آنچه آن زندهیاد در کوتاهترین جملات گفته بود، ناظر بر گلایه تاریخی و طولانیمدتی است که اهل ذوق و علاقهمندان به ادبیات معاصر اعم از شعر و داستان و نقد ادبی و... از دانشگاهها و موسسات آموزش عالی داشتهاند. این گلایه تنها به غربت ادبیات معاصر در متون درسی و برنامههای آموزشی معطوف نمیشود، بلکه به غیبت تلخ و دامنهداری برمیگردد که ادبیات معاصر در همه حوزههای تحقیق و تدریس در آموزش عالی ما دارد و اگر گاه استادان یا دانشجویانی این رکود را شکستهاند و براساس ذوق شخصی به موضوعات روز ادبی پرداختهاند، این موضوع به درخشش تکستارههایی در شب سیاه میماند.
کمرنگ بودن ادبیات معاصر در حوزههای آکادمیک به فقر جنبههای علمی و تئوریک ادبیات امروز ما دامن زده است و این فقر روزافزون باعث شده است، اندک اندک حوزه تئوریپردازی ادبی که وظیفه ذاتی دانشکدههای ادبیات است از محیط دانشگاه و دسترس افراد صاحب صلاحیت خارج شود.
در سالهای اخیر شاهد برخی حرکتهای امیدوارکننده در این حوزه بودهایم از جمله نشستهای نقد و بررسی کتابهای شعر و داستان روز، جلسات هماندیشی درخصوص موضوعات روز ادبی، دعوت از شاعران، داستاننویسان، مترجمان و منتقدان شناخته شده و همایشهای بزرگداشت چهرههای تاثیرگذار ادبیات که دانشکدههای مختلف و تشکلهای دانشگاهی بانیان برگزاری آن بودهاند.
آنچه در این میان قابل توجه است، غیبت دانشکدههای ادبیات در این میان است؛ چرا که اغلب این جلسات و هماندیشیها توسط دانشکدههایی غیر از دانشکده ادبیات و تشکلهای دانشگاهی و دانشجویی علاقهمند به حوزه ادبیات و بر اساس سلایق شخصی برگزار میشود.
به نظر میرسد دانشکدههای ادبیات باید با ورود جدی و برنامهریزی شده به موضوعات مرتبط با ادبیات معاصر بر اساس تغییر اندیشیده شده در نگاه به ادبیات روز، خلا تئوریک در این حوزه را جبران کنند و نسیم شعر، داستان، نقد ادبی و مباحث امروزین را در دانشگاهها بوزانند تا دیگر اهل ذوق مجبور نباشند، ذوق خود را به نگهبانان دانشگاهها بسپارند.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.