روزهای ما بدون بیخیال شدن نمیگذرد، نمیدانیم چرا آمدهایم این گوشه صفحه 14 را اشغال کردهایم و داریم از بیخیالی و بیخیال شدن مینویسیم؟
چه معنی دارد آدمی را که همین طوری ولش کنی، خود به خود بیخیال است. در مورد بیخیالی هم بنویسد یا بخواند. اصلا و ابدا فکر نکنید داریم نقد سازنده میکنیم تا بعد خودمان یا شما در بیایید و بگویید بابا بیخیال تو بهترینی، نه از این خبرها نیست. اصلا هم از این خبرها نیست، خیالتان را حسابی راحت کنیم که خود ما هم زیاد دل خوشی از این بیخیالی و بیخیال شدن نداریم.
کد خبر: ۱۸۷۴۱۱
باور نمیکنید، صبر کنید، در آیندهای نزدیک اگر دیدید از ما خبری نشد، آن وقت میفهمید که ما در یک همچین روز تابستانی چه چیزی داشتیم، میگفتیم.
فعلا تا فرصت هست و این ستون تغییر نکرده دستورالعمل بیخیالی این هفته را مرور کنید تا شاید به چیزهایی دست بیابید.
پادشاهی ماتادورها
ما همین اول کار همه دوستداران تیمهای مختلف را به بیخیالی دعوت میکنیم و از همه این عزیزان میخواهیم که همه چیز را بیخیال شوند، حتی قهرمانی اسپانیا در جام ملتهای اروپا را و فقط به این فکر کنند که این وسط رائول نازنین چقدر راحت میتوانست یک قهرمانی به افتخاراتش اضافه کند و این فرصت از او گرفته شد.
تازه اگر رائول به تیم ملی میآمد، به احتمال خیلی زیاد او به جای کاسیاس جام را میگرفت و بالای سر میبرد، اما این اتفاق نیفتاد. اسپانیاییها پس از سالها قهرمان اروپا شدند و بدون رائول که یکی از مهرههای کلیدی این تیم بود، جام را بالای سر بردند. راستی اگر ما جای رائول بودیم چکار میکردیم.
برف یا گرما؟ مساله این است
در هفته گذشته وقتی از زور گرما داشتیم رو به قبله دراز میشدیم خبر رسید که در ارتفاعات کلاردشت برف باریده است.
ما را میگویی چشممان طوری از زایندهرود وضعیتش ترسیده بود که نگوو نپرس، به همین خاطر انگار که تیم ملی ایران برزیل را برده باشد و قهرمان جهان شده باشد، خوشحال شدیم و پریدیم به آسمان. همین هم باعث شد تا سرمان به سقف بخورد و پخش شویم روی زمین. بعد که خوب فکر کردیم دیدیم اگر این ابرها یک کم و فقط یک کم میتوانستند با ما مهربانتر باشند چی میشد.
میخشکیم
از زمانی که عکس خشک شدن زایندهرود را دیدهایم، تا همین امروز که نشستهایم و داریم اینها را مینویسیم دل توی دل مان نیست. هر کاری میکنیم نمیتوانیم این یکی را بیخیال شویم.
چطوری خب معلوم است. بحث که فقط بحث یک رود و دو رود نیست بحث بالاتر از این حرفهاست.
همین زایندهرود درست است که حیاتش را از سر گرفت، اما معلوم نیست تا چند سال دیگر میتواند دوام بیاورد. از آن طرف تالاب بینالمللی گاو خونی خود به خود وابسته به این رود است و کم شدن آب این رود تاثیر مستقیمی بر تالاب میگذارد.