بازخوانی پرونده هرکول پوارو

کوتوله با وقار

مجموعه تلویزیونی هرکول پوآرو محصول شبکهBBC انگلستان یکی از محبوب‌ترین و پربیننده‌ترین مجموعه‌های خارجی در طول تاریخ تلویزیون ایران است.
کد خبر: ۱۸۵۰۵۵

مجموعه پوآرو را می‌توان در رده آن آثاری قرار داد که تقریبا هر دسته‌ا‌ی از بیننده‌گان با هر سلیقه و سن و ذائقه‌ای را راضی می‌کند و همچنین بخشی از خاطره‌ تصویری مخاطبانی از هر نسل را تشکیل می‌دهد. پس از پخش این مجموعه در سال‌های دور، این روزها پخش مجدد این مجموعه از تلویزیون آغاز شده و نکته جالب این‌که علاقه‌مندان این مجموعه می‌توانند آن را به دو شکل مختلف بینند یکی با زبان اصلی و زیرنویس فارسی و دیگری با آن دوبله درخشان و به یادماندنی، که در راس گویندگان این سریال، صدای اکبر منانی به جای دیوید ساچت در نقش پوارو به طرز هنرمندانه‌ای، هماهنگ با شخصیت این کارآگاه و همچنین شیوه بازی و دیالوگ دیوید ساچت از کار درآمده است.

هرکول پوارو یکی از برجسته‌ترین و معروف‌ترین کارآگاهان در تاریخ ادبیات داستانی است  که در این مجموعه تلویزیونی با بازی فوق‌العاده دیوید ساچت مجسم شده است. پوارو شخصیتی است بسیار محبوب که خالق او آگاتاکریستی به روشنی توصیف‌اش کرده و برایش خصوصیاتی را ذکر کرده که او را با دیگر کارآگاهان کاملا متفاوت ساخته است. در پوآرو ویژگی‌هایی است که او را به شخصیتی بی‌همتا تبدیل می‌کند و سازندگان سریال هم از طریق پرداختن به این ویژگی‌هاست که توانسته‌اند طرفداران این کارآگاه و داستان‌های بانو آگاتاکریستی را مشتاق دیدن این سریال کنند: مثل وسواس بسیار فراوان و بیش از حد او، کفش‌های ورنی که همیشه به پا دارد، سبیل‌های خاصی که به چهره‌اش شکوهی ویژه می‌بخشد و ... ضمن این‌که نظم و ترتیب برای پوارو مهم‌ترین چیزها است. او همه دنیا و زندگی‌اش را بر مبنای نظم بنا کرده و کارها و فعالیت‌های روزانه‌اش همگی به دقت برنامه‌ریزی شده‌اند. اگر پوارو مجتمع وایت‌هاوس را برای سکونت انتخاب کرده، به این دلیل است که در آن نظم و تقارن وجود دارد و اگر جریان امور طوری پیش برود که با روش دلخواه پوآرو هماهنگ نباشد، بسیار ناراحت و عصبانی می‌شود. از دیگر ویژگی‌های پوآرو این است که زبان انگلیسی را خیلی بد صحبت می‌کند و در ضمن صحبت‌هایش مدام از عبارت‌های فرانسوی استفاده می‌کند (که در دوبله فارسی مجموعه هم این مساله به خوبی رعایت شده است)‌ و مثلا کسانی را که با او ارتباط دارند «مون امی» (دوست من)‌ صدا می‌زند. بخش عمده‌ای از محبوبیت سریال از این جا ناشی می‌شود که در کنار همه ویژگی‌ها، دیوید ساچت به لحاظ ظاهری هم بسیار به آن چیزی که آگاتاکریستی از پوآرو ترسیم می‌کند، نزدیک است: «مردی کوچک اندام با قدی کوتاه که به یک متر و شصت و پنج سانتی‌متر هم نمی‌رسد،  وقار خاصی دارد. سرش دقیقا به شکل تخم‌مرغ است و همیشه آن را کمی به یک طرف خم می‌کند، سبیلی کلفت و بسیار مرتب دارد، به تمیزی و آراستگی اهمیت می‌دهد و از گرد و خاک بیش از گلوله می‌ترسد و تحمل کثیفی برایش دشوارتر از زخم گلوله است». می‌بینید که این ویژگی‌هایی که نخستین بار در رمان ماجرای اسرارآمیز در استایلز از هرکول پوآرو به دست داده می‌شود، تقریبا مو به مو در سریال هم رعایت شده است. آن وسواس خاص پوآرو در لباس پوشیدن (مثل پوشیدن کفش ورنی حتی در نواحی روستایی که پوشیدن چنین کفش‌هایی اصلا مناسب نیست یا شیوه پوشش او با آن کت و شلوار راه‌راه از مد افتاده و ساعت جیبی که همیشه به همراه دارد)‌ البته به مذاق خودش هم خوش می‌آید و از ظاهر خود خیلی هم راضی است (اصولا خود خواهی و غرور یکی از ویژگی‌های پوآرو است)‌.

