حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با گذری به تاریخ سینما و تلویزیون درمییابیم، مجموعههای پلیسی از سال 1954 رشد و گسترش یافتند. کاهش محبوبیت وسترنهای سادهلوحانه، از آنرو شدت پیدا کرد که پیام و مفاهیم اخلاقیاش با حال و هوای جنگ سرد در دهه شصت سنخیتی نداشت، از این هنگام است که با ساخت مجموعههای پلیسی در آمریکا و انگلیس، تولید چنین آثاری در کشورهای دیگر بهشدت فزونی مییابد.
ساخت آثار و تولیدات نمایشی در ژانر پلیسی در تلویزیون ایران همیشه از دو زاویه و نگاه صورت گرفته است.
نخست، تولیداتی که با هدف تبلیغ برای نمایش قدرت پلیس شکل میگیرند و بعد آثاری که هدف آنها، بیشتر بیان مفاهیم فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و اخلاقی، از طریق پردازش دراماتیکی است. از بخش اول میتوان به بیصدا فریاد کن، ساخته فخیمزاده و کارآگاهان اشاره کرد و از مورد دیگر کارآگاه علوی و سرنخ را. در این میان باید آثار دیگری را نیز سراغ گرفت که با وجود آنکه در ژانر پلیسی قرار نمیگیرند، لیکن حضور پلیس در ساختار درام پررنگ است. در اینگونه تولیدات (داخلی) غالبا زمانی پلیس موفق به کشف حقیقت و یا شناسایی مجرم میگردد که اعمال خلافکارانه بسیاری صورت گرفته، فرد خاطی کشته شده یا توسط دیگران شناخته و دستگیر میشود، مانند سریال ما چهار نفر.
«کارآگاهان» در جرگه آثاری قرار دارد که به قصد معرفی توانایی های پلیس کشورمان سامان یافته است. ماهیت، کیفیت و عامل جنایت و یا جرم گرههای اصلی هستند که در فیلمهای پلیسی، باید به وسیله قهرمان و یا شخصیت اصلی، گشوده شوند. در تولیدات با هدف یادشده، همیشه تلاش بر این است چنین گشایشهایی به صورتی سریع و قدرتمندانه، نمایانده شوند.
تولیدات تلویزیونی پلیسی که با انگیزههای متعدد از جمله تبلیغ انجام میپذیرد، فینفسه تلاش و کوششی منفی محسوب نمیشوند. از آنجایی که چنین رویکردی، در قالب نمایشی ارائه میگردد باید طراحی آن به گونهای صورت گیرد که با واقعیتهای جامعه و توانمندیهای دستگاه سازمان پلیس، همخوانی داشته باشد، در این میان تردیدی نیست که بیتوجهی به این اصل، اثر را از نظر موضوع، مضمون و پرداخت هنری شعاری و سطحی جلوه خواهد داد. از سویی دیگر اینگونه تولیدات تبلیغی، به هر میزان که ماهیت، کیفیت و عامل جنایت را از روزنه عمیقتری، مورد کندوکاو قرار دهند، در کنار محقق ساختن مطلوبتر هدف اصلی خود، خواهند توانست لایههای زیرین و گوناگون وسیعتری از روابط، هنجار و ناهنجاریهای فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی جامعه را نشان دهند.
یکی از عوامل جذابیت آثاری که در حیطه ژانر پلیسی قرار میگیرند، تنوع و پیچیدگی جرمهایی است که وقایع داستان براساس آنها صورت مشخصی پیدا میکنند. این تعدد و رنگارنگی اگرچه در کارآگاهان به چشم میخورد، اما از جهت پردازش مفهومی و دراماتیکی، تخت و ساده به نظر میآیند، بهگونهای که باعث شدهاند مضمون و ساختار اثر در مرتبهای قرار گیرند که امکان درگیر شدن مخاطب با رخدادها و مضامین روایت، فراهم نگردد.
در اولین قسمت مجموعه به هنگام شرح و بیان موقعیت آرش به عنوان یکی از مقتولان، صاحبخانه در پاسخ به پرسش ماموران، اشاره به جدایی پدر و مادر و ازدواج هریک از آنها و درگیری مداوم او با مادرش میکند. در داستانی که باندی به بهانه خرید خانه، وارد منازل مسکونی شده، اقدام به سرقت میکنند، رئیس باند، در مقابل این سوال پلیس زن که چرا با وجود داشتن شغل پرستاری، اقدام به اعمال مجرمانه کرده است، میگوید: به علت آن که با میزان درآمدی که داشته، تا سالها نمیتوانسته برای خود مسکنی مهیا کند. چنین نکتهبینیهایی را به گونه دیگری، در روایت با موضوع قتل مهندس مسافر هم میتوان دید.
توجه کردن به زمینه و دلایل وقوع جرم و طرح اشکال مختلفی از آن که برای مخاطب نیز ملموس است، با وجود آن که از مزیت و امتیازات مثبت فیلمنامه محسوب میشوند، لیکن بدان علت که به این مقولهها به صورتی بسیار اجمالی و کلامی (و نه تصویری) میپردازد، تاثیرگذاری بایستهای را بر تماشاگر نمیگذارد.
تامل و بحثبرانگیز بودن این بعد از کارآگاهان را شاید بتوان در همان رویکرد بیش از حد تبلیغی آن دانست. به سخنی دیگر، چنین گرایشی این زمینه را ایجاد کرده که متن از نظر پردازش خلاقهتر تیپ، رویداد و طراحی، بحران، گرهافکنی و گرهگشایی و نقطه اوجها، حاوی زیبایی و جذابیتی عمیق نباشد.
کندوکاو این دیدگاه از آن رو اهمیت فزایندهای پیدا میکند که مجموعه کارآگاهان به علت رویکرد تبلیغاتیاش، سعی دارد پلیس را نیروهای مخلص، تیزبین و فداکاری نشان دهد که هیچ گونه قصور و خلافی را مرتکب نمیشوند. افزون بر این میکوشد این ویژگیها را نه در قالب شخصیت، بلکه تیپ مطرح کند. شخصیتپردازی نهتنها در نقشهای مثبت بلکه در نقشهای منفی نیز هیچ جایگاهی ندارد.
در چنین فضایی میتوان تمهید دیگری را در پیش گرفت و آن نوآوری در بیان و عمیقتر کردن جنبه معمایی اثر است. چینش صحنه و سکانسهای کارآگاهان از این جهت نیز به گونهای صورت پذیرفته که چنین خلاقیتی در آن به چشم نمیآید. به عنوان مثال در قسمتهای سرقت از منازل یا قتل مهندس مسافر، سطح معما یا ابهاماتی که پیرامون جرم مطرح میشود، معمولی و فاقد عمق و پرسپکتیو بوده، به شکلی که انگیزه نیرومندی را در مخاطب برای تماشای ادامه ماجرا ایجاد نمیکند.
شیوه روایت به گونهای که در کارآگاهان آمده، ممکن است برای غالب مخاطبان نو جلوه کند، اما با این وجود برای دریافت میزان اثرگذاری چنین ساختاری باید به انتظار نشست.
محمدرضا کریمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....