حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
رشیدپور همان ابتدای برنامه اعلام کرد که قرار است برنامهاش آخرین برنامه شبانه سهگانهاش باشد. طبق معمول هم بعد از پایان برنامه شایعات زیادی پیرامون برنامهاش میچرخید که دلیل توقف آن را مثلا به دعوت فلان مهمان ربط میدادند. «مثلث شیشهای» سومین برنامه از سهگانه او بعد از «شب شیشهای» و «عبور شیشهای» بود که البته به موفقیت هیچ کدام از آن دو برنامه دست نیافت. البته او در این 35 قسمت از «مثلث شیشهای» توانسته بود مهمانانی را به برنامه بیاورد که قبلا نیاورده بود و حرفهای تازهتری بزند که قبلا نزده بود، اما تفاوت او با دیگر برنامههایی از این دست در این بود که رشیدپور کاملا تحت تاثیر مهمانش بود. یعنی برنامههایی از او پرطرفدار میشد که مهمانش از شهرت بیشتری برخوردار باشد. «مثلث شیشهای» بیشتر «ستاره محور» بود تا «موضوع محور» به همین دلیل قسمتهایی از آن پربیننده بود که مثلا مهمانانش چهرههای مشهوری چون مهران مدیری یا علی دایی بودند و البته کمتر کسی علاقه داشت در برنامه او دعوای پزشکی فلان پزشک را دنبال کند.
رشیدپور از اجرای برنامههای صبحگاهی آغاز کرد و با مختصاتی که داشت (شور و هیجان در گفتار و رفتارش) توانست برنامههای صبحگاهی را به خوبی اجرا کند. علاقه او به حوزه فرهنگ و به طور خاص موسیقی هم بر کسی پوشیده نبود، برای همین او برنامهای ترتیب داد که در آن به پخش ترانههای درخواستی میپرداخت. مدتی هم در شبکه استانی اصفهان برنامهای تحت عنوان «زنده رود» اجرا کرد (که سری دوم آن نیز هماکنون از همان شبکه در حال پخش است). در آنجا به گفتگو با چهرههایی میپرداخت تا بازار برنامههایی معروف به «تاک شو» گرم شد. در آن هنگام او اولین سهگانهاش یعنی «شب شیشهای» را اجرا کرد. تازگی موضوع این برنامه سبب شد تا او تابستان سال پیش «شب شیشهای» را روی آنتن ببرد که موفقترین برنامه در کارنامه او بود. رشیدپور در آنجا برخلاف «مثلث شیشهای» مهمانانش را محکوم نمیکرد و اتفاقا خیلی از مواقع محکوم هم میشد! اما «مثلث شیشهای» برخلاف شعارش (که اتفاقا هر شب تکرارش میکردند) از لحاظ ساختاری در مرتبهای پایینتر از دو برنامه گذشتهاش قرار میگرفت. جذابیت یک برنامه هیچ وقت با تکرار آن به همان صورت تکرار نمیشود، اما به هر حال باید قبول کرد توقف برنامه او بخشی از مخاطبان این شبکه را مجبور کرد کانالهایشان را در آن زمان عوض کنند. شاید از آغاز برنامه هم او میدانست ممکن است روزی برنامهاش متوقف شود برای همین این شعر را هر شب در پایان برنامهاش تکرار میکرد که: «تمام میشوم شبی، فقط به من اشاره کن».
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....