در یکی از قسمت‌های سریال همراهانش را به هر طریقی که شده، به محلی هدایت می‌کند که مجسمه‌ای از او در کنار مجسمه بقیه مشاهیر (مثل چاپلین)‌ وجود دارد تا با دیدن آن، او را تحسین کنند و حس خودخواهی‌اش ارضا شود. دوستان صمیمی او بسیار اندک‌‌اند که یکی از آنها هستینگز است که صمیمی‌ترین وقایع‌نگار او نیز به شمار می‌رود و در اغلب موارد به عنوان دستیار او فعالیت می‌کند.

روش پوآرو با روش کارآگاهانی مثل شرلوک هولمز کاملا متفاوت است. شرلوک هولمز مثلا به بررسی و وارسی دقیق آثار باقی‌مانده، مانند اثر انگشت و خاکستر سیگارو و ردپا و... می‌پردازد و شیوه کارش اصولا مبتنی بر چنین شواهدی است. اما چنین چیزهایی برای پوآرو تنها از این جهت اهمیت دارند که به او کمک می‌کنند تا صحنه قتل را در ذهن‌اش بازسازی کند. آن هم بدون آن که چنین نشانه‌ها و شواهدی مستقیما او را برای شناختن فرد جنایتکار راهنمایی کنند.

او وقتی سرنخ‌های لازم را به دست می‌آورد روی یک صندلی راحتی می‌نشیند و سلول‌های مغزش را به کار می‌گیرد. هر چند عده‌ای از منتقدان پوآرو این روش او را ناشی از تنبلی بیش از حدش می‌دانند (فعالیت بدنی در روش‌های پوآرو برای پیدا کردن سرنخ‌ها و کشف معما تقریبا هیچ‌گونه جایگاهی ندارد)‌، اما طبعا آن چه که پوآرو انجام می‌دهد، به اندازه کار پلیس‌هایی که برای پیدا کردن سرنخ‌ مسافت‌های طولانی را می‌دوند یا بی‌خواب می‌مانند یا حتی روی زمین سینه‌خیز می‌روند، فعالانه است. هر چند در نهایت پوآرو کارآگاهی است که فعالیتش درونی است و فعال‌ترین بخش بدنش، ذهن اوست.

هرچند پوآرو بارها پرونده‌های بسیار دشوار و سختی را به سرانجام رسانده، اما به هر حال هستند کسانی که در توانایی‌های او شک کنند و جالب اینجاست که در یکی از داستان‌ها پوآرو با سربازرس جپ شرط می‌بندد که معمای پرونده را بدون بیرون رفتن از آپارتمان‌اش حل کند و هستینگز مامور انجام کارهای بیرون از خانه شود و البته سرانجام پوآرو حقیقت را روشن می‌کند و شرط را می‌برد. خلاصه این که هرکول پوآرو یکی از معروف‌ترین کارآگاهان ادبیات پلیسی در کل دنیاست. در اینجا بد نیست خلاصه‌ای از زندگینامه این شخصیت را هم با هم مرور کنیم: او که در اصل بلژیکی است، پس از هجوم آلمان به کشورش در سال 1914 مجبور می‌شود به انگلستان فرار کند. پس از پایان خدمت پرافتخارش در اداره پلیس، در سال 1924 بازنشسته می‌شود. پس از جنگ در انگلستان می‌ماند و کارآگاه خصوصی می‌شود. با دوست قدیمی‌اش کاپیتان هستینگز در خانه شماره 14 خیابان فارادی در لندن زندگی می‌کند. هستینگز نه چندان باهوش برای پوآرو همان کاری را انجام می‌دهد که واتسون برای شرلوک هولمز انجام می‌داد. وقتی هستینگز ازدواج می‌کند و در دهه 1930 به آرژانتین می‌رود، پوآرو به عمارت وایت هاوس اسباب‌کشی می‌کند که مجموعه آپارتمان‌هایی‌اند مدرن و ظاهر و ابعاد هندسی آنها عشق مفرط پوآرو را به «روش» و «نظم» ارضا می‌کند. او پس از مدت‌ها فعالیت در عرصه کارآگاهی، مثل هر شخصیت واقعی دیگری در آخرین رمان آگاتا کریستی  پرده‌  دار فانی را وداع می‌گوید. جالب این که در ششم اوت 1975، روزنامه نیویورک تایمز، مرگ هرکول پوآرو را این طور تیتر می‌زند: «هرکول پوآرو، کارآگاه شهیر بلژیکی، درگذشت».

پوآرو در طی چندین دهه یکی از بزرگ‌ترین کارآگاهان جهان بود و در سراسر اروپا و خاورمیانه فعالیت می‌کرد و مورد توجه و عنایت و احترام و علاقه خاندان سلطنت و بالاترین اقشار جامعه بود. او تا پایان عمر به عنوان یک بلژیکی در انگلستان بیگانه باقی ماند و همین وضعیت او باعث شد که بتواند از بسیاری از موانعی که دستگاه‌های ناظر اجتماعی اعمال می‌کردند عبور کند و به عنوان یک ناظر بی‌طرف عمل کند که غیر از برقراری عدالت و سپردن مجرم به دست قانون، هدف و انگیزه دیگری ندارد. مثلا دوستی او با هستینگز به او این امکان را می‌داد که با اقشار مختلف اجتماع ارتباط و رفت و آمد داشته باشد و از خصوصیات رفتاری و ویژگی‌های این اقشار اطلاعات بیشتری به دست آورد. به قول گیلیان گیل در کتاب شخصیت و رازهای آگاتا کریستی: «وابستگی‌های اجتماعی سروان هستینگز در نام و درجه نظامی‌اش پنهان است... و خانم اولیور، علی‌رغم آن همه کمرویی، افرادی را که باید بشناسد، می‌شناسد. پوآرو با کمک این دو دوست خود، به خلوت مظنون‌هایی که به طبقات بالا تعلق دارند و در مکان‌هایی مثل استایلز زندگی می‌کنند راه پیدا می‌کند و در جریان گفتگو با افراد مظنون به رازهای آنها پی می‌برد.
از آنجا که پوآرو نزد صاحبان قدرت و ثروتمند شناخته شده است، اغلب در بهترین هتل‌ها و رستوران‌ها حضور دارد و با نجیب‌زادگان و ثروتمندان و شاهزادگان محشور است. موفقیت پوآرو در حل مشکلاتی که برای آدم‌های طبقات بالای جامعه پیش می‌آید، باعث شده که او به نماد تدبیر و روشن‌بینی و دقت تبدیل شود. همین است که این افراد در برخی موارد خودشان مشکلات شخصی‌شان را با پوارو در میان می‌گذارند و از او کمک می‌خواهند؛ و او هم بارها به اثبات رسانده که روش ویژه‌اش در حل معماها نتایج فوق‌العاده  و شگفت‌انگیزی به همراه دارد. هر چند آگاتاکریستی داستان‌های فراوان‌اش را تنها در اختیار هرکول پوارو قرار نداد و در بعضی از ماجراها شخصیت پیرزنی به نام خانم مارپل عهده‌دار گشودن معماهاست، اما شکی نیست که او هیچ‌گاه به محبوبیت هرکول پوارو دست پیدا نکرد و اصلا آگاتاکریستی ر ا بیشتر به عنوان خالق هرکول پوارو می‌شناسند تا خانم مارپل.»

پوارو در  اقتباس‌های تئاتری و تلویزیونی و سینمایی فراوانی ظاهر شده و موفقیت‌های فراوانی هم به دست آورده. نخستین اقتباس سینمایی از ماجراهای پوارو، از رمان مرگ راجر آکرویه با نام اثبات بی‌گناهی در سال 1931 انجام شد که در آن استین ترور نقش پوارو را بازی می‌کرد (پواروی این فیلم فاقد سبیل بود)‌. شاید موفق‌ترین اقتباس سینمایی در این زمینه فیلم قتل در قطار سریع‌السیر شرق (سیدنی لومت  1974)‌ باشد که نامزد دریافت 6 جایزه از آکادمی اسکار شد و آلبرت فینی یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌هایش را در نقش پوارو به نمایش گذاشت. این فیلم زندگی تازه‌ای به پوارو بخشید و باعث شد که اقتباس‌های دیگری از داستا‌ن‌های پوارو انجام شود. اما بی‌تردید یکی از جذاب‌ترین پواروهایی که در رسانه‌های تصویری به نمایش درآمده، مربوط به  همین مجموعه تلویزیونی باشد که در لندن تهیه شده و در خود انگلستان در تعطیلات پایان هفته پخش می‌شد. دیوید ساچت به نقش پوارو در این مجموعه، شاید بتوان گفت گوی سبقت را از همه بازیگرهایی که تاکنون نقش پوارو را ایفا کرده‌اند  از لافتون و ترور تا فینی و آستینوف  ربوده است. گذشته از همه اینها، موسیقی متن این مجموعه حالا یکی از خاطره‌انگیزترین و نوستالژیک‌ترین نواهایی است که همه ما به خاطر سپرده‌ایم.

مسعود ثابتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها