کارگاه نمایش، مرکزی تئاتری بود که سال 1348 آغاز به کار کرد. این نهاد سعی کرد تمامی کسانی که گرایشهای نو و نامتعارف را در حوزه تئاتر دنبال میکنند، کشف کند و امکان تمرین و اجرا را برای آنها فراهم سازد. از همین رهگذر، جوانان بسیار خلاق و مبتکری به کارگاه راه یافتند و مطابق انتظار، سنگ بنای تئاتر را پیشروی ایران نهادند.
آثار کارگاه نمایش به اصول و قواعد کلاسیک تئاتر پایبند نبودند و همواره شیوههای نو و تعاریف جدید را در حوزه تئاتر جستجو میکردند. در مقابل، اداره تئاتر نماینده اتکا به اصول و قواعد تئاتر کلاسیک بود. اداره تئاتر پس از تشکیل کارگاه نمایش به انتقادهای بسیار کوبنده علیه کارگاه پرداخت و در مقابل اعضای کارگاه نمایش، اداره تئاتر را نهادی ارتجاعی دانست. این درگیری شاید پرحاشیهترین و معروفترین مباحثهها را در حوزه تئاتر رقم زده باشد. شگفتا که با وجود چنین مباحث داغی در مورد کارگاه نمایش و خطشکنیهایش، هیچ کتابی که منحصرا به کارگاه بپردازد منتشر نشد.
حمیدرضا ریشهری، نخستین نویسندهای است که اولین کتاب نظری خود را در حوزه تئاتر به کارگاه نمایش اختصاص داده است. او در کتابی مفصل با عنوان «کارگاه نمایش» این نهاد تئاتری را مورد بررسی قرار داده و سعی کرده با توصیف فضای تئاتری پیش از شکلگیری کارگاه نمایش، بستر و دلایل پیدایش آن را روشن کند. او برای بررسی دقیقتر، به زندگی وآثار همه افراد تاثیرگذار در کارگاه نمایش پرداخته و برای نویسندگان، کارگردانان، بازیگران و طراحان صحنه فصولی جداگانه اختصاص داده است. چگونگی افول و نقدهای نویسنده نسبت به کارگاه نمایش، بخشهای دیگری از کتاب را تشکیل میدهد. یکی ازمهمترین ویژگیهای کتاب این است که در جهت برچیدن فضای غوغاسالاری گام برمیدارد. در شرایطی که مدعیان و اعقاب بحق یا ناحق کارگاه نمایش و اداره تئاتر یکدیگر را متهم میکنند، کتاب کارگاه نمایش تلاش کرده با بررسی علمی و منطقی هویت کارگاه نمایش، نسبت آن را با افکار و عقاید همعصرش نشان دهد.
احسان استیری