به شکرانه نعمت عظیم قرآن کریم و بهرهمندی از سفره الهی آن و به منظور غنای اوقات فراغت تابستان و نهضت قرآنآموزی، طرحی سراسری و چندرسانهای با عنوان 1442 با محوریت سوره مبارکه یوسف(ع) در تابستان سال جاری برگزار میشود. به این منظور پیامها و مفاهیم این سوره مبارکه در قالب 40 متن خلاصه در روزنامه جامجم همزمان با پخش برنامههای تلویزیونی آن در شبکههای سیمای جمهوری اسلامی ایران بخصوص شبکه قرآن و معارف سیما منتشر میشود. لذا از عموم علاقهمندان دعوت میکنیم با مراجعه به روزنامه جامجم و ستون برنامه 1442 و پیگیری مجموعه متوالی آن، ضمن بهرهمندی از خوان بیکران قرآن کریم، در مسابقات متنوع این طرح شرکت کرده و از جوایز ارزنده آن همچون 114 کمکهزینه سفر حج عمره، 313 کمکهزینه سفر مشهد مقدس و هزاران جوایز دیگر بهرهمند شوید. ضمنا علاقهمندان میتوانند برای کسب اطلاع بیشتر و نیز برای شرکت در کلاسها و برنامههای حضوری طرح در مراکز فرهنگی و قرآنی منتخب و نیز مسابقات تلویزیونی آن با شماره تلفن 22651442 تماس بگیرند.
با مراجعه به قرآن کریم و کتب تفسیری و نیز پیگیری ستون مطالب 1442 در روزنامه جامجم، 5 پیام عبادی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی سوره مبارکه یوسف(ع) را حداکثر در یک صفحه بیان و به نشانی تهران صندوق پستی 1441 19395 شبکه قرآن و معارف سیما ارسال کنید.
لازم به ذکر است آنچه در پی میآید قسمت اول تا هشتم این مسابقه است و از فردا قسمت نهم تا آخر، هر روز (یک قسمت) در صفحه 16 منتشر خواهد شد.
کد خبر: ۱۸۵۸۳۴
قسمت اول: (آیات 1، 2 و 3)
1) الرتلک ایات الکتاب المبین
(الف لام را، آن است آیات کتاب روشنگر)
2) انا انزلناه قرانا عربیا لعلکم تعقلون
(همانا آن را قرآنی عربی نازل کردیم، باشد که بیندیشید)
نکتهها و پیامها:
- قرآن، این معجزه الهی از همین حروف الفبا تالیف یافته که در اختیار همگان است.
- نزول قرآن به زبان عربی دارای مزایایی است ازجمله گستردگی لغات و استواری قواعد دستوری زبان عربی است و بر طبق روایات زبان اهل بهشت است.
- خداوند در مورد قرآن و باران، در هر دو، تعبیر به «نزول» کرده است بین این دو مشابهتهایی است ازجمله این که هر دو از آسمان نازل میشوند، هر دو طاهر و مطهرند. قرآن باعث پاکی روح و باران وسیله پاکی جسم است. هر دو حیاتبخشاند و مایه برکت.
- قرآن تنها برای تلاوت و تبرک نیست، بلکه وسیلهای برای تعقل و رشد بشر است.
3) نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحینا الیک هذاالقرآن و ان کنت من قبله لمن الغافلین
(ما با این قرآن که به تو وحی کردیم بهترین داستان را بر تو بازگو میکنیم، در حالی که تو پیش از آن، از بیخبران بودی.)
نکتهها و پیامها:
در میان کتب آسمانی، قرآن و در میان سورههای قرآن، سوره یوسف(ع)
(احسن القصص)
یعنی بهترین داستانهاست.
- قصه و داستان، نقش بسزایی در تربیت انسان دارد زیرا داستان تجسم عینی زندگی یک امت و تجربه عملی یک ملت است. هر چه بیشتر با داستان و سرگذشت پیشینیان آشنا باشیم گویا به اندازه عمر آنان زندگی و تجربه داشتهایم.
- معمولا کتابهای داستانی در طول تاریخ فرهنگ بشری رونق خاصی داشته و برای همگان قابل فهم بوده است در حالی که مباحث استدلالی و عقلانی را گروه اندکی پیگیری کردهاند.
- در سوره یوسف قصهگو خداوند است و هدف عبرت و تفکر است نه صرف سرگرمی و منبع و سرچشمه آن نیز وحی الهی است.
قسمت دوم: (آیات 4 و 5)
4) اذ قال یوسف لابیه یا ابت انی رایت احدعشر کوکبا و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین
(آنگاه که یوسف به پدر خویش گفت: ای پدر! همانا من «در خواب» 11 ستاره با خورشید و ماه دیدم، آنها را در برابر خود سجدهکنان دیدم.)
نکتهها و پیامها:
- خواب اولیای الهی متفاوت است گاهی نیازمند تعبیر است مثل خواب حضرت یوسف و گاهی به تعبیر نیاز ندارد، بلکه عین واقع است مانند خواب حضرت ابراهیم که مامور میشود اسماعیل را ذبح کند.
- رویا و خواب یکی از راههای دریافت حقایق است. در این صورت اشیا نماد حقایقی میشوند مثلا خورشید نشان پدر، ماه تعبیر از مادر و ستارگان نشان برادران است.
5) قال یا بنی لاتقصص رویاک علی اخوتک فیکیدوا لک کیدا انالشیطان للانسان عدو مبین
(«یعقوب» گفت: ای پسرکوچکم! خوابت را برای برادرانت بازگو مکن که برایت نقشهای «خطرناک» میکشند. همانا شیطان برای انسان دشمنی آشکار است.)
نکتهها و پیامها:
از اصول زندگی رازداری است و این اصل را میبایست از کودکی به فرزندان بیاموزیم.
کید و حیله و حسادت کاری است شیطانی، شیطان در هر حال دشمن انسان است حتی اگر انسان پیامبرزاده باشد. از کودکی میبایست شیطان و نقش او را به کودکان معرفی کرد و از بروز حسادتها و کارهای ناروا بین فرزندان جلوگیری کرد.
قسمت سوم: (آیه 6)
6) وکذلک یجبتیک ربک و یعلمک من تاویل الاحادیث و یتم نعمته علیک و آل یعقوب کما اتمها علی ابویک من قبل ابراهیم و اسحاق ان ربک علیم حکیم
(و این گونه پروردگارت تو را برمیگزیند و از تعبیر خوابها «و سرانجام امور» تو را آگاه میسازد و نعمتش را بر تو و خاندان یعقوب تمام میکند همان گونه که پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد. همانا پروردگارت دانای حکیم است.)
نکتهها و پیامها:
- «احادیث» جمع «حدیث» است و از آنجایی که انسان رویای خود را برای دیگران نقل میکند، به خواب نیز حدیث گفتهاند.
- ارزش انسان به سن و سال نیست بلکه خصلتهای اوست که ارزش وی را بالا میبرد.
- پیامبران برگزیدگان و شاگردان خداوند هستند. (یجبتیک ربک و یعلمک)
- مقام نبوت و انتخاب انبیاء براساس علم و حکمت الهی است و مایه نعمت و موهبت الهی برای پیامبر و خاندان وی میباشد.
قسمت چهارم: (آیات 7، 8، 9 و 10)
7) لقد کان فی یوسف و اخوته آیات للسائلین
(به تحقیق در «داستان» یوسف و برادرانش نشانههایی «از حاکم شدن اراده خداوندی» برای جویندگان است.)
نکتهها و پیامها:
چگونه فردی علیرغم میل بدخواهان وی با اراده الهی از قعر چاه به اوج جاه و از زندان به حکومت و عزت میرسد. پرسش و تشنگی برای دریافت حقیقت، موجب دستیابی به حقایق و درسهای قرآنی است.
(آیات للسائلین)
8) اذ قالوا لیوسف و اخوه احب الی ابینا منا و نحن عصبه ان ابانا لفی ضلال مبین
(آنگاه که «برادران او» گفتند: همانا یوسف و برادرش «بنیامین» نزد پدرمان از ما که گروهی نیرومند هستیم محبوبترند. همانا پدرمان «در این علاقه به آن دو» در گمراهی روشنی است.)
نکتهها و پیامها:
- معیارهای نادرست، نتایج نادرست به همراه دارد. برادران یوسف برای توجیه حسادت خود، ابتدا پدر را متهم به اشتباه و گمراهی کرده، سپس ارزش نبوت «پیامبری» و بنوت «پدر و فرزندی» را زیرپا نهادند.
- گروهگرایی و تکیه بر غرورهای کاذب بدون برخورداری از رهبری صحیح و خداپسندانه، عوامل سقوط را فراهم میکند.
9) اقتلوا یوسف او اطرحوه ارضا یخل لکم وجه ابیکم و تکونوا من بعده قوما صالحین
(«برادران به یکدیگر گفتند:» یوسف را بکشید یا او را به سرزمینی دور بیفکنید تا توجه پدرتان مخصوص شما شود و پس از انجام طرح «با توبه» گروهی شایسته باشید.)
نکتهها و پیامها:
شیطان با وعده توبه در آینده، راه گناه امروز را باز میکند و وجدان آدمی را فریب میدهد.
شخص حسود فکر میکند با نابود کردن دیگران، نعمتها از آن او شده و سهم بیشتری برای خود تصاحب میکند.
10) قال قائل منهم لاتقتلوا یوسف و القوه فی غیابت الجب یلتقطه بعض السیاره ان کنتم فاعلین
(گویندهای از میان آنان گفت: یوسف را نکشید و اگر قصد این کار را دارید او را به نهانخانه چاه بیفکنید تا بعضی کاروانها «که از آنجا عبور میکنند» او را برگیرند.)
نکتهها و پیامها:
- گاهی نهی از منکر یک نفر باعث تغییر سرنوشت و نجات یک جامعه میشود. یکی از برادران یوسف نهی از منکر کرد و گفت یوسف را نکشید همین باعث نجات یوسف شد و سالهای بعد یوسف به حاکمیت رسید و مملکت را از قحطی نجات داد. همان گونه که همسر فرعون با نهی از منکر باعث نجات موسی شد و سالهای بعد موسی بنیاسرائیل را از شر فرعون نجات داد.
قسمت پنجم: (آیات 11، 12، 13 و 14 )
11) قالوا یا ابانا مالک لاتامنا علی یوسف و انا له لناصحون
(گفتند: ای پدر تو را چه شده که ما را بر یوسف امین نمیدانی، در حالی که قطعا ما خیرخواه او هستیم.)
نکتهها و پیامها:
- از روز اول بشر به اسم خیرخواهی فریب خورده است.
- دشمن، مقاصد سوء خود را در قالب تبلیغات و شعارهای فریبنده پنهان میسازد.
12) ارسله معنا غدا یرتع و یلعب و انا له لحافظون
(او را با ما بفرست تا «در صحرا» بگردد و بازی کند و قطعا ما نگهبانان «خوبی» برای او خواهیم بود.)
نکتهها و پیامها:
- برادران یوسف با طرح نیاز طبیعی یک نوجوان به ورزش و بازی، از آن سوءاستفاده کردند، دشمن هم جوانان ما را با هدف تفریح و ورزش، مورد غفلت و سوءاستفاده قرار میدهد.
13) قال انی لیحزننی ان تذهبوا به و اخاف ان یأکله الذئب و انتم عنه غافلون
(«یعقوب» گفت: همانا این که او را ببرید مرا غمگین میسازد و از این میترسم که گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشید.)
نکتهها و پیامها:
- تعهد و دلسوزی نسبت به فرزند از خصلتهای پیامبران است.
- انسان از همان چیزی که بدان حساسیت دارد امتحان میشود. حساسیتهای خود را نزد هر کس بازگو نکنیم.
(«فرزندان یعقوب» گفتند: اگر گرگ او را بخورد، با آن که ما گروهی قوی هستیم در آن صورت ما زیانکار «و بیکفایت» خواهیم بود.)
نکتهها و پیامها:
- ابراز احساسات دروغین از دسیسههای افراد منافق و دورو است.
- اینگونه افراد برای رسیدن به اهداف شوم خود حاضرند آبرو و شخصیت خود را هم زیر پا بگذارند.
قسمت ششم: (آیات 15، 16 و 17)
15) فلما ذهبوا به و اجمعوا ان یجعلوه فی غیابت الجب و اوحینا الیه لتنبئنهم بامرهم هذا و هم لایشعرون
(سپس چون او را با خود بردند و همگی تصمیم گرفتند که او را در مخفیگاه چاه قرار دهند «تصمیم خود را عملی کردند» و ما به او وحی کردیم که در آینده آنها را از این کارشان خبر خواهی داد، در حالی که آنها «تو را» نشناسند.)
نکتهها و پیامها:
- خداوند اولیای خود را با سختیها میآزماید لکن در لحظههای حساس، امداد خود را شامل حال آنان میگرداند. یوسف در دل چاه، در اوج سختی و گرفتاری با الهام خداوند خبر از نجات و آیندهای روشن پیدا میکند و... .
16) وجاءوا اباهم عشاء یبکون
(و «بعد از انجام نقشه خود» شبهنگام گریهکنان نزد پدرشان آمدند.)
نکتهها و پیامها:
- گریه، همیشه نشانه صداقت نیست.
- توطئهگران از نقش احساسات و زمان غفلت نمیکنند.
17) قالوا یا ابانا انا ذهبنا نستبق و ترکنا یوسف عند متاعنا فاکله الذئب و ما انت بمومن لنا و لوکنا صادقین
(گفتند: ای پدر! ما رفتیم که مسابقه دهیم و یوسف را نزد وسایل خود «تنها» گذاشتیم، سپس گرگ او را خورد و البته تو سخن ما را هرچند راستگو باشیم باور نداری.)
18) و جاء و علی قمیصه بدم کذب قال بل سولت لکم انفسکم امرا فصبر جمیل و الله المستعان علی ماتصفون
(و پیراهن یوسف را آغشته به خون دروغین «نزد پدر» آوردند. «پدر» گفت: چنین نیست «که یوسف را گرگ دریده باشد»، بلکه نفستان کاری «بد» را برای شما آراسته است. پس صبری جمیل و نیکو لازم است و خدا را بر آنچه «از فراق یوسف» میگویید به استعانت میطلبم.)
نکتهها و پیامها:
- مراقب جوسازیهای دروغین باشیم و فریب برخی مظلومنماییها را نخوریم.
- انبیای الهی در برابر حوادث سخت و ناگوار، زیباترین عکسالعمل (صبر جمیل) را نشان میدادند و در عین حال از خداوند استمداد میطلبیدند.
- بهترین نوع صبر، آن است که علیرغم سوختن دل و جاری شدن اشک، یاد خدا فراموش نشود.
19) و جاءت سیاره فارسلوا واردهم فادلی دلوه قال یا بشری هذا غلام واسروه بضاعه والله علیم بما یعملون
(و «یوسف در چاه بود تا» کاروانی فرا رسید و مامور آب را فرستادند «تا آب بیاورد»، پس او دلو خود را به چاه افکند، «یوسف به طناب دلو آویزان شد و به بالای چاه رسید» مامور آب فریاد زد: مژده که این پسری است. او را چون کالایی پنهان داشتند «تا کسی ادعای مالکیت نکند»، در حالی که خداوند بر آنچه انجام میدادند آگاه بود.)
نکتهها و پیامها:
- خداوند بندگان مخلص خود را تنها نمیگذارد. نوح را روی آب، یونس را زیرآب و یوسف را از چاه آب نجات داد.
- با اراده الهی، ریسمان چاه وسیله شد تا یوسف از قعر چاه به تخت و کاخ برسد پس بنگرید با حبلالله چه میتوان انجام داد؟!
قسمت هشتم: (آیات 20 و 21)
20) و شروه بثمن نجس دراهم معدوده و کانوا فیه من الزاهدین
(و «کاروانیان» یوسف را به بهایی اندک چند درهمی فروختند و درباره او بیرغبت بودند.)
نکتهها و پیامها:
- هر کس یوسف وجودش را ارزان بفروشد پشیمان میشود. عمر، جوانی، عزت، استقلال و پاکی انسان، هر یک یوسفی هستند که باید مواظب باشیم ارزان نفروشیم.
- اشخاص ارزشمند، بالاخره ارزششان آشکار خواهد شد، هرچند در زمانی مورد بیمهری قرار گیرند.
21) و قال الذی اشتراه من مصر لامراته اکرمی منواه عسی ان ینفعنا امنتخذه ولدا و کذلک مکنا لیوسف فی الارض و لنعمه من تاویل الاحادیث والله غالب علی امره و لکن اکثر الناس لایعلمون
(و کسی از مردم مصر که یوسف را خرید به همسرش گفت: مقام او را گرامیدار «او را به دید برده نگاه مکن» امید است که در آینده ما را سود برساند یا او را به فرزندی بگیریم و اینگونه ما به یوسف در آن سرزمین جایگاه و مکنت دادیم «تا اراده ما تحقق یابد» و تا او را از تعبیر خوابها بیاموزیم و خداوند بر کار خویش تواناست ولی اکثر مردم نمیدانند.)
نکتهها و پیامها:
- سنت خداوند غلبه کامل خوبیها و زیباییها بر زشتیهاست.
- زیردستان را دست کم نگیرید چهبسا آنان قدرتمندان و حاکمان آینده باشند.
- آنچه را که ما حادثه میپنداریم، فقط ظاهر آن را میبینیم و از اهداف و برنامههای الهی بیخبریم در حقیقت این طراحی الهی برای تحقق اراده اوست.
- جمله «عسی ان ینفعنا او نتخذه ولدا» 2 مورد در قرآن به کار رفته است یکی درباره حضرت موسی و دیگری درباره حضرت یوسف، یکی نوزاد گمنام است و دیگری بردهای ناشناس، محبت هر 2 در دل حاکمان مصر جای میگیرد و هر دو زمینه حکومت آینده را فراهم میسازند.