دلا نزد کسی بنشین که کیسه کیسه زر دارد
بکش پشت کسی کیسه که چرک او گهر دارد
نه هر ظرفی شکر دارد، نه هر جیبی گهر دارد
بسا کله که از پوکی، تو گویی مغز خر دارد
پدر را محترم میدار و بشنو ای پسر از من
نصیحتهای پر سودی که در خود مستتر دارد
دوان ریشه تو در ثروت، به جای شاخ و برگ و بر
درختی که ثمر دارد، همش خوف از خطر دارد
در این وضعی که تومانها بود خرج «سی تی اسکن»
کسی جان میبرد سالم که از «اسکن» سپر دارد
رفیقی گر که میخواهی، بخواه اما نه دانشمند
که با اهل خرد بودن، هزاران دردسر دارد
رفاقت کن تو با شخصی کز او چیزی به تو ماسد
همان خرپول خوش خرجی که سیم و زر به بر دارد
برای خواستگاری هم مرو جایی که میبینی
سبیل اندر سبیل آنجا زری کاکل پسر دارد
چرا؟....چون که اگر فرضاً پدر زن جان (نخوان زنجان)
کنی تب تو، بمیرد او؛ به ارث تو ضرر دارد
زنی بگزین برای خود که وضع مالیاش توپ است
علیالقول قدیمیها: خودش دست بخر دارد
خلاصه، ای پسر جانم! بود فعلا همینها بس
عمل کن تا نپندارم عزیزم گوش کر دارد
بدان قدر مرا افزون که زیر گنبد گردون
امید یک چنین بابا، دل هر بی پدر دارد!
رضا رفیع