هر پنجرهای را که باز میکنم
پرندگان
خسته از راه میرسند
نیمی در آغوش من
نیمی در آغوش تو
زمین مدارش را کامل میکند
ما دیدارمان را
تازه میکنیم
با قلبهایی که در سینه داریم
یک ضربان هم به تاخیر
فکر نمیکنیم
رها کن این نقشه را بر دیوار
بگذار فاصلهها
مصلوب بمانند.
جواد سلطانی
جنون ادواری
قصه تازهای نمیشنوید، حرفهایم دوباره تکراری است
فصل اندیشههای سبز گذشت، نوبت فصلهای بیکاری است
گفته بودی به کوچهها برویم تا کمی وا شود دلت، اما
غافل از این که وقت دلتنگی همه شهر چاردیواری است
ها! ببخشید! ساعت چند است؟ وای بر من! دوباره یادم رفت
ساعت ما شبیه مردم شهر، سالها بین خواب و بیداری است
نکند مثل شهرهای قدیم زیر آوار خواب گم شدهایم؟
سعی کن باستانشناس عزیز! جای خوبی برای حفاری است
گاهی البته چیزهای قشنگ مینوازند چشم خاطره را
مثلاً روی شیب سرسرهها غفلت کودکانهای جاری است
ولی آدم بزرگها انگار، ناگزیر از تبسمی تلخند
مثل شعری که در تکلف وزن، مملو از واژههای ناچاری است
خسته، بیهوده، بیهدف، حیران، شهر در ازدحام میلولد
تهمت زندگی به این تصویر میتوان گفت سادهانگاری است
من کمیعشق خواستم، آیا انتظار زیادی از دنیاست؟
قیس هم یک زمان همین را خواست، شاید این یک جنون ادواری است
مهدی نقبایی
بهانه
به صرف سرزدن چند اشتباه از هم
جدا شدیم به آسانی دو راه از هم!
بعید بود چنین دوری از من و تو بعید
شبیه فاصله آفتاب و ماه از هم
تو فکر میکنی از دشمنی چه کم دارد
بهانهگیری یاران نیمه راه از هم؟
به هم پناه میآورد روحمان یک روز
به کی بریم در این روزها پناه از هم؟
گذشت دوره آه از زمانه گفتنها
چرا عزیز من! آه از زمانه؟ آه از هم!
جریمه خودمان هیچ... جرم دیده چه بود؟
چگونه دل بکنند این دو بیگناه از هم؟
به شوق دیدن هم باز پلک میبندیم
سراغ اگرچه نگیریم هیچگاه از هم
چه کار عقل بداندیش را به جاده عشق؟
خوشا جنون که ندانست راه و چاه از هم!
حمیدرضا حامدی
نگرانی
عاشق که شدی در هیجانی، نگرانی!
عشق است و تو هستی و جهانی نگرانی!
عاشق که شدی فرق ندارد که کجا، کی
یا اینکه برای چه کسانی نگرانی!
تا زمزمه زخمی یک برگ بیاید
بر بال نسیمش ننشانی، نگرانی
در باغ اگر چهچهه چلچلهای هست
آن را به درختی نرسانی، نگرانی
یک روز میآیی به خودت؛ خستهترینی
پیری و شده تازه جوانی نگرانی!
تا خواب ِ که آشفته شود از تب و تابش؟
این بار که افتاد به جانی نگرانی
عاشق که شدی فرق ندارد که کجا؟ کی؟
تا صبح قیامت نگرانی...
نگرانی...
مژگان عباسلو
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)