حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در حال حاضر، روابط ایران و عمان در چه سطحی قرار دارد و مهمترین نقاط عطف ایران روابط در چه زمانهایی تعریف شده است؟
روابط 2 کشور جمهوری اسلامی ایران و کشور عمان در 2 نقطه حساس از نظر سیاسی و اقتصادی قرار دارند که در دو سوی تنگه هرمز واقع شدهاند. این موقعیت جغرافیایی اهمیت روابط 2 کشور را رقم میزند.
در طول چند دهه گذشته، در مناسبات تاریخی، سیاسی و اقتصادی همواره شاهد روابطی متین مبتنی بر واقعیتهای سیاسی منطقه و درایت مقامات سیاسی 2 کشور بودهایم و میتوانیم این ادعا را داشته باشیم که با چنین دیدگاهی یعنی سیاست در کنار حکمت، در میان کشورهای منطقه، عمان تقریبا جزو معدود کشورهایی در منطقه خلیج فارس است که در دههای گذشته، نقطه سیاهی در رابطه با ایران نداشته بلکه ارتباط تهران و مسقط همواره رو به توسعه بوده است.
این روابط بویژه در دولت نهم با سفر رئیسجمهور به عمان که در اردیبهشت سال گذشته انجام شد؛ توسعه یافت و میتوان گفت این سفر نقطه عطف جدیدی در روابط و مناسبات 2 کشور بود و با توجه به ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، منطقهای و بینالمللی که همراه خود داشت، صفحه جدیدی در روابط 2کشور گشود.
در پی این سفر، یادداشت تفاهم و قراردادهای مختلف همکاری ویژهای در زمینه نفت و گاز و همکاریهای اقتصادی با حضور شرکتهای ایرانی به امضا رسید و با پروژههای توسعهای در عمان موافقت شد. در ادامه این روند، سال گذشته که از سوی رهبر معظم انقلاب سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیده شده بود، شاهد بیشترین تحولات در مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بودیم. رفت و آمدها و رایزنیهای سیاسی مختلفی در سطوح مختلف بین ایران و عمان صورت گرفت. در همین چارچوب حضور و مشارکت فعال عمان، مقامات قضایی در اجلاسهای مختلف در ایران، اجلاس مرتبط به دادستانهای کشورهای اسلامی و همچنین اجلاس روسای قوه قضاییه بویژه حضور قضات زنان مسلمان در اجلاس قضات اسلامی قابل توجه بود.
همچنین میتوان به حضور عمانیها در اجلاسهای سیاسی که در تهران برگزار شد، اشاره کرد و اجلاس غیرمتعهدها و اجلاس وزرای خارجه کشورهای ساحلی اقیانوس هند از تحولات عمده در این مناسبات بود. در کنار این اقدامات، رایزنیهای مستمر بین وزرای خارجه جمهوری اسلامی ایران و وزیر مسوول در امور خارجه عمان، بنعلوی برقرار شد و 2کشور درباره تحولات بینالمللی و مناسبات منطقهای به رایزنی پرداختند. این تعاملات برای هر ناظری کاملا مشهود بود و موجب شد دیدگاهها و نظرات 2 کشور به یکدیگر نزدیک شود. در سایه این معرفت و شناخت متقابل بود که اینک شاهد دیدگاه های مشترک 2 کشور در منطقه هستیم.
به دنبال این مفاهمه مشترک بین ایران و عمان، یک هیات عالیرتبه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی چندی پیش، به ریاست معاون سلطان قابوس فهد بن محمود راهی ایران شد که این هیات از سوی دکتر داوودی، معاون رئیسجمهور مورد استقبال قرار گرفت. اعضای این هیات عالیرتبه سیاسی را وزرای فرهنگ، بازرگانی، اقتصادی، میراث فرهنگی و صنایع تشکیل میدادند که مذاکرات فراگیری با مقامات ایرانی داشتند.
همچنین این هیات با رئیسجمهور نیز دیدار کرد و از طرف احمدینژاد مورد استقبال قرار گرفت. باید گفت این سفر هم به لحاظ روابط دوجانبه، هم با توجه به موافقتنامهها و اسنادی که در حوزه فرهنگ سیاست و اقتصاد امضا شد، از اهمیت بالایی برخوردار بود و در نتیجه آن، مذاکرات فشردهای درباره مناسبات بینالمللی و منطقهای میان مقامات 2 کشور انجام شد.
از سویی دیگر، این سفر قبل از برگزاری اجلاس آتی مشورتی سران شورای همکاری خلیج فارس در عربستان صورت گرفت و میتوان پیام صلح و دوستی ایران از رهگذر این دیدار و مذاکرات مبادله کرد.
عمان از جمله کشورهایی در خاورمیانه است که به امریکا اجازه دسترسی به بنادر و فرودگاههای این کشور را صادر کرده و در سفر اخیر گیتس، سلطان قابوس قول حمایت این کشور را از برنامههای امریکا داده است. به نظر شما، در صورت عملی کردن این تهدیدها، آیا عمان اجازه تاسیس پایگاه امریکا در این کشور را میدهد؟
مناسبات عمان با کشورهای غربی، امریکا و دیگر کشورهای اروپایی چیزی نیست که به امروز و دیروز مرتبط باشد، بلکه این مناسبات تاریخی است که بستری مشخص و انکارناپذیر دارد. روابط عمان با سایر کشورها و طرفهای دیگر نیز روابط خوبی است و عمانیها در سیاست خارجی خود، از سیاست موازنه مثبت بهره میبرند. اما آنچه در سوال شما به آن اشاره شد، تنها مطالبی است که از سوی رسانهها منتشر شده است و از سوی وسایل ارتباط جمعی دولتهایی عنوان میشود که علاقهمند به توسعه مناسبات دوستانه ایران با سایر کشورها نیستند. چنین اظهاراتی از سوی منابع غیرمرتبط در روابط ایران با سایر کشورها جایی برای اعتبار ندارد و آنچه ما از آن اطلاع داریم، این است که مقامات عمانی همواره در مذاکرات خود با سایر کشورها و طرفهای دیگر از دیدگاهها، سابقه تمدنی و فرهنگ ایران دفاع کردند و در گفتگو با مقامات و شخصیتهای سیاسی دیگر کشورها همواره با دیده احترام به فرهنگ و تمدن ایران نگریستند و تلاش کردند این دید را به دیگر مقامات و شخصیتهای سیاسی که با آنان در ارتباط و گفتگو هستند، منتقل کنند و به نظر میرسد تاکنون خوب ایفای نقش کردهاند. بارها در اجلاسهای منطقهای ما شاهد طرح دیدگاههای ایران از زبان مقامات عمان بودیم و این امر حاکی از شناخت عمانیها از سیاستهای ایران است و این شناخت از استمرار گفتگوها و رایزنیهای میان مقامات 2 کشور حاصل شده است.
رویکرد مقامات عمان نشان میهد آنها دریافتهاند که ایران به عنوان قدرت منطقهای قطعا میتواند دوست و برادر باشد و این کشور را در توسعه مناسبات همه جانبهاش یاری کند. از این رو، همان گونه که ما در عمل نیز شاهد هستیم، آنچه از زبان این رسانهها نقل میشود با رویکرد عملی این دولت متفاوت است و این اخبار تنها از زبان رسانههای غربی یا رسانهای که منابع اطلاعاتی آنها غربی و اروپایی است و توجهی به منافع کشورهای منطقه ندارند، بیان میشود.
در ارتباط با سفرهای اخیر، آنچه در محافل سیاسی و مطبوعاتی مستقل و از سوی عمانیها مطرح شد، این بود که آنها با تشریح مواضع خود دیدگاهها و مواضع جمهوری اسلامی ایران را به مقامات امریکایی گوشزد و به آنها تاکید کردند که تحریمهای اقتصادی علیه ایران نباید ادامه داشته باشد و چه بسا در بسیاری از موارد، با ادامه این تحریمها از سوی امریکاییها مخالفت کردند که بهترین دلیل این امر، سفر فهد بن محمود و هیات همراه به ایران است که در این سفر، قرارداد توسعه نفت و گاز کیش میان ایران و عمان به امضا رسید. لذا در یک کلام باید گفت؛ حوزه واقعیتهای سیاسی از حوزه القائات رسانهای فاصله بسیار دارد و در عین حال، جمهوری اسلامی ایران همواره هوشیاری خود را در ابعاد مختلف و در ارتباط با هر اقدام تجاوزکارانه حفظ کرده و آماده دفاع از کیان کشور اسلامی است. در عین حال، همانگونه که بیشتر کارشناسان و تحلیلگران سیاسی تاکید میکنند هزینه هر حمله به جمهوری اسلامی ایران، بسیار بالاست و حتی کسانی که گفته میشود چندان عقل مدبری نیز در کاخ سفید ندارند، نمیتوانند این اقدام و اشتباه بزرگ تاریخی را انجام دهند. در عین حال، ایران آمادگی آن را دارد که در صورت مشاهده هرگونه اقدام تهدیدآمیز، واکنش شایستهای را نشان دهد.
طرحهای مشترک ایران و عمان در مورد تنگه هرمز چیست؟
تنگه هرمز تنگه ویژه، میان 2 کشور است. سالهاست که بین 2 کشور ایران و عمان یک کمیته مشترک فنی و همکاریهای دوستانه نظامی وجود دارد که در آن، تهران و مسقط زمینه همکاریهای دوطرفه بویژه تردد آبراههای منطقه از جمله تنگه هرمز را بررسی و در مورد آن تبادل اطلاعات میکنند و این مبادله در چارچوب همکاریهای 2 کشور قابل تفسیر است.
آنچه مسلم است، 2 طرف معتقدند که عبور شناورها از این منطقه باید صلحآمیز و بیضرر باشد و طرف عمانی هم که شناورها و سواحل و مناطقی را در آن سوی این آبراه دارد، به این نکته توجه دارد که خواست ایران این است که این آبراه، آبراه صلح و دوستی باشد، نه آبراه جنگ و ستیز. در عین حال جمهوری اسلامی ایران این آمادگی را دارد که در برابر هر اقدام تحریکآمیز ممکن هوشیاری به خرج دهد و واکنش شایستهای داشته باشد. نظیر آنچه همزمان با سفر بوش به منطقه به وقوع پیوست و سیاستمداران غربی تلاش کردند این منطقه را نزد افکار عمومی ناآرام جلوه دهند و جهان را علیه ایران تحریک کنند، اما اقدام بموقع ایران مانع جدی برای این ترفند آنان شد. چنین حرکتی با حضور اسماعیل احمدیمقدم، فرمانده نیروی انتظامی در عمان همزمان بود و برای مقامات عمانی بروشنی آشکار شد. آنچه علیه ایران در افکار عمومی منتشر شده بود، فضاسازی رسانهای بوده و واقعیت نداشته است. همچنین مقامات عمان نیز تاکید کردند اهتمام ویژهای دارند که مانع از هر حرکت و تحریکی در منطقه و ایجاد فضای آرام در آن شوند.
ما بتازگی شاهد سفر رئیسجمهور به این منطقه بودهایم. به نظر شما مهمترین دستاوردهای این سفر چیست؟ مهمترین مسائل میان تهران و عمان کدامند؟
سفر رئیسجمهور به عمان در ابعاد مختلف و به لحاظ روابط دوجانبه از اهمیت ویژهای برخوردار و حائز اهمیت بود. در این سفر که در ادامه زنجیره سفر رئیسجمهور به کشورهای عربی و همسایگان خلیج فارس انجام گرفت، ابعاد مختلف رایزنیهای سیاسی و فرهنگی بینالمللی بررسی شد و این فرصت فراهم آمد که رایزنیها با عمان در بالاترین سطح صورت گیرد. در این سفر رئیسجمهور اهتمام ویژهای به موضوع ایرانیان و توسعه مناسبات در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و بازرگانی داشت و حضور ایشان در جمع ایرانیان مقیم عمان و شرکت در جلسه مشترک تجار ایرانی و عمانی تاثیر موثری بر توسعه مناسبات اقتصادی 2 کشور و تحکیم پیوند ایرانیان خارج از کشور داشت. در عین حال، در این سفر در بستر حوزه رسانهای و فرهنگی زمینه امضای قرارداد همکاریهای جهانگردی و گردشگری فراهم شد که به دنبال آن در سفر بن محمود به ایران قرارداد گردشگری و باستانشناسی میان 2 کشور امضا شد.
به موجب این سفرها، هیاتهای مختلفی به 2 کشور رفت و آمد کردند و برای اولین بار هیات باستانشناسی برای کاوش موزه فرهنگ و تاریخ عمان در این کشور حضور یافت که این همکاریها همچنان ادامه دارد و میتواند پیوندهای تاریخی میان ایران و عمان در سالهای پیش و پس از اسلام را بررسی کند.
سطح همکاریهای اقتصادی 2 کشور در چه نقطهای قرار دارد؟ تاسیس بانک مشترک کشتیرانی به کجا انجامید؟ آیا اعزام پزشکان و پرستاران ایرانی به این کشور ادامه دارد؟
من از ابتدای ماموریتم در عمان به رسانههای این کشور و رسانههای جمهوری اسلامی ایران اعلام کردم که مناسبات سیاسی 2 کشور در بالاترین سطح قرار دارد و آنچه باید درباره آن اهتمام کرد، روابط اقتصادی است که در سطح پایینی قرار دارد. برای حل چنین موضوعی تلاشهای بسیاری صورت گرفته و ما شاهد حرکت رضایتبخشی در سطوح بخش خصوصی و دولتی هستیم. در این جهت 2 طرف تمایل دارند بانکهای دو طرف شعب خود را در کشور مقابل افزایش دهند و به سمت بانک مشترک گام بردارند، اما در عرصه حمل و نقل و خطوط ارتباطی ما با مشکلات و چالشهایی روبهرو بودیم. خوشبختانه سال گذشته خط کشتیرانی مستقیم بندرعباس مسقط برقرار شد و ما به دنبال توسعه این خط هستیم. همچنین در پی برقراری خط مستقیم کشتیرانی بین مسقط و چابهار هستیم که این توسعه با توجه به ارتباطات قوی میان مردم سیستان و بلوچستان و عمان حائز اهمیت است. در عین حال، ما شاهد تحول چشمگیر و تعمیق علاقهمندی شهروندان این کشور به ایران در طول یک سال گذشته بودیم. خوشبختانه یک پرواز چارتر از مسقط به چابهار و از مسقط به شیراز برقرار شده است، اما این خط جوابگوی تقاضای رو به رشد شهروندان عمانی برای دیدار از ایران و در عین حال ایرانیان علاقهمند برای بازدید از عمان نیست.
در گذشته مذاکرات اولیه میان سفارت ایران و مقامات عمان در این باره صورت گرفته و ما با شرکتهای هواپیمایی در ایران چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی در این باره گفتگو کردیم تا بتوانیم پرواز مستقیم به تهران و دیگر شهرها داشته باشیم. امیدواریم در سال 87 بتوانیم برای توسعه خطوط هوایی گام برداریم. علاقهمندی عمانیها به بازدید از مناطق باستانی و گردشگری ایران مثل اصفهان و شیراز و سفر به مناطق شمالی و سرمایهگذاریهایی که در بخش گردشگری در استان خراسان شمالی صورت گرفته است، نشان میدهد این ظرفیت وجود دارد که این خطوط هوایی برقرار شود. علاوه بر گردشگران زیارتی و سیاحتی بخش عمدهای از گردشگرانی که از این کشور عازم ایران میشوند، گردشگران زیارتی هستند. از یک سو به دلیل قیمتهای نازل درمان در ایران در مقایسه با سایر کشورها و از سوی دیگر، برخورد شایسته کادر درمانی و پزشکی با بیماران، همه روزه شاهد افزایش چشمگیر افرادی هستیم که برای درمان از این کشور، راهی شهرهای مختلف ایران از جمله شیراز، اصفهان و یزد میشوند که بخصوص در حوزه قلب، چشم و درمان نازایی این آمار بیشتر است. تنها چالشی که در این بخش با آن روبهرو هستیم؛ زبان خارجی است. تسلط افراد به زبان انگلیسی یا عربی آنقدر نیست که بتوانند با این دسته از مراجعهکنندگان بخوبی ارتباط برقرار کنند.
سیاست عمان درخصوص برنامه هستهای ایران چیست؟
عمانیها قبل از هر کشور دیگری از حق مسلم انرژی صلحآمیز هستهای ایران دفاع کردند و همواره بر حل مسالمتآمیز آن تاکید داشتند. آنها طی یکسال گذشته چه در اجلاس ریاض و چه در شورای همکاری خلیجفارس ضمن تاکید بر حق ایران برای برخورداری از انرژی صلحآمیز هستهای، خود نیز استفاده از این انرژی را در دستور کار قرار دادند و ایران نیز آمادگی خود را برای همکاری با این کشورها در زمینه هستهای و زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد. عمانیها در گفتگوهای سیاسی خود با طرفهای ثالث نیز این دیدگاه را اعلام و تاکید کردند که ایران هیچگونه هدفی جز استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای ندارد. این باور را نهتنها خود قبول دارند، بلکه در گفتگو با مقامات غربی و امریکا آن را منتقل و همواره به اینکه موضوع هستهای ایران بهانهای برای برخورد باشد مخالفت کردهاند.
فهد بن محمود، معاون سلطان قابوس در سفری به تهران که وزیر خارجه عمان نیز وی را همراهی میکرد، ضمن دیدار با وزیر خارجه کشورمان به رایزنیهای سیاسی مختلفی نیز پرداختند.
بسیاری از رسانههای ناسیونالیست عربی در دفاع از کاربرد نام جعلی خلیج عربی اظهار میکردند که اگر خلیج فارس متعلق به ایران است پس دریای عمان نیز متعلق به عمان است. به نظر شما سیاست عمان راجع به جعل نام خلیج فارس چیست؟ این کشور چه نظری درخصوص جزایر سهگانه ایرانی دارد؟
خلیج فارس یک نام ایرانی است و اسناد تاریخی آن نیز وجود دارد، این اسناد تاریخی مربوط به یک سال و دو سال یا یک قرن و دو قرن نیست. این اسناد تاریخی است و به چندینهزار سال قبل برمیگردد که نام این مجموعه یعنی خلیجفارس، دریای عمان و اقیانوس هند در دوران باستان به دریای پارس معروف بوده است و حتی در اسناد و مکتوبات فقهی و تفصیلی متعدد نیز نام دریای پارس آمده است و بسیاری از مقامات کشورهای عربی نیز از دوران کودکی نام خلیج فارس را میشناسند. اما زمانی که ما از خلیج فارس سخن میگوییم به این معنا نیست که خواهان مالکیت تمام این منطقه هستیم، بلکه منظور ما این آن است که این یک نام تاریخی است و برهم زدن آن، یک ایده استعماری برای ایجاد اختلاف میان کشورهایی است که دو سوی این آبراه قرار دارند. این منطقه آبراهی است که بر آن قوانین بینالمللی حقوق دریاها برقرار است. یک سری مناطق ساحلی و آبهای داخلی دارد و یک سری مناطق عبور آزاد که حقوق کشورها در رابطه با بستر و زیر بستر آن روشن است. اینکه کسی بگوید دریای عمان به دلیل اینکه نامش عمان را دارد متعلق به این کشور است، درست مثل آن است که بگوییم اقیانوس هند متعلق به هند خواهد بود. البته نباید بحث جزایر ایرانی را با بحث تغییر نام خلیج فارس مخلوط کرد. جزایر ایرانی بخشی از سرزمین ایران است و موضع ایران در مورد آن یک موضع روشن و همیشگی است. یک یادداشت تفاهم بین ایران و عمان درخصوص جزیره ابوموسی قبل از خروج انگلیسیها و بین ایران و شارجه در سال 1971 امضا شده و موضوع آن کیفیت حضور شهروندان شارجه در این جزیره است و موضوع حاکمیت ایران بر تنب بزرگ و تنب کوچک نیز چیزی نیست که قابل بحث و گفتگو باشد. درخصوص سوءتفاهمی که با اماراتیها در مورد ابوموسی پیش آمده و نامهای که شیخ زاید در سال 1991 در مورد برخی مشکلات شهروندان شارجهای ساکن این جزیره نوشته است، مذاکراتی نیز بین مقامات دو کشور برای رفع سوءتفاهم صورت گرفته است. به نظر من هرگونه اقدامی خارج از مذاکرات بین مقامات ایرانی و اماراتی به بیراهه رفتن است. ایران در این باره دیدگاه خود را به مقامات اماراتی اعلام کرده است، برخی رسانهها تلاش دارند تا در این زمینه شیطنت کنند. با توجه به مناسبات گسترده ایران با امارات و علایق تاریخی، منافع اقتصادی و تجاری دو کشور، طبعا مناسبترین راهحل برای رفع سوءتفاهم گفتگوی دوجانبه و پرهیز از دامنزدن به اختلافات و ادعاهای غیرواقع است.
همکاریهای ایران و عمان پیرامون موضوع فلسطین و لبنان و سازمان کنفرانس اسلامی و شورای همکاری خلیج فارس چگونه است؟
عمان از جمله سردمداران همکاری با ایران در حوزه خلیجفارس بوده و در گذشته از دهه 1970 یعنی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مبتکر گفتگوهای چندجانبه میان ایران و شورای همکاری خلیج فارس بوده است. نخستین موضوعی که میان ایران و اعراب در این زمینه مورد توجه قرار گرفت، همکاریهای ایران و مجموعه شورای همکاری خلیجفارس است. این همکاریها در پرتو سفر رئیسجمهور به دوحه و شرکت در بیستوهشتمین اجلاس شورای همکاریهای خلیجفارس و پیشنهادهایی که در این سفر از سوی رئیسجمهور برای توسعه همکاری با 6 کشور عضو این شورا مطرح شد، بیشتر مورد توجه قرار گرفت و توسعه یافت و عمانیها از جمله کشورهایی بودند که از این رایزنی و گفتگوها حمایت کردند. در یک ماه آینده ما شاهد برگزاری اجلاس مشورتی شورای همکاریهای خلیجفارس در عربستان هستیم که حتما عمانیها پیام جمهوری اسلامی ایران را برای توسعه مناسبات منتقل میکنند.
علاوه بر این در حوزه مجموعه اتحادیه عرب، تحولات منطقهای، لبنان و فلسطین، جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان رایزنیهای متعدد داشته و اجلاسهای چندجانبه ایران، عمان، سوریه، قطر و دیگر کشورهای موثر در تحولات منطقه در طول ماههای گذشته در کشورهای مختلف برگزار شد که نمونههایی از توجه عمانیها به رابطه چندجانبه ایران با کشورهای عربی حوزه خلیجفارس و خاورمیانه است. همچنین توجهات دیدگاههای ایرانیان به تحولات لبنان و فلسطین برای عمانیها کاملا شناختهشده است و عمانیها با ایرانیان دیدگاههای مشترکی دارند.
باید توجه داشت که منطقه خلیجفارس منطقهای حائز اهمیت بوده و از جمله مناطق ژئواستراتژیک جهان به شمار میرود و کسانی که از آن سوی آبها آمدهاند، نمیتوانند با تنش و بحران آن را اداره کنند و چارهای ندارند جز این که از خلیجفارس خارج شوند و اداره امور را به ملتهای منطقه واگذارند. منافع ملتهای این منطقه به یکدیگر گره خورده است و ملتها باید بدانند که در یک فضای آرام و به دور از دشمنیها میتوانند به این منافع دست یابند.
مرتضی رحیمی، متولد 1331 سفیر ایران در عمان است. وی تحصیلات خود را در دانشگاه تبریز به پایان رساند و از سال 1360 بعد از دورهای تلاش در وزارت جهاد سازندگی وارد حوزه سیاست خارجی شد. وی از اولین ماموریت خود به عنوان کاردار موقت سفارت ایران در کویت به عنوان دوران سختی یاد میکند؛ دورانی که صدام تلاش میکرد تا در نقش ژاندارم منطقه، کشورهای عربی را علیه ایران وادار به موضعگیری کند.
وی در فاصله سالهای 1363 تا 1367 رئیس اداره آموزش و معاون مدیرکل آموزش و ارزشیابی شد و در فاصله سالهای 1367 تا 1374 به عنوان معاون و رئیس اداره دوم خلیجفارس منصوب شد.
رحیمی در سال 74 سفیر جمهوری اسلامی ایران در یمن شد که ازجمله کشورهای مهم در حوزه عربی به شمار میرود، اما از سال 1378 ریاست دوم اداره خلیجفارس در ایران را به عهده گرفت و از سال 85 تاکنون به عنوان سفیر ایران در عمان مشغول به خدمت است.
رحیمی بر این باور است که وجود قرابتهای خانوادگی میان دو کشور پیوندهای تاریخی و فرهنگی را دوچندان کرده است و این پیوندها به گونهای است که با سفر به عمان میتوان دیدگاه و نظر تازه به روابط دو کشور داشت.
کتایون مافی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....