بعضی‌ها داغشو دوست دارن‌

بیا تا برویم‌

شما چرا چشم دیدن ما را ندارید که بعد از یک سال کار و گرفتاری حالا پاشدیم برای استخوان سبک کردن رفته‌ایم به جشنواره‌ای که خیلی مهم است و همه بر جایگاه سترگ آن اشتراک نظر دارند.
کد خبر: ۱۸۳۲۸۸

آخه شما قبول، اما دیگه چرا این همه آدم را همراه خودتان برده‌اید؟

شما وکیل آنهایید؟ دل‌شان خواسته آمده‌اند.

اما آنها همه زیردستان شما هستند توی اداره‌ای که مشغول به کارید...

خب باشند. من مقصرم؟ بروید یقه‌شان را بگیرید که چرا کارشان را ول کرده‌اند و رفته‌اند جشنواره خارجی.

شما به آنها مرخصی دادید؟

خب معلومه که دادم. مگر اداره ما بی‌صاحب است که هر کس دلش خواست سرش را بیندازد پایین و راه بیفتد برود جشنواره خارجی.

در غیاب شما چه کسی اداره را اداره می‌کرد؟

بچه‌ها بودند.

بچه‌ها چه کسانی هستند؟

نیروهای متخصص و تحصیلکرده.

وظیفه‌شان در غیاب شما چه بود؟

اصلی‌ترین وظیفه‌ای که به آنها محول کرده بودیم این بود که هر ارباب‌رجوعی از راه رسید، به او بگویند کسی نیست و برود یک ماه دیگر بیاید.

فکر نمی‌کنید آنها در انجام این مسوولیت خطیر ناتوان باشند؟

آنها کارآزموده هستند.

حالا خود شما در جشنواره خارجی چه می‌کردید؟

فیلم می‌دیدیم و تبلیغ سینمای ایران را می‌کردیم.

مگر شما چند نفر بودید؟

نزدیک 20 نفر.

20 نفر؟ جای خالی آنها را چه کسانی پر می‌کردند؟

آنها هم جانشین داشتند.

با همان روش شما؟ که هر کس آمد بگوید برو یک ماه دیگر بیا؟

دقیقا.

حقوق‌شان چه‌قدر بود؟

چه کسانی؟

آنهایی که همراه‌تان بودند.

خب این ماموریت ساده‌ای نبود و مجبور بودیم سه برابر حقوق‌شان حق ماموریت به آنها بدهیم.

جریان کاری در غیاب شما چه‌طور پیش می‌رفت؟

خب وقتی ما نیستیم، چه کاری قرار است پیش رود.

یعنی هر کسی با شما یا دستگاه زیرمجموعه‌تان کار داشت، باید یک ماه صبر می‌کرد؟

بله.

حالا چرا یک ماه؟ مگر جشنواره یک هفته نیست؟

خب تا بیاییم و جاگیر شویم طول می‌کشد. بالاخره سفر طولانی است و آدم را خسته می‌کند و لازم است که چند روزی در خدمت خانواده باشیم تا ببینیم چه پیش می‌آید.

از گفتگوی صادقانه شما متشکرم.

مگر می‌خواهی چاپش کنی؟

خب معلوم است.

پس این کار را بکنید و وقتی چاپ شد من همه‌اش را تکذیب می‌کنم.

کن بی‌کن‌

یک بار توی کن یک اتفاقی افتاد. نه دو بار دو تا اتفاق افتاد. رو این حساب، کن شد جزیره گنج. جزیره‌ای که همه دوستش داشتند و هر اتفاقی آنجا می‌افتاد ندید قبول می‌کردند. اما پس از مدتی آن یکی دو اتفاق دیگر نیفتاد و کن سینمای ایران را تحویل نگرفت. از آن پس، کن شد خرابه‌ای که باید آشغال آشپزخانه را از در پشتی انداخت آن تو. گفتگو با یک کارشناس سینمایی را می‌خوانید:

نظرتان راجع ‌به کن چیست؟

اسمش را هم نیاور که دلخور می‌شوم و مجبورم نکن که بخوابانم توی گوش‌ات.

آخ! حالا چی شد که این قدر شما بدبین شده‌اید؟

کلا بی‌خیال کن شویم بهتر است. اصولا ما بودیم که کن را گنده می‌کردیم و به آن پروبال می‌دادیم.

حالا تکلیف سینمای ایران و حضور بین‌المللی‌اش چه می‌شود؟

کی گفته که کن جشنواره معتبریه؟

هیشکی.

غضنفر هالیوودیان‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها