گفتگو با یک کلاهبردار حرفه‌ای‌

کلاهبرداران از غفلت مردم استفاده می‌کنند

کلاهبرداران برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود همواره طرح‌ها و برنامه‌های ویژه‌ای را در سر می‌پرورانند و با زمینه‌چینی شرایطی را فراهم می‌کنند که امکان اغفال طعمه‌هایشان فراهم شود. نوید یکی از همین افراد است که حدود 40 شاکی دارد و پرونده اتهامی‌اش در دادسرای ناحیه 11 تهران در حال رسیدگی است. گفتگو با این متهم را بخوانید.
کد خبر: ۱۸۵۹۷۱

چطور شد که به فکر کلاهبرداری افتادی؟

قبلا هم این کار را انجام داده بودم و سابقه داشتم. آن دفعه یک شرکت قلابی لیزینگ خودرو راه انداختم و از 350 نفر کلاهبرداری کردم. بعد از آزادی تصمیم گرفتم باز هم کلاهبرداری کنم؛ اما این دفعه روی روش و شگرد تازه‌ای فکر کردم.

اولین قدمی که برای رسیدن به هدفت برداشتی، چه بود؟

اول باید یک شرکت ثبت می‌کردم. در واقع باید ترتیبی می‌دادم که همه کارهایم قانونی و معتبر به نظر برسد. باید آنقدر سند و مدرک به دست می‌آوردم که بتوانم در صورت مطالبه طعمه‌هایمان براحتی در اختیارشان قرار بدهم.

چطور با وجود این که در زمینه کلاهبرداری، سوءپیشینه داشتی باز هم توانستی یک شرکت ثبت کنی؟

ثبت شرکت کار مشکلی نیست. اصلا به سابقه‌دار بودن یا نبودن کاری ندارد. حتی فقط با یک کپی شناسنامه هم می‌شود همه کارها را انجام داد. این روزها آنقدر دلال برای ثبت شرکت زیاد است که کافی است پولی به آنها بدهی و بدون حتی دوندگی اداری به هدفت برسی. همه کلاهبرداری‌هایی که از طریق شرکت‌ها و موسسات انجام می‌شود هم به همین دلیل است، چون نظارتی بر ثبت شرکت‌ها وجود ندارد.

این طور که می‌گویی گام اول در کلاهبرداری‌ تقریبا همیشه یکسان است. حتی قدم بعدی اجاره کردن دفتر کار و استخدام منشی و کارمند است.

هم اجاره کردن دفتر و هم گرفتن دسته‌چک. خیلی مهم است که دفتر کار شیک و تر و تمیز باشد. باید در نگاه اول طرف مقابل مجذوب شود و اصلا فرصت مشکوک شدن پیدا نکند. آدم‌ها بظاهر خیلی اهمیت می‌دهند و با کمی زرق و برق و آراستگی می‌توان فریب‌شان داد. در مورد دسته‌چک هم من با اسم و مشخصات جعلی توانستم کارم را پیش ببرم، حتی مشخصات ضامن‌هایم هم قلابی بود.

تا اینجای کار از خلا و ضعف‌های قانونی سوءاستفاده کردی، حالا به سومین مرحله می‌رسیم. بعد از ثبت شرکت، اجاره دفتر و گرفتن دسته‌چک نوبت به چه کاری می‌رسد؟

تبلیغات حرف اول و آخر را می‌زند. هرچه بیشتر و بهتر تبلیغ کنی زودتر به نتیجه می‌رسی. تا اینجای کار که گفتم تقریبا در همه کلاهبرداری‌ها مشابه است. لیزینگ خودرو، پرداخت وام، کاریابی، تهیه جهیزیه یا هر سوژه دیگری که به فکر امثال من برسد، از همین روش استفاده می‌کنند؛ اما من این بار چون می‌خواستم پول خیلی کلانی به جیب بزنم، نوع تبلیغاتم را تغییر دادم و به جای آگهی دادن در روزنامه‌ها با 4‌‌بازیگر صحبت کردم و با آنها قراردادهای میلیونی بستم تا از عکس‌شان برای بیلبوردهای تبلیغاتی استفاده کنم، بعد هم بیلبورد اجاره کردم. چک‌هایی که به هنرپیشه‌ها دادم همه قلابی و بلامحل بود، اما توانستم از شهرت آنها استفاده کنم. هر وقت به سراغ طعمه‌ای می‌رفتم، او به خاطر تبلیغات من سریع حرف‌هایم را باور می‌کرد و اطمینان می‌یافت من معتمد هستم.

سراغ چه افرادی می‌رفتی، طعمه‌هایت چه کسانی بودند؟

دفعه اول که لیزینگ خودرو راه انداختم، از مردم عادی کلاهبرداری کردم و مبلغ آن چندان قابل توجه نبود؛ اما این بار شرکت تولیدی ثبت کردم و به بهانه تهیه مواد اولیه، سراغ عمده‌فروشان پلاستیک رفتم و با هر کدام از آنها قراردادهای میلیونی امضا کردم و مواد پلاستیکی تحویل گرفتم.

با این مواد چه کار می‌کردی؟

بلافاصله بعد از هر خرید، اجناس را به قیمت پایین‌تر از نرخ بازار می‌فروختم و به پول نقد تبدیل می‌کردم.

جزییات یکی از کلاهبرداری‌هایت را توضیح بده.

به عنوان مثال یک بار سراغ یک عمده‌فروشی رفتم و به وی سفارش کالا دادم. او چند روزی مهلت خواست تا اجناس را تهیه کند؛ اما هدف اصلی‌اش تحقیق درباره فعالیت من بود. او وقتی تبلیغات گسترده من را دید و فهمید 4 بازیگر برایم تبلیغ می‌کنند، از مورد وثوق بودن من مطمئن شد و اجناس را تحویلم داد و چک گرفت.

چطور هیچ کس متوجه نشد چک‌های تو فاقد اعتبار است؟

چک‌ها را مدت‌دار صادر می‌کردم تا فرصت اغفال طعمه‌های بیشتر و فرار را داشته باشم. مالباختگان بعد از این که به بانک می‌رفتند و به قلابی بودن چک‌ها پی می‌بردند، مرتب با من تماس می‌گرفتند؛ اما به تلفن‌هایم جواب نمی‌دادم. از طرفی دفترم را نیز تخلیه کرده بودم و دیگر آنها هیچ نشانی از من نداشتند.

نمی‌ترسیدی مثل دفعه اول دستگیر شوی؟

این بار خیلی حرفه‌ای و دقیق‌تر کار کرده بودم و همه برنامه‌ریزی‌هایم به نظر درست می‌آمد. فکر می‌کردم این دفعه می‌توانم مدتی در گوشه‌ای پنهان شوم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد و بعد زندگی تازه‌ای را شروع کنم. ضمن این که من همه جا خودم را با اسم جعلی معرفی می‌کردم و هیچ کس نام واقعی‌ام را نمی‌دانست. در واقع پیدا‌کردن من مثل گشتن دنبال سوزن در انبار کاه بود اما اصلا خودم هم نفهمیدم چطور شد که خیلی زود شناسایی و دستگیر شدم. همیشه همین طور است. هرچقدر هم که دقیق و حساب شده کار کنی بالاخره یک جای پایی از خودت به جا می‌گذاری.

فکر می‌کنی چه حکمی در انتظارت باشد؟

فعلا که پرونده‌ام در مرحله دادسراست و دارم تلاش می‌کنم اگر شد با قرار وثیقه آزاد شوم؛ اما در نهایت باید به زندان بروم، احتمالا این دفعه مجازاتم سنگین‌تر می‌شود، ضمن این که تمام پولی را که به دست آورده‌ام باید پس بدهم.

چه توصیه‌ای برای مردم داری تا مال و اموالشان را از دست ندهند.

کلاهبردار‌ها از غفلت مردم استفاده می‌کنند. در واقع مالباختگان مقصر اصلی موضوع هستند. اگر با هرکس معامله نکنند، بی‌دلیل حرف‌های دیگران را نپذیرند، قبل از پرداخت پول کاملا تحقیق کنند و خلاصه این که همه جوانب را بسنجند، طبیعتا گرفتار نمی‌شوند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها