ساری - عبدالرحیم دیوسالار - خبرنگار جامجم: وقتی فرشته برای زایمان به بیمارستان رفت، کسی فکر نمیکرد 8 سال و 355 روز کما در انتظار او باشد.
فرشته سالاریه 8 سال و 355 روز پیش زمانی که قدم به بیمارستان شهید بهشتی بابل گذاشت، تنها یک آرزو داشت، این که فرزندش سالم به دنیا بیاید، اما اصلا فکر نمیکرد پس از زایمان چشمهایش این همه سال بسته بماند. کودک 8 ماهه فرشته صبح روز 14 تیرماه سال 79 به صورت طبیعی به دنیا آمد، اما زنده نماند تا 8 سال بعد، روز مادر را در کنار بستر مادرش باشد و دسته گلی نثار او کند.فرشته سالاریه به گفته مادرش که تمام این سالها پرستارش بوده، یک روز پس از زایمان حالش به هم میخورد، و براساس توصیه پزشکان برای سیتیاسکن به ساری منتقل میشود، اما او در راه رسیدن به ساری چشمهایش بسته میشود و به کما میرود.
کد خبر: ۱۸۳۹۶۵
3 ماه بستری شدن در بیمارستان هم باعث نمیشود که فرشته از کما خارج شود، او با زخم بستر از بیمارستان به خانه میآید و مادرش پرستارش میشود.داستان فرشته اما به همین جا ختم نمیشود، او را 4 سال بعد از این اتفاق به بیمارستان بقیهالله تهران میبرند و مشخص میشود که مغز او آب آورده است. پزشکان آب مغز او را خالی میکنند و باز فرشته در کما به بابل برمیگردد تا باز این مادرش باشد که پرستاری از او را به عهده میگیرد.مادر فرشته 10 روز دیگر که بگذرد 9 سال است که از فرزندش پرستاری میکند، فرزندی که این همه سال را در کما سپری کرده است.برادرزاده فرشته که دانشجو است به خبرنگار ما میگوید: «عمهام قادر به حرف زدن و حتی شناسایی نزدیکان نیست، اما برخی اوقات لبخند میزند و گاهی هم اشکهایش سرازیر میشود.»
کسی نمیداند، فرشته در این لحظات به چه چیزهایی میاندیشد و چه رویاهایی از برابر چشمهایش عبور میکنند. برادرزاده فرشته میگوید: خوراک او طبیعی است و نسبت به قلقلک پاهایش واکنش نشان میدهد.فرشته در تمام این سالها از طریق لولهای که به معدهاش وارد شده غذایش را که سوپ است میخورد.
10 روز دیگر کمای فرشته 9 ساله میشود و پدر و مادرش هیچ تقاضایی از کسی ندارند، آنها فقط میخواهند، پزشکان متخصص مغز و اعصاب کشور کمکشان کنند.سالها پیش پزشکان بیماری او را «خوابیدگی مغز» عنوان کرده بودند پزشکان سنتی نیز نسخههای گیاهی زیادی برای فرشته پیچیدهاند، اما این نسخهها هم جواب نداده است.
این خبر را چند هفته پیش، شنیدیم، اما انگار دست تقدیر زمان تهیه و تنظیماش را آنقدر عقب انداخت تا داستان فرشته درست در روز مادر چاپ شود، روزی که همه در حال تهیه کادو برای همسران و مادرانشان هستند، اما نه فرزند فرشته زنده است که برای او کادویی بگیرد و نه همسرش به پایش مانده تا این روز را در کنارش باشد.فرشته این روزها هیچکس را هم که نداشته باشد مادرش را دارد که عاشقانه پرستار اوست؛ روز فرشته و مادرش هم مبارک.