قاب خوانندگان

کلیشه در قرنطینه‌

اکثر مردم تهران این روزها، در فضاهای تبلیغاتی شهر، پوستر فیلمی را می‌بینند که هنرپیشه‌های مطرح با گریمی خاص در آن جای گرفته‌اند، در بالای این پوسترها نوشته شده «قرنطینه» و جالب است که با تاکید فراوان در زیر آن این جمله به نگارش درآمده «اولین ساخته منوچهر هادی» و خوب قطعا نه تنها علاقه‌مندان همیشگی سینما بلکه بسیاری دیگر از مردم، روانه سینماها جهت دیدن این فیلم می‌شوند. «قرنطینه» که وقتی چند پلان نخست آن از جلوی چشمان تماشاچیان می‌گذرد تا پایان آن را حدس می‌زنند، باز مثل فیلم‌هایی که این روزها اکران می‌گردند یک داستان عشقی دارد آن هم از مدل پسرپولدار و دختر فقیر!
کد خبر: ۱۸۵۰۴۰

 تیپ چنین داستان‌هایی کاملا فضایی ملودرام داشته که مرتبا به دنبال بیان عواطف و احساسات آدم‌هاست البته وجود چند عنوان خاص اخلاقی و پند و نصیحت نیز به عنوان چاشنی خاص آن محسوب می‌شود. کلیات داستانی در قرنطینه کاملا مشخص است، سمیه دختری از خانواده پایین جامعه است. دختری که زندگی و شرایط محیطی از او، انسانی خاص ساخته. نوسانات جاری در زندگی وی که معطوف به شرایط سخت زندگی خانواده اوست سمیه را در موقعیت‌های خاصی قرار می‌دهد. خلق این موقعیت‌ها هر یک توانسته دستاویز مناسبی برای حرکت در مسیر گوناگون و بعضا حاشیه‌پردازی در این اثر باشد. کارگردان با انعکاس ابعاد زندگی او می‌خواهد نگاه بیننده را معطوف به شرایط ماهوی سمیه کند، حرکت در قرنطینه آنقدر آرام و بی‌تنش است و کارگردان به آرامی تمام به تاکیدات خود بر بروز شخصیت برگرفته می‌پردازد اما غافل از عین که این توجهات بیش از حد، باعث شکست برخی قواعد و مرزهای ویژه می‌شود. با طرح موضوع بیماری سمیه باز شیب جدیدی در «قرنطینه» آغاز می‌شود اما این بار شیب خیلی برای مخاطب مبهم نیست. فقر و بیماری سمیه و حرکت سیال به سوی عشق میان او و سهیل از نکات خاص و در این حال مبهم «قرنطینه» است و البته چاشنی‌هایی نظیر وجدان، دنیاپرستی، عشق و معرفت نیز مرتبا در این جدال با المان‌های گوناگونی، به چشم می‌خورند. اما منوچهر هادی در این اولین ساخته‌اش داستان را به بروز تعلیق و گره زایی‌های آن سوق می‌دهد. او با طرح شخصیت محمدرضا و بیان علاقه او به دختری با بیماری همانند سمیه می‌خواهد عمق اختلاف نگاه و سلیقه‌ها را بیان نماید. خلق این موقعیت و تغییر دریچه نگاه و امکان تماشاچی برای قدرت تشخیص و انتخاب در میان دو موضوع ستودنی است اما سوال جدی اینجاست که آیا این چالش کشیدن‌ها خیلی با هم متمایز است، آیا در کل محمدرضا و سهیل، با آن همه اختلاف نگاه و نظر ظاهری، توانسته‌اند، سیر عادی را در اثر تغییر دهند؟ بیان عشق در مقابله و التیام بیماری انصافا در قرنطینه ستودنی است اما به مثل شیرینی زیاد که انسان را دلزده می‌کند این امر در قرنطینه چنین روایتی به خود گرفته و در نهایت خلق چنین موقعیتی نیز سبب نشده تا مخاطب بیشتر توجه خاص داشته باشد. اگر چه در نوع پردازش اصلی به نوع بیماری، شواهد ظاهری و پیشینه‌های مشخصه بیماری کاملا بی‌توجهی شده اما پس از مشخص شدن نوع بیماری، بازیگران به خصوص خاطره حاتمی از پس نقش به خوبی برآمده‌اند با ذکر این نکته که باید «قرنطینه» را به ویترین غنی از بازیگران تشبیه کرده ویترینی که تنها مولفه برتری «قرنطینه» است. با این که این داستان دارای ضعف‌های عمده‌ای است اما پتانسیل خوبی برای طرح برخی موضوعات اجتماعی داشت. به هر حال کارگردانان به نوعی نماینده افکار عمومی هستند، آنان می‌توانند با طرح موضوع و به چالش کشیدن برخی موانع و مشکلات برخی از دغدغه‌های اجتماعی را بیان کنند، موردی که کاملا در «قرنطینه» فراموش شده بود و شاید هم به همین دلیل خیلی نتوانست با مخاطب ارتباط نزدیک و صمیمی برقرار نماید.

کوروش علم‌جو

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها