پرسپولیس و استقلال البته صاحب پیشینهای قابل توجهاند و کلی هوادار میلیونی پشت سر خویش دارند، اما این همه فقط در مقام حرف است، چرا که در عمل به لحاظ باشگاهی ساختار درستی ندارند؛ نه زمینی برای تمرین و نه ورزشگاهی که بتوانند مسابقات خود را در آن برگزار کنند و باصطلاح از این راه به درآمدی برسند. همه امید مدیریت این دو باشگاه نیز به سازمان ورزش و بودجه دولتی است که اگر روزی از آنها دریغ شود، معلوم نیست بتوانند در بازار مکاره فوتبال ایران دوام آورده و طی طریق کنند.
از سویی، نبود ثبات مدیریتی نیز همیشه برای سرخابیها دردسرساز بوده است. امروز پرسپولیس با وجود قهرمانی در لیگ برتر، مدیرعاملش را از دست داده و طی امروز و فردا باید فرد جدیدی در راس باشگاه قرار گیرد تا برنامههای زمین مانده را جمع و جور کرده، اجازه ندهد پرسپولیس بیش از این دچار بحران و در سه جام پیش رو متضرر شود.
آنچه مسلم است، سازمان ورزش به دلیل اقبال مردمی نمیتواند قید پرسپولیس و استقلال را به این سادگی بزند و به همین دلیل با تمام کمبودها، منابع مالی را هرازگاهی به صندوق این دو باشگاه تزریق میکند تا آنها با سیلی هم که شده صورتشان را سرخ نگاه دارند و به هر طریق، در عرصه رقابتهای داخلی حضور داشته باشند.
ادامه این روند بیشک پاسخگوی نیازهای رو به تزاید دو باشگاه پرطرفدار نخواهد بود. صرفنظر از اختلاف نظرها و سلیقهها ، مشکلات مالی، بدهیهای زمینمانده و بحث ساخته و پرداخته شدن تیمی قدرتمند که پاسخگوی نیاز و انتظار هواداران باشد، حبیب کاشانی را از مجموعه سرخها فراری داد تا امروز حدیث تکراری پرسپولیس نقل محافل شود. براستی با چنین وضعیتی میتوان امید داشت که پرسپولیس در عرصه لیگ باشگاهی و جام باشگاههای آسیا قدرتمند و شایسته حاضر شود؟
حجتالله اکبرآبادی