حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بحث و جدل بر سر این موضوع به جایی رسید که خانواده راج «شانتا» را از خود رانده و از او خواسته بودند که به روستای خود برگردد و تا زمانیکه جهیزیه کامل تهیه نکند به خانه همسرش برنگردد. شانتا میگوید: شوهرش با نظر خانوادهاش در این مورد مخالف بوده و به همین خاطر از شانتا میخواهد در کلبهای در جنگل پنهان شود و آن دو پنهانی به زندگی مشترک خود ادامه دهند. شانتا به ناچار با این پیشنهاد موافقت کرد. آنها 25 روز تمام در خفا زندگی کردند، گرچه شوهرش هر چند روز یکبار به خانه مادرش میآمد و غیبتش را گرفتاری کاری ذکر میکرد.
حادثه زمانی اتفاق افتاد که راج پیش «شانتا» رفته و در آن محل موفق به گرفتن یک مار سمی شده بود، اما پیش از آنکه بتواند زهر مار را تخلیه و در شیشه کند، مار قوزک پای چپ او را گزید و جانش را به خطر انداخت.
براساس این گزارش، «شانتا» با شکافتن محل گزیدگی و بستن ساق پای راج با گره زدن سفت و سخت، مانع پیشروی زهر به تمام بدن او شد. «شانتا» سپس یک تخت روان از چوب و علف درست کرد و راج را روی آن گذاشت و با هزار زحمت او را به دهکده رساند و با کمک داروی محلی شوهرش را از مرگ نجات داد. این اقدام متهورانه و دلسوزانه «شانتا» موجب شد که خانواده راج از درخواست تکمیل جهیزیه از سوی«شانتا» صرفنظر کنند و سرانجام شانتا و راج از زندگی در خفا بیرون آیند. شایان ذکر است داشتن مهریه کامل از سوی عروس در هند یک ضرورت جدی است و در موارد قابل توجهی منجر به کشتن عروس از سوی خانواده داماد شده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....