استاد دوانی ‌از‌ علامه ا‌مینی‌ سخن‌ می‌گوید

آیت‌الله حاج شیخ علی دوانی، خطیب، نویسنده و مترجم شهیر، و استاد پیش کسوت حوزه علمیه قم در تاریخ و تراجم اسلام و ایران، که سال گذشته درگذشت، از ویژگی‌های بارزی برخوردار بود که در راس آنها باید از عشق سرشار وی به ساحت نبی اکرم و اهل بیت مکرم وی (درود خدا بر آنان باد) یاد کرد؛ عشقی که سبب شده بود تمامی عمرش را، از اوان جوانی تا هنگام مرگ، وقف معرفی شخصیت، خدمات و مجاهدات آنان و یاران فداکارشان در پویه 14 قرن تاریخ سرخ تشیع سازد و آثاری گرانبار تقدیم مشتاقان علم و فضیلت کند.
کد خبر: ۱۸۶۱۹۵

دوانی به «تشیع»، به عنوان «حقیقت ناب اسلام»، عشق می‌ورزید و کسانی را نیز که (همچون علامه امینی، صاحب الغدیر) درفش دفاع از این آیین برحق را به دوش می‌کشیدند از عمق جان دوست می‌داشت.

مرحوم دوانی در مرداد 1381 شمسی در منزل خود، پیرامون ارادت و آشنایی دیرین خویش، از دوران نوجوانی (سال 1322 به بعد) در حوزه نجف، با «مرحوم علامه بزرگوار حاج شیخ عبدالحسین امینی» سخن‌ها گفت. وی از سوز و گدازِ تماشاییِ علامه در برابر ضریح مولای متقیان علیه السلام یاد کرد که با سلام غر‌ا و تکان دهنده او به حضرت، و نوای السلام علیک یا امیرالمومنین آغاز می‌شد و زخمه بر تارِ دلِ حاضران می‌زد. نیز از رفتن خویش به کتابخانه واقع در پشت بام مدرسه قوام شیرازی نجف، که امینی پیش از پی‌افکندن کتابخانه عمومی امیرالمومنین‌ع در نجف، روزها بدانجا می‌آمد و در بین کتاب‌هایی که پیاپی می‌گرفت و می‌آورد و در اطراف خود می‌چید و می‌خواند گُم می‌شد. به الهام‌گیری شخصیت‌هایی چون نواب صفوی (طلبه جوان و پرشور آن روز نجف) از امینی اشاره کرد که در مبارزه فرهنگی با کسروی و سپس پایان دادن به حیات خیانتبار آن بدعتگذار وابسته انجامید. و...

به گفته استاد دوانی: نام اولیه کتاب سترگ امینی (= الغدیر)، «شعراء الغدیر» بود، زیرا بخش عمده‌ای از این کتاب به ذکر اشعار شاعران بزرگ مسلمان در مورد داستان غدیر اختصاص دارد. اما زمانی که امینی کتابش را به محضر مرجع کبیر وقت: آیت‌الله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی، برد تا تقریضی بر آن نگارد، سید هوشمندانه به وی گفت که کتاب تو، اثری علمی و استدلالی است که از همه چیز، از آیات قرآن کریم تا احادیث نبوی‌ص و سیره و تاریخ و همچنین شعر شاعران، در اثبات حقانیت تشیع بهره گرفته است و بر این مبنا به امینی سفارش کرد که واژه شعرا را از نام کتاب بر دارد و الغدیر را باقی گذارد. امینی هم پذیرفت و در فرجام، نام کتاب، همان شد که همه می‌دانیم: «الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب»، و چه توصیه عالمانه و مبارکی؟!

دوانی، سرانجام، سخن را بدینجا رسانید که: امینی، در اواسط دهه چهل شمسی به قم آمد و از این‌که احساس کرد در حوزه امام صادق‌ع، اهتمام لازم به تعلیم و تعلم معارف بلند ولایی، چنانکه باید، از استاد و شاگرد مشهود نیست و حتی برخی از فاضلان اهل قلم، به برخی از سَلَفی مسلکان، اطلاق «مرحوم» بل «شهید»! می‌کنند، غصه‌ها خورد و در مجلسی که از جمعی از اعلام وقت حوزه در خانه شهید آیت‌الله سعیدی فراهم شده بود، در این باره گلایه‌ها و توصیه‌ها کرد و از برخی جفاها و نامردمی‌ها که در همان زمان در اقطار جهان اسلام بر ساحت قدس خاندان پیمبر ع و آیین علوی ع می‌رفت پرده برداشت، و اینجا و آنجا تأکید کرد و اصرار ورزید که: «آقایان، اهل بیت، مظلومند؛ هیچ گاه مظلومیت آنان را فراموش نکنید!»

دوانی این داستان را تعریف کرد و سخت خوشحال و شاکر بود که از جمله کسانی بود که امینی (در آن سفر) از کارنامه ولایی آنان اظهار رضایت می‌فرمود و از این‌که دیده بود دوانی با بیان و بنان، به معرفی امامان و عالمان بزرگ شیعی، همت گماشته است، وی را ثنا و دعا گفته بود.

کریم حق پرست

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها