گرچه تاکنون در مذاکرات رسمی توجه واقعی به این مساله نشده ولی سایه موضوع آوارگان فلسطینی روی هر گونه مذاکرات آتی صلح سنگینی خواهد کرد. تعیین مرز میان دولت فلسطین و اسرائیل بسیار دشوار است ولی تعیین این مرز اساسا به سرزمینهایی که قابل مبادله است، بستگی دارد.
از سوی دیگر با توجه به شهر بیتالمقدس، معنای نمادینی از سرزمین نیز به ذهن متبادر میشود. علاوه بر این مساله آوارگان به مردمی که خواستار حق تصمیمگیری هستند نیز مرتبط میشود. 750 هزار نفر آواره سال 1948 با اسکان در دیگر کشورهای عربی مخالفت میکنند. اغلب فرزندان آنان نیز در این نگرش با آنان شریک هستند.
از نقطهنظر مذاکرهکنندگان رسمی اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطینی 4 گزینه ممکن برای اسکان دائمی آوارگان وجود دارد. کشور فلسطینی که قرار است تاسیس شود و به احتمال زیاد کرانه باختری و نوار غزه را شامل خواهد شد.
در مقابل کشورهای فعلی میزبان بویژه اردن، سوریه و لبنان؛ کشورهایی خارج از خاورمیانه به شرط مهاجرت آزادانه فلسطینیان یا با اختصاص سهمی ویژه به فلسطینیان به عنوان بخشی از موافقتنامه یا اسکان تعدادی محدود در داخل اسرائیل از جمله راهکارهای مطرح شده برای حل بحران آوارگان هستند.
کسانی که به عنوان آواره در نظر گرفته میشوند افرادی هستند که پس از جنگ 48 1947 به دنیا آمدهاند یعنی جنگی که موج اول آوارگی را ایجاد کرد یا متولدین پس از جنگ 1967 که این هم به نوبهخود به عنوان موج دوم آوارهسازی افراد زیادی را آواره کرد.
در پی وقوع جنگ 1948 مجادلات مرتبط با علل و پیامدهای آوارهگی این مردمان بالا گرفت. از نظر فلسطینیان این مباحثات با حق حیات آنان ارتباط دارد ولی برای اسرائیلیها سرنوشت آوارگان فلسطینی اولویت محسوب نمیشود.
در این مورد همواره یک سیاست انکار وجود مردم فلسطینی حکمفرما بوده است. از نظر اسرائیلیها فلسطینیان نیز عرب هستند و از این رو میتوانند در دیگر کشورهای عربی زندگی کنند. مقامات اسرائیلی که با اسکان آوارگان فلسطینی و به طور کلی مساله آوارگان اهمیت میدهند بسیار اندکند.
این مقامات نیز برای اسکان دادن آوارگان در سوریه، لیبی قبل از زمامداری معمر قذاقی، سومالی، مصر و عراق تلاش کردهاند. این اسرائیلیها معمولا استدلال میکنند که مساله آوارگان فلسطینی باید از طریق یک رهیافت اقتصادی بویژه به واسطه ادغام آنان در اقتصادهای کشورهای محل سکونت فعلی یا پراکندهسازی آنان در سرتاسر جهان عرب حل و فصل شود.
اگرچه پس از سال 1948 طرحهایی برای اسکان آوارگان در کشورهای عربی ارائه شده است اما طرحهای مذکور به دلیل عوامل متعددی از جمله عدم تمایل کشورهای عربی میزبان (به جز اردن) برای جذب آوارگان عملی به نظر نمیآیند. این اکراه بویژه در لبنان به خاطر ترس از بر هم خوردن تعادل قومی مذهبی بیشتر بوده است.
بالاخص پس از جنگ 1967 ملیگرایی فلسطینی به رشد خود ادامه داده و برخواست آوارگان برای بازگشت به میهن خود تاکید ورزیده است یعنی برای بازگشت به شهرها و روستاهایی در اسرائیل کنونی که این آوارگان و خانوادههایشان در اصل از آن برخاستهاند.
البته در کنار اندک مقامات اسرائیلی خواستار حل و فصل این مساله همواره شمار زیادی از سران اسرائیل از جابهجایی یعنی اخراج نه فقط آوارگان بلکه دیگر اعراب ساکن در فلسطین دفاع کردهاند.
اغلب سران اسرائیل طبق آموزههای صهیونیسم معتقدند سرزمین فلسطین متعلق به یهودیانی است که پس از 2000 سال به آن بازگشتهاند.
از اینرو اینها در مورد مساله آوارگان فلسطینی سیاست انکار را در پیش گرفتهاند وگویی که انگار چنین مسالهای اصلا وجود خارجی ندارد و بنابراین این مساله حساس را نادیده گرفته و به آن و سرنوشت آوارگان فلسطینی بیاعتنایی میکنند.
البته اگر ساختار دو دولتی، یعنی اسرائیل و فلسطین در کنار هم عملی شود به احتمال زیاد آوارگان فلسطینی قربانی تشکیل دولت فلسطین خواهند شد.
در حالیکه بسیاری از مردم فلسطین با آوارگان و اخلاف آنان هم عقیدهاند ولی آوارگان فلسطینی از تشکیلات سیاسی یا قدرت سیاسی در داخل تشکیلات خودگردان فلسطینی بیبهرهاند و از اینرو نمیتوانند در جریان مذاکرات صلح تاثیرگذار باشند.
در هر حال مساله آورگان فلسطینی در فرآیند صلح خاورمیانه و منازعه اسرائیل فلسطین باید مدنظر قرار گیرد ولی هماکنون با توجه به سیاست انکاری که اسرائیل درباره آوارگان فلسطینی اتخاذ کرده و کمتوجهی بینالمللی به این مساله اساسی، این آوارگان در وضعیت اسفباری به سر میبرند و فعلا آینده آنان نیز در ابهام قرار دارد.
بیشک بدون در نظر گرفتن این موضوع حساس و حل و فصل عادلانه و منطقی آن هیچگونه توافق پایداری قابل تصور و امکان پذیر به نظر نمیرسد.
نویسنده: نور نصرالله
مترجم: یعقوب نعمتیوروجنی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)