلبد، صدا شکلی کمیک پیدا کرده) آیا دیگر هیچ خاطره‌ای از صدای آن بازیگر در ذهنمان پایدار خواهد ماند؟

به نظر می‌رسد که ندیدن چهره دوبلور‌ها در سال‌های دور، یک حسن همیشگی با خودکرد تصویر‌سازی ذهنی ما را حفظ می‌کرد؛ به این معنا که هر دوبلوری به عنوان گوینده ثابت یک بازیگر خاص شناخته می‌‌شد و در یک تداعی معانی درونی، همواره «این» صدا را با «آن» تصویر یکی می‌پنداشتیم. به زبان دیگر نوستالژی شخصی ما به این ترتیب شکل می‌گرفت و تا سال‌ها بعد، هر بار که آن صدا را می‌شنیدیم، برایمان تصویر همان بازیگر تداعی می‌شد.
شاید بر این اساس بود که در دوبله این امر به یک قانون غیر قابل تغییر (بیش‌تر در تلویزیون) تبدیل شد که اگر یک دوبلور به جای یک بازیگر حرف می‌زد، همواره تلاش می‌شد که در فیلم‌ها و یا سریال‌های  آن بازیگر از همان دوبلور ثابت استفاده شود. نمونه‌‌ها بسیارند: مرحوم ناظریان به جای چارلز برانسون، چنگیز جلیلوند به جای مارلون براندو و پل نیومن، منوچهر اسماعیلی به جای گریگوری‌پک و...

 در واقع آن‌چه که در این‌جا به عنوان دلیل اقامه می‌شود، جنبه‌ای کاملا درونی و شخصی دارد، یعنی دوستداران دوبله، بر اساس خاطره‌هایشان مایلند که هیچ‌گاه تصویری از دوبلور‌های مورد علاقه خود را به‌جز در حیطه حرفه‌ای‌شان نبینند. هر چند که تجربه نیز در مواردی ثابت کرده  که دوبلور‌ها تقریبا همیشه و صرفا در حوزه کاری خود توانسته‌اند آثار قابل توجهی بر جای بگذارند. هر چند که اجرای رادیویی برخی از دوبلور‌ها مانند مرحوم نوذری که تبحرش در اجرا‌های برنامه‌های جمعه‌ها صبح در رادیو (چه پیش و چه بعد از انقلاب) زبانزد بوده است. ایشان چه در اجرای برنامه «مسابقه هفته» و چه برنامه «راه‌شب» نشان از یک مجری مسلط و آگاه به فنون اجرا داشت. به دلیلی شاید بسیار روشن چرا که مرحوم منوچهر نوذری، تجربه‌های تئاتری فراوانی داشت و همچنین تجربه فیلم‌سازی را در کارش سراغ داریم. او شاید تنها نمونه منحصر به فردی از یک بازیگر تئاتر و سینما است که صدای جادویی‌اش بر روی چهره‌هایی هم‌چون جک لمون و دنی کی هیچ گاه از ذهن علاقه‌مندان به صدای او پاک نخواهد شد. به طور یقین اجرای بی‌نظیر او در رادیو و تلویزیون را به خاطر دارید. او اجرا را بازی می‌کرد، کاری دشوار که برای بسیاری از آنهایی که در حوزه اجرا، تجربه داشته‌اند، کاری است سهل و ممتنع.

امیر محمد صادقی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها