با حجت‌الا‌سلام‌ سیدرمضان موسوی مقدم، معاون مجلس و امور استان‌های سازمان صداوسیما

قلمرو ‌فرهنگی‌ فراتر ‌از ‌مرزهای ‌استانی‌

جشنواره شانزدهم تولیدات مراکز صداوسیما این روزها در شیراز در حال برگزاری است؛ جشنواره‌ای که عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور را به نام خود سند زده است. آن‌طور که معاون امور مجلس و استان‌های سازمان صداوسیما می‌گوید هدف اصلی برگزاری این جشنواره بهبود کیفیت آثار مراکز صداوسیمای کشور است.
کد خبر: ۱۸۱۵۷۸
حجت‌الاسلام سیدرمضان موسوی مقدم درباره اهداف برگزاری این جشنواره می‌گوید: از آنجا که مراکز استانی، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی در حال افزایش هستند، بخش عمده‌ای از تولیدات شبکه‌های ملی را تامین می‌کنند و از همه مهم‌تر در خدمت توسعه استان‌ها و قلمرو فرهنگی آنها هستند، لازم است که مجموعه تولیدی آنها در جشنواره‌ای به رقابت گذاشته شود.

جشنواره مانند همیشه در 5 بخش صدا، سیما، خبر، موسیقی و پژوهش برگزار خواهد شد. وقتی جشنواره‌ای به 16 سالگی می‌رسد معنایش این است که بازتاب‌های مثبتی داشته است. به همین علت رفته رفته حضور جدی برنامه‌های استانی را در بهترین زمان‌های شبکه‌های ملی شاهد هستیم.

نمایش 34 تله‌فیلم و 27 سریال در سال گذشته از شبکه‌های ملی البته برای مراکز استانی یک امتیاز خواهد بود. اگر جشنواره تولیدات مراکز صداوسیما را یکی از علت‌های این اتفاق خوب بدانیم، بد ندیدیم با معاون مجلس و امور استان‌های سازمان صداوسیما درباره برگزاری این جشنواره صحبت کنیم.

این جشنواره چقدر تبلیغاتی است و چه اندازه واقعا در ارتقای کیفیت برنامه‌های استانی موثر است؟

براساس آیین‌نامه محتوایی جشنواره، اهداف جشنواره مشخص شده است. جشنواره به 2 صورت آثار را دریافت می‌‌کند. بخش اول مربوط به آثاری است که به صورت تصاد فی از روی آنتن گرفته می‌شود.

یعنی این آثار صرفا برای جشنواره ساخته نشده‌اند؟

بله. آنچه روی آنتن مراکز در حال پخش است 80 درصد برنامه‌هایی را  تشکیل خواهد داد که مورد بررسی قرار گرفت. یعنی فرض کنید مرکزی که بین 8 تا 11 ساعت برنامه تولید و پخش می‌کند به صورت تصادفی برنامه‌هایی از میان آنها انتخاب می‌شود و مورد قضاوت قرار می‌گیرد. 20 درصد باقی‌مانده در بخش‌هایی است که جشنواره توصیه می‌کند. چنین برنامه‌هایی یدر جشنواره حضور داشته باشد. جشنواره به دنبال ارتقای محتوای شبکه‌های استانی است و فقط دنبال این نیست که جشنواره‌ای با این نام برگزار شود.

وقتی 80 درصد برنامه‌های یک شبکه استانی به صورت تصادفی انتخاب می‌شود طبیعتا بسیاری از تولیدات «ج» و «د» را شامل خواهد شد، بنابراین ما به سمت تولید بهتر آثاری می‌رویم که در مراکز استان‌ها ساخته می‌شوند. از این نظر، شبکه‌های استانی در یک رقابت سالم حضور خواهند داشت.

پس از این‌که چنین آثاری مورد ارزیابی قرار گرفت آنها می‌توانند نقاط ضعف و قوت آثار را تشخیص دهند، بنابراین می‌توانم بگویم تلاش شده جشنواره جنبه تشریفاتی نداشته باشد، بلکه جنبه کاربردی آن غالب باشد.

جشنواره‌ها بیشترین خاصیت‌شان وقتی است که اثرگذار باشند و ما این اثرگذاری را در آثار بعدی برگزیدگان هم ببینیم. برای برگزیدگان این جشنواره در سطوح مختلف چه تدابیری اندیشیده شده که در ادامه آثار شاخص‌تری ارائه کنند؟

برای تشویق و ترغیب آثار برگزیده استان‌ها، یکی از راهکارها در واقع تشویق افراد موفق از طریق جشنواره است. این جشنواره در حد خودش کارکرد دارد، اما در حدی که جشنواره می‌تواند موثر واقع شود. باید بگویم طبیعتا کسانی که در ساختارهای مختلف برنامه تولید می‌کنند و از امتیاز بالایی برخوردار می‌شوند از جوایز جشنواره هم بهره می‌برند. علاوه بر این، یک بانک اطلاعاتی از برگزیدگان جشنواره جمع‌آوری خواهد شد که این بانک اطلاعاتی می‌تواند در به‌کارگیری کسانی که در جشنواره موفق بوده‌اند، عمل کند؛ همچنین کسانی که در جشنواره موفق می‌شوند طبیعتا در مراکز استان‌ها کار‌های مهم‌تر و اساسی‌تر به آنها داده خواهد شد.

مثلا اگر کسی در حوزه مستند در جشنواره جایزه گرفته است به طور طبیعی در آن مرکز شاخص خواهد شد و کارهای فاخر در حوزه مستند به او سپرده می‌شود، ولی مساله این است که عده‌ای از برنامه‌سازان، موفقیت‌شان مدام در جشنواره تکرار می‌شود، ما برای این  تکرار باید فکری بکنیم تا فرصت حضور برای کسانی که در سطوح پایین‌تری هستند فراهم شود. تلاش داریم پس از خاتمه جشنواره شانزدهم برای فینال فینالیست‌ها هم تمهیدی بیندیشیم.

مراکز استانی از جهات گوناگون در یک سطح نیستند. تفاوت پتانسیل‌ها، تفاوت ماموریت‌هایی که برای هر کدام از آنها تعریف شده و خیلی چیزهای دیگر باعث می‌شود ما در انتخاب آثار، پاره‌ای ملاحظات را در نظر بگیریم. این تفاوت در جذب و داوری چگونه لحاظ خواهد شد؟

نظر شما درست است. مراکزی که دارای شبکه هستند، دستورالعمل‌های محتوایی یکسان دارند.

و این شبکه‌ها چه تعداد هستند؟

بجز 3 مرکز استان، بقیه همه دارای شبکه‌های استانی هستند. به عبارت دیگر در تهران دستورالعمل‌های محتوایی به آنها ابلاغ می‌شود و کنداکتور آنها در اینجا مدیریت می‌شود. اولویت تولید پخش آنها نیز کاملا مشخص شده است و ما برای تحقق آنها حرکت می‌کنیم. به عبارت دیگر، در حال حاضر مراکز استان‌هایی که دارای شبکه استانی هستند از حیث محتوایی و کنداکتور تحت مدیریت واحد ستاد قرار دارند؛ اما مهم است که آنها در قالب این دستورالعمل‌ محتوایی و کنداکتور ابلاغی مقتضیات استانی خودشان را در نظر بگیرند و برنامه تولید کنند، یعنی اگر زبان خاص دارند باید درصدی از برنامه‌های تولیدی‌شان را به آن زبان اختصاص دهند.

اگر در آن استان برخی موضوعات باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، باید بیشتر به آنها پرداخته شود، ولی چارچوب محتوایی و کنداکتور از سوی ستاد ترسیم و اول هر سال به آنها ابلاغ می‌شود، پس رویه واحدی در مراکز استان‌ها حاکم است. چنانچه محتوای اثری که برای جشنواره فرستاده شده،‌بومی‌تر باشد،‌ منطقه‌ای‌تر و نزدیک‌تر به خصوصیات بومی و محلی آن دیار باشد از امتیازات بیشتری برخوردار خواهد شد. پس سیاست‌ها واحد است،‌ اما از نظر ساختار و قالب‌ها، متنوع و متکثر است.

ایده‌آلی که در حال حاضر برای شبکه‌های استانی مطرح است، هنوز برنامه‌های آنان در شبکه‌های ملی و در کنار آن حضور در شبکه‌هایی مثل جام‌جم است. در این موفقیت چقدر حضور در جشنواره می‌تواند تاثیر داشته باشد؟

به صورت مشخص تاثیری ندارد. یعنی کسی که در جشنواره موفق شد الزاما به آن معنا نیست که برنامه او از شبکه‌ جهانی قابل پخش خواهد بود، بلکه هر برنامه‌ای که در شبکه‌های جهانی یا سراسری پخش می‌شود شرایط خاص خودش را دارد و متناسب با آن برنامه باید قضاوت شود.

چه بسا فردی یک کارش در جشنواره بدرخشد، اما کارهای بعدی‌اش آنچنان که باید نباشد؛ ولی حضور در شبکه‌های ملی دارای ضوابط و قواعد دیگری است که عمدتا بین معاونت مجلس و استان‌ها و شبکه‌ها تنظیم و تدوین می‌شود، مراکز استان‌ها هم با آن شاخص‌ها آشنا هستند و متناسب با آن شبکه‌های ملی، از آن برنامه‌ها استفاده می‌کنند.

از بازتاب حضور آثار استانی در شبکه‌های ملی بگویید؟

خوشبختانه ما در شبکه‌های ملی حضور خوبی داریم و این روند سیر صعودی هم دارد. ما طی 3 سال گذشته شاهد یک جهش پخش آثار استانی در شبکه‌های ملی بوده‌ایم. از آن گذشته تقریبا همه امور شبکه‌های ملی در استان‌ها، توسط شبکه‌های استانی انجام می‌شود، مثل پوشش اخبار و گزارش‌های سفرهای مقامات عالی‌رتبه‌ کشور.

در سه چهار سال پیش باید گروه‌هایی از تهران اعزام می‌شدند، در حالی که حدود 5/2 درصد برنامه‌‌های شبکه‌های ملی باید به وسیله مراکز استان‌ها آماده شود. که خود نشان می‌دهد در حال حاضر این اطمینان به وجود آمده که شبکه‌ها برنامه تولید کنند.

بحثی که در جشنواره‌ای مثل تولیدات مراکز مطرح می‌شود. گستردگی حیطه‌های تخصصی است که مورد داوری قرار می‌گیرد. آیا جشنواره تولیدات مراکز در حال حاضر به جایی نرسیده که بخواهد به جشنواره‌های تخصصی‌تری تقسیم شود. اصلا چنین دورنمایی برای آن در نظر گرفته‌اید؟

بله. این موضوعی است که در دست بررسی است. ما بعد از پایان جشنواره شانزدهم در شیراز این موضوع و چند موضوع دیگر را مورد بررسی قرار خواهیم داد، مثل آسیب‌شناسی و بازبینی جشنواره همین طور بررسی این موضوع که مقدمات جشنواره‌هایی فراهم شود که این جشنواره در کنار آن جشنواره‌های مقدماتی باشد. می‌خواهیم جشنواره به لحاظ کمی آنقدر بزرگ نشود که از اهداف خودش فاصله بگیرد.

با بعضی برنامه‌سازان و کارگردانان شهرستانی که صحبت می‌کردم از بودجه کم اختصاص یافته به آثارشان گلایه داشتند و معتقد بودند آثارشان با بودجه‌ای معادل یک دهم آثار تهرانی ساخته می‌شود، ولی هنگام مقایسه معمولا این پارامتر اصلا ندیده گرفته می‌شود.

این که در مراکز استان‌ها آثار با هزینه کمتر نسبت به شبکه‌های ملی ساخته می‌شوند، شکی در آن نیست. من نمی‌خواهم مقایسه‌ای با شبکه‌‌های ملی بکنم، ولی با حداقل برآوردها در مراکز استان‌ها برنامه تولید می‌شود. ما در سیما در این زمینه رشد چندانی نداشتیم، اما در زمینه صدا رشد داشته‌ایم.

یکی از دغدغه‌های مراکز همین پایین بودن نرخ تولیدات در مراکز استان‌هاست و این یک واقعیت است اگر قرار باشد برنامه‌ای که به صورت «الف» و «ب» در شبکه‌های ملی تهیه می‌شود، در مراکز استان‌ها ساخته شود چند برابر آن برنامه تولید خواهد شد؛ ولی نکته پرسش شما این بود که آیا ما متناسب با آن اعتبار، آثار را ارزیابی می‌کنیم یا متناسب با وضعیت شبکه‌ها. قطعا دومی نخواهد بود. شاخص‌ها، معیارها و ملاک‌های ما در ارزیابی، متناسب با توانمندی‌های فنی و اعتباری خواهد بود.

از آن گذشته مقایسه شبکه‌های ملی با شبکه‌‌های استانی کار نادرستی است، چون قرار نیست شبکه‌های استانی کار شبکه‌های ملی را انجام دهند یا بالعکس. اگر چنین اتفاقی بیفتد اشکال جدی روی خواهد داد. هر شبکه براساس تعریفی که برای آن شده باید کارش را انجام دهد.

کارهایی که ما به اسم آثار ساخته شده در مراکز استان‌ها می‌بینیم یکجوری همانند سازی با آثار تولید شده در شبکه‌‌های ملی است. فقط ممکن است داستان فیلم در بوشهر، کرمان، سیستان و بلوچستان، مشهد یا اردبیل بیفتد وگرنه همه مقتضیات یک داستان تهرانی را دارد.

آیا یک مرکز خوب استانی می‌تواند رقیبی برای شبکه‌های ملی به حساب آید؟

من عنوان رقابت را برای شبکه‌های استانی و ملی خیلی نمی‌پسندم. عنوان مشارکت، همپوشانی و مکمل بودن بیشتر تداعی‌کننده آن حس است. چون رقابت در جایی است که همه چیز برابر باشد. وقتی ماموریت‌ها و اهداف یکی باشد، رقابت‌ها معنا پیدا می‌کند. به هر حال شبکه‌های استانی تعریف خاص خودشان را دارند.

در حال حاضر، میزان استقبال مردم در استان‌ها از مراکز صداوسیما چقدر است؟

ما 3 شاخص برای رصد کردن استقبال مخاطبان داریم، میزان رضایت، میزان اعتماد و میزان مخاطب. اینها عواملی هستند که ما براساس آنها میزان مخاطب را مشخص می‌کنیم. میزان مخاطب در برنامه‌های سیمای مراکز بین 60 تا 70 درصد، میزان اعتماد بین 70 تا 75 درصد و میزان رضایت از این برنامه‌ها 40 تا 55 درصد است که باید میزان رضایت‌مندی را در این زمینه افزایش دهیم ولی همین میزان رضایت در بخش خبری شبکه‌های استانی بالای 85 درصد است. اخبار کاملا محلی است، در نتیجه شبکه‌های استانی بیشتر مورد اقبال مردم قرار می‌گیرند.

شما خود قبلا مدیر یک شبکه استانی بوده‌اید و از نزدیک با مشکلات رسانه آشنایی دارید. اگر قرار باشد به نقاط ضعف دوره‌های قبلی جشنواره اشاره کنید، به چه مواردی اشاره می‌کنید؟

از موضوعاتی که باید یک بازنگری جدی روی جشنواره بگیرد، باید بیشتر به استانی بودن جشنواره توجه شود. الان جشنواره تا حدود زیادی استانی  تهرانی است.

یعنی چی؟

ما تا می‌توانیم باید از برنامه‌سازان و عوامل تولید برنامه‌های استانی در جشنواره استفاده کنیم. یعنی حتی به نظر من باید از داوران و مجریان استانی استفاده کنیم و تمهیدی بیندیشیم تا تماما جشنواره را به سمت و سوی استانی شدن پیش ببریم. این از اشکالاتی است که فعلا وجود دارد. من حتی فکر می‌کنم به صورت ضربدری برنامه‌ها را میان مراکز استان‌ها تقسیم کنیم و آنها درباره برنامه‌ها  اظهارنظر کنند.

موضوع بعدی این است که خود جشنواره بررسی شود که آیا با توجه به حجم زیاد تولیدات مراکز، این جشنواره باید به صورت سالانه برگزار شود یا دوسالانه. همچنین این موضوع بررسی شود که ما سالانه جشنواره‌های منطقه‌ای داشته باشیم و هر دو سالانه یک جشنواره مراکز استانی. نکته دیگر این است که جشنواره از حیث بهره‌وری و کاردهی باید مورد تجدیدنظر قرار بگیرد.

در حال حاضر، جشنواره به صورت مشترک با یکی از مسوولان استانها برگزار می‌شود. در واقع ما برای این که بتوانیم برخی کارهای فرهنگی آن استان را برگزار کنیم، این جشنواره را برگزار می‌کنیم. در حالی که فلسفه وجودی جشنواره این نیست.

این جشنواره تولیدات مراکز استانی است و ما باید در یک رقابت سالم آن را برگزار کنیم و بعد خروجی ضعف و قوت جشنواره را در اختیار مراکز قرار دهیم، اما ما آمده‌ایم اهداف فرعی برای جشنواره تعریف کرده‌ایم. مثل این که وقتی جشنواره در یک استان دیگر برگزار می‌شود، چند روز در آنجا برنامه‌های جنبی اجرا می‌شود که این برنامه‌ها گاه با اهداف اصلی جشنواره چندان همخوانی ندارد.

در طول سال‌هایی که در جشنواره بودم، ندیدم آثار برگزیده به صورت یک بسته یا به صورت عمومی نمایش داده شوند.

این یکی از ضعف‌های جشنواره بوده است. البته تا حدودی این آثار در کمیسیون‌های مختلف جشنواره به نمایش گذاشته می‌شود و روی آنها بحث می‌شود، اما به دلیل محدودیتی که کمیسیون‌ها دارند، طبیعتا همه آثار را نمی‌توانند بپذیرند و نمایش دهند.

پس از جشنواره شانزدهم قرار است طرح‌هایی اجرا شود. ازجمله مجموعه آثار برتر در اختیار شبکه‌های ملی قرار بگیرد و پخش شود علاوه بر آن، میزگرد نقد و بررسی برای جشنواره گذاشته شود.

ولی در سطح مراکز استان‌ها این گونه نیست و تمام آثار برتر و آثاری که به هیات داوران معرفی شده‌اند، در اختیار همه مراکز استان‌ها قرار خواهند گرفت و این آثار بتدریج در طول سال از این شبکه‌ها پخش خواهد شد.

 باید امانتدار میراث فرهنگی‌مان باشیم‌

 استان‌های غرب کشور درصد زیادی از برنامه‌هایشان را با زبان محلی می‌بینند، مثلا در آذربایجان شرقی برنامه‌های زیادی به زبان ترکی پخش می‌شود، حتی برنامه کودک آنها به زبان ترکی پخش می‌شود. مراکز کردستان، مازندران و گیلان هم اینچنین است. در جاهایی که زبان تفاوت دارد یکی از مولفه‌ها این است که برنامه‌ها با همان زبان اصلی پخش می‌شوند.

نکته‌ای که شما می‌گویید درباره تله فیلم و سریال‌هاست که خوشبختانه در 3 سال گذشته این موضوع رعایت و در جشنواره‌ هم به آن تاکید شده است؛ ولی فراموش نکنید که ما یک سری همپوشانی‌های فرهنگی هم در کشور داریم. علاوه بر این باید اعتراف کنیم که رقابت و ارزیابی آثار استانی کار سختی است، چون ما از یک طرف به بومی‌سازی تاکید داریم و از طرفی آمده‌ایم بومی بودن را به یک استان محدود کرده‌ایم.

اگر چنین چیزی را بپذیریم در واقع همپوشانی‌ها دیگر جواب نمی‌دهد؛ مثلا غرب کشور یک سری مشترکات با هم دارند، همچنین شرق کشور. ما تعریف استانی کرده‌ایم. این نقد ملیحی بر وضعیت توزیع شبکه‌های استانی است. ما باید قلمروی فرهنگی یک منطقه را در نظر بگیریم نه قلمروی سیاسی و جغرافیایی و تقسیم‌بندی استانی را. یک مثال بزنم.

بسیاری از آداب و رسوم، رفتار، لهجه، زبان و تاریخ کهن شرق کشور و مشخصا خراسان یکی است. شما نمی‌توانید موسیقی مقامی جنوب خراسان را از هم تفکیک کنید. این یک پیکره است. آیا با تفکیک استان‌ها باید این پیکره را جدا کنیم.

این کار باید با دقت و ظرافت انجام شود. ما می‌گوییم تا جایی که قلمرو فرهنگی شما اجازه این همپوشانی را می‌دهد، این کار را انجام دهید. ولی هیچ وقت نباید این را دستمایه ملی فرض کنید، بلکه باید به آن به صورتی که وجود دارد، پرداخته شود. ما باید امانتدار میراث فرهنگی‌مان باشیم. به جای آن که ما آن موضوع مهم را در یک قلمرو فرهنگی بپردازیم و آن را رقیق و در سطح ملی ارائه کنیم، بهتر است سعی شود مشخصه‌های بومی و محلی در آثار شهرستان‌ها لحاظ شود.

مهدی غلا‌محیدری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها