این اثر را گروهی از نویسندگان به نگارش درآوردهاند و نام یکی از صاحبنامان در کارگردانی را بر جبین خود ثبت کرده است.
ساخت آثار تلویزیونی، با رویکرد تبلیغ برای سازمان، مرکز یا گروهی خاص، با وجود سابقه و پیشینهای که دارند، همیشه با سختی و فراز و فرودهایی روبهرو بوده است. این معضل، اگر چه در تولیداتی که با ساختار سخنرانی، میزگرد ترکیبی و یا حتی تا حدودی مستند، کمتر بهچشم میآید، لیکن در ارتباط با قالب نمایشی وضعیت حاد و پیچیدهتری مییابد.
در میان تولیدات انبوهبخش اول، تبلیغات به شکل مستقیم، در لابلای برنامه و به شیوههای گوناگون انجام میگیرد و گاه مشخصات سرمایهگذار که پرداخت جوایز و یا هزینه تولید برنامه را پذیرفته، اعلام میشود. به عنوان مثال، شمار قابل توجهی از تولیدات در قالب مسابقه و یا با موضوع ورزش به همینگونه اقدام میکنند. در چنین وضعیتی، شیوه مستقیمگویی نه تنها مذموم نیست، بلکه تمهیدی منطقی، تلقی میشود. به گونهای که گسستی در تداوم ارتباط مخاطب با برنامه نیز، ایجاد نمیکند. این معادله، درباره ساختار نمایشی با همان رویکرد، موقعیت دیگری مییابد.
در اینگونه آثار تماشاگر، به قصد تماشای داستان، روبهروی قاب تلویزیون قرار میگیرد. از اینرو، تبلیغ برای سازمان و یا کالای خاص، باید بهگونهای سامان پذیرد که در مخاطب این احساس بوجود نیاید که از سوی سازندگان اثر، با او رفتار دوگانهای، صورت میگیرد.
از میان تولیدات نمایشی گذشته که عنصر تبلیغ، بهگونه پررنگ و افراطیای در آن آشکار بود، میتوان به باغ مظفر اشاره کرد و از آثاری که هم اینک، با چنین گرایشی، روی آنتن تلویزیون قرار دارد، باید از جاده در دست تعمیر و کارآگاهان یاد کرد که به بازنمایی تلاشهای ایثارگرانه ماموران راهنمایی و پلیس و نمایاندن قدرت و سرعت و تدبیر آنان، برای حاکمیت نظم و قانون میپردازد.
قسمتهای پخش شده، همچنان، در همان محدوده معرفی شخصتها جلوهافکنی کردهاند. ویژگی هر کدام از آنها، از نظر طبقه و خاستگاه اجتماعی و اقتصادی مطرح شده، با پایان این وضعیت، آنگاه باید به انتظار بخشهای اصلی داستان، بنشینیم. تاکنون دریافتهایم که قرار است از سوی سازمان، جهت استخدام نیروهای جدید، به افرادی آموزش داده شود. برای این منظور فراخوانی انجام گرفته، از این میان پسر عنایت و فردی که قرار شد از سوی او مورد حمایت فکری قرار گیرد، خواستگار سمیرا و دو سرباز از زمره کسانیاند که کارت حضور در این امتحان را گرفتهاند در این فضا، ارتباط سمیرا و خواستگارش بیشتر در کانون توجه، بوده است. داستان نیز با ماجرای عاشقانه این دو پیریزی میگردد. پسر جوانی به عشق سمیرا، دختر مورد علاقهاش، در بالای ساختمانی 18 طبقه قرار گرفته، تهدید میکند در صورت عدم پاسخ مثبت برای ازدواج از سوی خانواده وی، خودکشی خواهد کرد. در حالیکه با دخالت عنایت یکی از ماموران شجاع و وظیفهشناس آتشنشانی، انتظار میرود ماجرا پایان یافته قلمداد شود، اما با تماشای صحنههای بعد در مییابیم که سکانس آغازین، قرار است حداقل یکی از بسترها برای بیان روایت و مضمون اصلی یعنی نشان دادن قدرت و قوت سازمان آتشنشانی و احتمالا طرح نکات و مسائل آموزشی، باشد.
داستان شروع جذابی دارد، چنین آغازی با خلاقیت کارگردان، تماشاگر را علاقهمند میکند تا با اشتیاق ادامه وقایع را دنبال کند. این گرایش تا آنجایی که عنایت نزد مدیرعامل، رفته پس از انتخاباش به عنوان مسوول آموزش و سپس تعامل وی با پدر سمیرا و پرسوجو درباره علت مخالفت وی با ازدواج دخترش با پسر مورد نظر ادامه مییابد.
با دعوت از خواستگار سمیرا از سوی عنایت برای شرکت در دوره آموزشی این میل روند کند و تاملبرانگیزتری به خود میگیرد، به گونهای که وارد شدن عملیات 125 در چنین سکانسی، نمایشگر آن است که از نظر داستانی و بخصوص در ارتباط با شخصیت و تیپها، نباید انتظار پرداخت دراماتیکی خلاقانهای را داشته باشیم.
کاسته شدن از جلوههای جذاب داستانی اثر به علت قابل پیشبینی بودن آینده شخصیت و وقایع اصلی است. با درنظرگرفتن رویکرد تبلیغاتی عملیات 125، روشن است که خواهان دختر با پذیرفتن و موفقیت در دوره آموزشی ضمن بازیابی سلامتی کامل خود، به وصال دختر مورد علاقهاش دست خواهد یافت. افزون بر این به جهت همان مختصاتی که در ارتباط با داستان برشمردیم، فیلمنامه بحران، گرهافکنی، گرهگشایی و نقطه اوج دلچسبی را پیش رویمان قرار نخواهد داد و از همینروست که به نظر میآید مخاطب رغبت چندانی برای پیگیری تمامی وقایع و ماجراها را نداشته باشد. این نظر و کاستی را میتوان در مورد دیگر شخصیتها و رخدادهای مربوط به آنان تعمیم داد.
مجموعه داستانی عملیات 125 از نظر موضوع، سوژهای را دستمایه خود قرار داده که در آثار نمایشی داخلی، کمتر به آن پرداخته شده است. توجه به مسائل در حوزه حریق و اطفای آن به این جهت ضروری ارزیابی میشود که یکی از حوادث همیشگی، زیانبار و محتمل در زندگی شهری و مدرن امروز همین مقوله است.
ساختار معماری، افزایش آسمانخراشها و فشردگی جمعیت و نزدیکی آنها با عوامل خطرزا، نظیر برق و گاز و از این قبیل و گسترش حوادث در ارتباط با حریق در کشورمان، همواره لزوم ساخت تولیداتی با هدف فرهنگسازی و آگاهیبخشی در این زمینه را غیرقابل اجتناب ساخته است. به موازات آن و به همین جهت، همیشه در حیطه مسوولیتهای آتشنشانی، حوادث و وقایعی به وقوع پیوسته است که میتوانند از نظر محتوایی آموزنده و راهگشا باشند.
در چنین موقعیتی آنچه بر تعمیق و تداوم ارتباط مخاطب با اثر خواهد افزود تجربههای بکر و به روزی است که در محدوده فعالیت سازمان آتشنشانی و واقعیتهای جامعه نمایانده خواهد شد و یا پیامگیران را نسبت به امکانات توانمندی و وظایف سازمان که مغفول مانده، کمتر مورد توجه قرار گرفته است، آگاهتر خواهد کرد.
محمدرضا کریمی